متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

متن و منتقد | مرداد ۱۳۹۸

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

رهایی

رهایی

می‌اندیشم؛

رهایی، حس خوشایندی است.

ما را برمی‌آشوبد اما برنمی‌کشد.

 و این‌گونه است كه شعر متولد می‌شود...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۸ | 20:10 | نويسنده : |

وجود و وجوب

غدیر؛ نقطه مرکزی در گفتمان وحدت تشیع و تسنن

(دکتر عبدالله مرادی)

  • جهان اسلام، به جهت غلظت نگرش فرقه‌ای پیروان در یکسره حق دانستن و باطل قلمداد کردن یکدیگر، دچار آسیب «تفرقه، تکفیر و انتحار» گشته است. موضوعی که بخش عمده‌اش ریشه در نزاع تاریخی امت پس از رحلت رسول اکرم (ص) دارد و هم‌اکنون نیز به‌واسطه مداخله استعمار، وجه خشونت‌آمیز آن، پررنگ‌تر از هر زمان دیگری است؛ اما مسئله جانشینی رسول اکرم (ص)، نه مایه اختلاف، بلکه ازقضا نقطه مرکزی «وحدت» شیعه/سنی در تأسیس فلسفه سیاسی اسلامی است [...]

نقد و تحلیل

وجود و وجوب

مفروض است؛

مفاهيم وابسته به معنا است و معنا فردگرا نيست.

فرديت نماد عينيت و مصداق تفوق فرد بر زمینه‌ی ظهور معنا است. ازاین‌جهت كه ویژگی‌های فردي باعث تسهيل عینیت‌بخشی مفاهيم می‌شود، فراتر از زمان و مكان متضمن حتميت وجوب ارزش‌های مستتر در مفاهيم نبوده بلكه معرف آن است.

توسعه ارزش‌های مستتر مفاهيم، تدريجي و رشد يابنده است و به‌تناسب ظرفيت زمان و مكان، اقتضاي وجوب می‌یابد.

وجوب، قابليتي عرضي است كه استحسان و اولويت آن در ظرف زمان و مكان تعيين می‌یابد [...]


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۸ | 21:24 | نويسنده : |

نوشتن و نهشتن

نوشتن و نهشتن

براي بسياري از ما نوشتن، عادت لذت بخشي است كه منجر به تكرار تجربه لذت درخودماندگي می‌شود.

تا روزمرگي زندگي را با عبارات فلسفي تزيين و بر ديوار انديشه به‌مثابه هنر بياويزيم.

در اين صورت ما به تظاهر هنر برخاسته‌ایم و در غوغاي فلسفه در باخته‌ایم.

این‌گونه نوشتن، نهشتن است و در خود ماندن كه ما را برمی‌انگیزد تا خودميان بيني را مظهر شكوه و فرهمندي بناميم و بر آن بباليم.

اندكي بيشتر بايد صبوري كرد تا آتش شهرت فروبنشیند و درد رهايي فزوني گيرد.

رهايي، فرصت نيست، حكمت است.

نويسنده متفکر، زماني می‌نویسد كه مانند ببر، آماده رها شدن باشد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۸ | 21:21 | نويسنده : |

شور و شوق

شور و شوق

می‌اندیشم؛

برخي آدم‌ها مثل آهنگ‌اند؛

ما را به شور می‌آورند...

و

خود، به شوق می‌روند...

(حمید ژیان پور)


برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۸ | 21:19 | نويسنده : |

خوشبختي

خوشبختي

می‌اندیشم؛

خوشبختي درخت نونهالي است در حال تنومند شدن كه براي شكوفايي به تلاش، مراقبت و صبوري نياز دارد. ثمره درخت خوشبختي در ازخودگذشتگي و به تأخیر انداختن تمناي منیت فردي، حاصل می‌شود.

انسان شريف و خردمند، حقش را نمی‌گیرد خرج كند. حقش را می‌جوید، آن را مانند دانه‌ای پاك در دل زمين زندگي، با عشق، ايمان و اعتماد می‌کارد، از آن مراقبت و به‌پای آن صبوري می‌کند تا چون نهالي پرثمر به شكوفايي برسد و باغ زندگي را آباد و سرسبز سازد.

آري آفريدن و سازندگي كاري به‌غایت خردمندانه است كه اصالت و شرافت آن را به‌پیش می‌برد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۸ | 23:1 | نويسنده : |

تكرار تجربه عشق (2)

تكرار تجربه عشق (2)

این‌که كسي بتواند عقل و احساس خود را نسبت به عشق نو به نو كند، از خود انسان تازه‌ای ساخته است كه مواجهه نوظهور با عشق دارد. چنين انساني در قلمرو ناشناخته عشق، به تكرار درنمی‌افتد و درحالی‌که به تكرار تجربه عشق دست نخواهد زد، به‌تازگی و طراوت دست خواهد يافت.

خودميان بيني، ما را به تكرار تجربه عشق و نه خود عشق درمی‌اندازد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۸ | 13:40 | نويسنده : |

تکرار تجربه عشق (1)

تکرار تجربه عشق (1)

می‌اندیشم؛

عشق منجر به تجربه تكرار نمی‌شود.

هر فعل عاقلانه و عاشقانه، فقط یک‌بار اتفاق می‌افتد، بعدازآن درافتادن در تكرار، عملي مداهنه و مشروط است.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۸ | 13:35 | نويسنده : |

هگل و انقلاب کبیر فرانسه

هگل و انقلاب کبیر فرانسه: مواجهه انتقادی با دو رویکرد تفسیری

(محمدامین مرئی (پژوهشگر فلسفه سیاسی))

متن کامل در فایل HHH 


نقد و تحلیل

انسان به آزادي می‌اندیشد

اندیشه‌های فلسفی، گزاره‌های مبسوطي است که تا منتهای درجه فهم گفتمان، دارای شمولیت ذاتی است و درکاربست تئوریک و ساخت محتوای دانش، محصور نمی‌ماند.

این بدان معنی است بالاتر از وهم اندیشگی، ممکن است نوعی شمولیت ذاتی در بسط مفاهیم ناآشنا با زمینه‌های تاریخی، باعث بشود که از حصار توهم کاربست تئوریک دانش عبور کرده و نگاه باطني ما به سمت شمولیت اندیشه، سوق پیدا کند.

ازاین‌رو گزاره‌های فلسفی نیازمند تأمل و تحیر (و نه تدبر) در گفتمان اندیشگی است و فراتر از کاربست تئوریک دانش و زمینه‌های تاریخی آن، تحلیل فرا ایده موجب می‌شود تا درك فراشناخت ما در تأمل و تحیر به‌پیش برود و اندیشمند را در انديشگي، موردنقد و تحلیل قرار بدهیم [...]


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۸ | 23:13 | نويسنده : |

فلسفه سیاسی

فلسفه سیاسی

می‌اندیشم؛

فلسفه در بی‌نیازی و سياست در اوج نياز رخ می‌نمایاند.

فلسفه سياسي، گفتمان حد نفس و جستاري معرفت‌شناسانه به‌سوی خویشتن‌داری است كه مانند اخلاق، تكليف مدار نيست و آدمي را برنمی‌آشوبد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۸ | 23:4 | نويسنده : |

شهوت حقیقت

شهوت حقیقت

زياده از عدالت و حقيقت سخن گفتن، تعلق‌خاطر ما را به دنيايي از "بودن" براي بودن و نه براي روييدن، نشان می‌دهد و منجر به ناديده گرفتن شكوه و عظمت عدم (مرگ)، رنج و درد می‌شود.
خوشبختي مانند كوه، سپيد نيست.
خوشبختی مانند دشت، سرسبز نيست.
خوشبختي مانند بهشت، رنگارنگ نيست.
خوشبختي رنگ شب است. رنگ تاريكي و ناپيدايي و عدم كه در اوج ناممكن، به‌سوی امكان، اميدوارانه، آرام و بی‌صدا، درحرکت بطني به سمت شكوفايي وجود، در حال رشد است.
به فرزندانمان بياموزيم رزمنده ميدان شهوت حقيقت، نباشند...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۸ | 6:58 | نويسنده : |

نماد حقیقت

نماد حقیقت

می‌اندیشم؛
حقيقت زندگي، مبهم و ناپيدا است. روش زندگي و يا بندگي، نماد حقيقت ناپيدا است كه در طول زمان به‌وسیله تغيير، معنا می‌یابد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۸ | 6:54 | نويسنده : |

انتقام چمن

داستان کوتاه

انتقام چمن

(ریچارد براتیگان)


نقد و تحلیل

انتقام چمن، انتقام نامتعارف

"انتقام چمن"، داستانی معنا محور و دارای ساخت زبانی است که در آن روابط اجتماعی، نظم و قواعد زندگی، کیفیتی معنادار، ضمنی و زبانی دارد و دارای هژمونی گفتمان است. داستان، با زبان تقابل گفتمان آغاز می‌شود.

 کلیدواژه "انتقام چمن"، مفهومی است که بر تقابل تأکید می‌کند و زبان تقابل را در واکاوی هژمونی استیصال فرادست بر فرودست، می‌نمایاند. ساختار تقابل بر دلالت ارتباط معنی‌دار عناصر طبیعت با انسان، معرف نوعی ستیز است که در آن طبیعت ناهوشیار، تسلط یا هژمونی خود را بر خودانگیختگی افسارگسیخته انسان، نشان می‌دهد و او را مغلوب زبان خود می‌کند. "حیاط جلویی زمستان‌ها چاله‌ای گل می‌شد و تابستان‌ها مثل سنگ سخت بود. جک همیشه به حیاط فحش می‌داد، انگار زبان می‌فهمد."

 "جک" نماد مفهوم "دیگری" (the other) است که بیگانه‌وار زیست می‌کند و به حاشیه رانده‌شده است.


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل داستان
برچسب‌ها: نقد و تحلیل داستان

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۸ | 13:27 | نويسنده : |

قربانی

قربانی

حضرت ابراهيم پیام‌آور تغيير بود.
حقيقت زندگي، مبهم و ناپيدا است. روش زندگي و يا بندگي، نماد حقيقت ناپيدا است كه در طول زمان به‌وسیله تغيير، معنا می‌یابد.
در رويكرد روانكاوي فرويد برخي از رفتارهاي وسواسي ناشي از سركوب احساس گناه در فرد است. در مكتب رفتارگرايي نيز، رفتار شرطي می‌تواند بیان‌کننده ناتوانی شناختي فرد در حل تعارضات ناشي از پيوند يک محرك با پاسخ از پيش فراخوان باشد و به رفتار جهت بدهد.
ما دراین‌باره به بيان رابطه نمی‌پردازیم و به‌عنوان‌مثال قصد نداريم تا رابطه ميان رفتار بيروني قرباني كردن با رفتار دروني فرد را بيابيم و درباره آن قضاوت كنيم. بلكه سخن ما درباره فهم معاني است و به تأمل درکنش فلسفي معناي قرباني می‌پردازیم.
قرباني يك رفتار بيروني نيست. يك معنا است كه ممكن است به رفتار حتي دروني نيز نينجامد و از زمان عبور نكند. به اين معني كه ما در زمان خودمان به درك عينيت رفتار قرباني نرسيم؛ اما اين بدان معنا نيست كه قرباني عينيت نمی‌یابد.
معنا، ذهنيت و رفتار عينيت است.
منطقاً عينيت، برخاسته از ذهنيت و ذهنيت، مقدم بر عينيت است. بنابراين حصول رفتار عينيت قرباني دور از انتظار نيست.
در عصر ما شهادت، مفهوم عينيت يافتن قرباني است.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۸ | 6:53 | نويسنده : |

اضمحلال

اضمحلال

همه‌چیز دوطرفه است و موجب تعالي و رشد انسان می‌شود. جز رابطه انسان با حماقت كه موجب می‌شود فقط حقوق خود را ببيند و با لجاجت افسارگسیخته بر آن پاي فشارد. چنين انساني خيلي زود به حق خود می‌رسد اما در جاده‌ای یک‌طرفه كه انتهاي آن اضمحلال اخلاق است به مرز فروپاشي نزديك و در اضطراب ناشي از بی‌هویتی و دون مايگي فرو خواهد افتاد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۸ | 0:31 | نويسنده : |

ترس از ناشناخته‌ها

ترس از ناشناخته‌ها

می‌اندیشم؛

ما با ناشناخته‌ها، هراسناکیم.

ترس از مرگ به معنی از دست رفتن جهانی است که ما آن را نمی‌شناسیم...

مرگ، نماد تفوق انسان بر ناشناخته‌ها است...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 10:36 | نويسنده : |

تاریکی

تاریکی

تاريكي اصالت دارد.
تاريكي، حقيقت آدم‌ها است.
شب، نمايش غم‌انگیز و یأس‌آور از تاريكي است كه خود را جای آن می‌نشاند و فريبنده است.
شب را باور ندارم 
همانگونه که غم را...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 9:20 | نويسنده : |

رنج و تاریکی

رنج و تاریکی

غم نمايشي از رنج است
و
شب نمايشي از تاريكي است

شب را باور ندارم
همان‌گونه كه غم را...
رنج را می‌ستایم
همان‌گونه كه تاريكي را...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 6:52 | نويسنده : |

داستانک موسی کو تقی

داستانک موسی کو تقی

(محسن رحیم دل)

کلب زلیخا، زیر قوری را خاموش کرد و از همان‌جا داد زد:

"... اوس رحمت صبحونه..."

اوس رحمت چشم باز کرد، دهن‌دره‌ای رفت و شکمش را خاراند، کش‌وقوسی به خود داد و باز خمیازه کشید، دستانش را به دو سمت دراز کرد و گردنش را مالید، بعد از طی کردن مراحل بیدار شدنش، نیم‌خیز شد و سر سفره نشست. کلب زلیخا لیوانی پر از دندان را جلو او گذاشت و گفت:

"... ‌برو روتو بشور..." [...]


نقد و تحلیل

كلاف در هم بازي (به كسر زبان)

 گاهی که داستان، با ذهن مخاطب بازی می‌کند، ذهنیت او میان دو وضعیت (خوب و بد) فرازوفرود می‌یابد و به‌مثابه ابزار هم‌نوایی با عناصر فرم داستان، بدون آن‌که کشش، کنش و تغییری در کمک به شکل‌گیری و توسعه الگوی معنابخشی مفاهیم مستتر، به وجود بیاید، به بازی سرگرم‌کننده مشغول می‌شود.

در این صورت به نظر می‌رسد مخاطب مغفول کنشگری اثر و پدیده زیست‌شناختی فرم داستان قرارگرفته و از بازشناخت و تحلیل فهم عمیق کنکاش در ذهنیت تفسیری (هرمنوتیک) ذهن خود، بازمانده است.[...]


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل داستان
برچسب‌ها: نقد و تحلیل داستان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۸ | 15:41 | نويسنده : |

زیبایی

زیبایی

می‌اندیشم؛
زيبايي، ناپيدا و چون آتش سوزنده است.
می‌سوزاند و پاكيزه می‌کند...
زيبايي، با ما و برعلیه ما است...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۸ | 9:22 | نويسنده : |

گفتمان تاريكي

گفتگو

تاريكي

استاد ژیان پور:

تاريكي اصالت دارد.

تاريكي، حقيقت آدم‌ها است.

شب، نمايش غم‌انگیز و یأس‌آور از تاريكي است كه خود را جای آن می‌نشاند و فريبنده است.

شب را باور ندارم

همان­گونه که غم را...

آقای نجفی:

شب بهترین دلیل برای روز است.

استاد ژیان پور:

روز دليل چيست؟

آفتاب آمد دليل آفتاب؟ [...]


موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسب‌ها: گفتمان

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۸ | 21:2 | نويسنده : |

عاشق

عاشق

می‌اندیشم؛

زن‌ها را نمی‌توان عاشق كرد

زن‌ها عاشق می‌شوند.

و

مردها عاشق نمی‌شوند

مردها را می‌توان عاشق كرد.

(حمید ژیان پور)


برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۸ | 15:37 | نويسنده : |

آشنايي

آشنايي

می‌اندیشم؛

آشنايي، حس خوشايندي است.

ما را به شور می‌آورد، ما را به شوق می‌برد...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 18:47 | نويسنده : |

ديكتاتور

گفتگو

ديكتاتور

استاد ژیان پور:

می‌اندیشم؛

ديكتاتورها با سكوت می‌رویند و در سكوت می‌میرند.

ديكتاتور، محكوم به سكوت است.

سادات هاشمی:

به نظر من عمومیت ندارد...

چه رویش و چه مرگ دیکتاتورها بیشتر با هیاهو هست تا سکوت.

ثمین دوراندیش:

امكان رويش و مرگ در سكوت هم هست!...

كمى فكر... [...]


موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسب‌ها: گفتمان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 18:49 | نويسنده : |

واژه حمل

واژه حمل

(رضوان عینی)

در تبیین نظریه صدرالمتالهین در مورد "حمل ذاتی اولی" روشن‌شده است که وی حمل جنس و فصل را بر نوع از قبیل حمل شایع می‌داند، ولی در دفع شبهه وجود ذهنی از اختلاف در حمل به ذاتی اولی و شایع صناعی کمک می‌گیرد و این خود موجب ایهام این نکته است که حمل ذاتیات شیء بر شیء، حمل ذاتی اولی است نه حمل شایع صناعی؛ بنابراین، چگونه ملاصدرا حمل ذاتیات را بر ذات، حمل عرضی و حمل شایع می‌دانند؟

توضیح مطلب این‌که قائلان به وجود ذهنی مدعی‌اند که هر چیزی که تصور شود ماهیت همان چیز به ذهن می‌آید و مدرک واقع می‌شود. حال مشکل این است که وقتی ماهیت خارج از ذهن اعم از جوهر و کم، به ذهن می‌آید، ماهیت در ذهن همان ماهیت در خارج است. از طرف دیگر، چون این مدرک یکی از کیفیات نفسانی است، لازم می‌آید که یک شیء هم جوهر باشد و هم کیف نفسانی، اگر ماهیت جوهری تصور شود و یا لازم می‌آید یک شیء هم کم باشد و هم کیف نفسانی، اگر ماهیت کمی تصور شود[...]


نقد و تحلیل

تبیین مفهوم واژه "حمل"

مفهوم "حمل" واجد کیفیتی بالذات باواسطه است. ازاین‌رو "محدود" بالذات است. آن‌گونه كه صدرالمتالهين، بیان می‌کند، "حمل" حد بر محدود ذاتی اولی است زیرا اگرچه "بالذات" خودش بر خودش صدق می‌کند (محذور اتحاد است)، ازآن‌جهت که بالذات است، اما "صدق مفهوم بر خودش دلیل بر اندراج آن نیست" زیرا ذات مندرج نمی‌شود. این شبهه که وجود ذهنی در تبیین مدرک ماهیت در ذهن، همان ماهیت خارج، اعم از جوهر و کم است و یکی از کیفیات نفسانی است، پس چگونه ملاصدرا حمل ذاتیات بر ذات را حمل عرضی و شایع می‌داند؟ [...]


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 18:46 | نويسنده : |

ترسنده دل، لرزنده جان

"ترسنده دل، لرزنده جان"

این‌که دانش‌پژوهان و اساتيد حوزه علوم انسانی، برای پیشبرد موضوع پژوهش در جامعه، رویکرد فنی، مهارتی و تخصصی را محور پژوهیدن و تعمیق در علم قرار دهند، مسیری است که راه دشوار، پیچیده و عمیق کاویدن و فلسفیدن در علم را در مدعای پژوهش خلاصه می‌کند و راه رو به رشد علوم انسانی را در مهارت پروری درمی‌اندازد. این‌گونه کوتاه بینی، نتایج زودهنگام به بار خواهد داد و ممکن است شبه پیشرفت و وهم توسعه را نیز به بار بیاورد.

پندار توسعه، شیوه‌ای خاص و پاسخی شرطی به ‌قرار گرفتن در موقعیت علم است که معلم و متعلم را وا‌می‌دارد تا در چالش تعمیق در فضای تأملات علمی، به‌سرعت و سهولت و به‌طور شرطی، نخستین و اولین راه‌حل تعارضات فضای چالش را انتخاب و به پاره‌پاره شدن پیکره عظیم و باشکوه فلسفه علم بینجامد و چه‌بسا اعتبار انتزاعی آن را قربانی مصادیق اعتبار عینی پندار توسعه نماید [...]


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۸ | 22:53 | نويسنده : |

خیانت و شرافت

خیانت و شرافت

می‌اندیشم؛

کسی که خیانت می‌کند، در حال تخریب آرام و تدریجی شرافت خویش و جایگزینی آن با تظاهر به شرافت است.

آري؛

صدای خائن، بلند و پرآوازه است...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۸ | 18:29 | نويسنده : |

نقبی بر نقد داستان پيشاني‌نوشت‌ها

نقبی بر نقد داستان پيشاني‌نوشت‌ها

(احسان رضايي)

(درباره مجموعه داستان پيشاني‌نوشت‌ها به قلم عليرضا جوانمرد

هر كس «پيشاني‌نوشتي» دارد اما...)

بر مجموعه داستان «پیشانی‌نوشت‌ها» اولين مجموعه داستان چاپ‌شده از عليرضا جوانمرد، چندين نقد از نگاه ساختارگرايانه نوشته‌شده است. از نگاه منتقدين، اين اثر كوشيده است ضمن حفظ وفاداري به مدرنيته با هژموني ساختار رايج این‌گونه آثار مقابله كند. بااین‌وجود اين يادداشت كوشيده است از نگاهي متفاوت و بيشتر محتوايي تا ساختاري به واكاوي داستان‌هاي اين مجموعه داستان بپردازد؛ اما سؤال اينجاست كه مخاطب چگونه بايد با اين اثر روبه‌رو شود؟ يا به عبارت بهتر ما با چگونه اثري روبه‌روييم؟ [...]


نقد و تحلیل

حفره وجود، نقبی بر نقد

در رویکرد اگزیستانسیالیسم، "مرگ" نوعی مواجه با "وجود" است که در تجربه فهم هستی انسان از خودآگاهی، نمی‌گنجد. به باور اگزیستانسیالیسم، انتخاب، رخنه آزاد در فهم تجربه وجود است که "مرگ" جزئی از آن است. ازاین‌رو درک پوچی و بی‌معنایی زندگی، فهم شهودی "وجود" و نه و "مرگ" است.

این تبیین که "تنها حقيقت مطلقي كه با انسان متولد مي‌شود، مرگ است، مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه ديگر چيزي معنا پيدا نمي‌كند جز انتظار" (برگرفته از متن نقد)، نگاه ما را متوجه مفهوم "انتخاب" در رویکرد اگزیستانسیالیسم نمی‌کند بلکه به نظر می‌رسد به‌جای اصالت "وجود"، اصالت فهم بی‌معنایی و سردرگمی انتخاب را شکل می‌دهد. اینکه چیزی یا ماهیتی "ساخته" شود بااینکه چیزی "شکل" بگیرد و به فرجام نیستی و انتظار برای اینکه "مردن اهمیت پیدا می‌کند" برسد، دو معنای متفاوت است و بر اصالت رویکرد اگزیستانسیالیسم بر پدیدارشناسی "مرگ‌اندیشی" تطبیق نمی‌کند [...]


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 22:49 | نويسنده : |

زمان و زبان

زمان و زبان

روشنفكر به زمان وابسته است و به اقتضاي آن سخن می‌راند.
روشن‌بین به زبان وابسته است و در آن متحير می‌ماند.
زبان روشن‌بین در سرنوشت و زمان روشنفكر در سرگذشت در می‌پیچد.
مفاخر زمان در سرگذشت و مفاخر زبان در سرنوشت شناخته می‌شوند.
براي روشنفكر، زمان، مفهومي متغير است و روشنفكر به مقتضيات هنجارهاي ذاتي، خود را با آن تطبيق می‌دهد. درحالی‌که براي روشن‌بین، زبان، مفهومي متحير است كه قصديت زبان را منبع شناخت قرار می‌دهد.
روشنفكر به تحير در سرنوشت بيش از تعيين در سرگذشت نياز دارد.
تاريخ ممكن است "كژتابي" بياورد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 12:7 | نويسنده : |

کژتابی واژگان

کژتابی واژگان

(شهرام اقبال زاده)

در آغاز کلمه بود و کلمه خدا بود!

گمان می‌کنم همه‌ی شما بارها و بارها این عبارت کتاب مقدس را خوانده‌اید؛ پس از انقلاب دو اقدام موازی، کاربرد کلمات را مسخ و معنی آن‌ها را دگرگون و کژدیسه کرد؛ شعارهای واقعی علیه بی‌عدالتی، سلطه‌ی استعمار/امپریالیسم (به‌ویژه استعمار نو) و ستم و سرکوب را تهی؛ و واژگان استقلال و آزادی را به الفاظ پوچ و حتی مسخره بدل کردند؛ اول، تکرار شعاری و کاربرد نابجا؛ دوم، سانسور کتاب و سرکوب اندیشه پیشرو و دموکراتیک و سازمان‌های صنفی و سیاسی!

هاینریش بل نویسنده‌ی نامی آلمانی می‌نویسد: "بعد از هیتلر، همه‌ی آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است؛ اما یک‌چیز نابودشده‌ی اساسی بود که هرکسی نمی‌فهمید و آن، خیانت هیتلر به کلمات بود[...]


نقد و تحلیل

بر اساس كاربست شكاكيت هيوم، "هر قصدي كه اكنون داريم می‌تواند به نحوي تفسير شود كه با هر چيزي كه ممكن است بخواهيم انجام دهيم مطابقت داشته باشد". در اين صورت مبتني بر نظريه قاعده تعيين ويتگنشتاين (Wittgenstein, 1951) و "نحوه عمل ما برخاسته از قصديت زبان فعاليت هنجاري (norm ative) "، زبان ذاتاً اجتماعي است. كه به شيوه مشخص باور و قصديت ما را به‌سوی توجیه دفاع غیرقابل‌انکار عمل نتیجه گرا، سوق می‌دهد.

این گزاره که "یکی از شروط اثبات‌کننده صداقت روشنفکران و نیروهای اصلاح‌طلب داخلی، تعیین تکلیف با آمریکاست. واقعاً چه موضعی درباره آمریکا دارند؟" به نظر می‌رسد قصدیت نتیجه گرا است که روشنی خود را نه از مفهوم، كه از مصداق امپریالیسم جغرافیایی می‌گیرد. درحالی‌که امپریالیسم مفهومی مبهم و چندوجهی است که مصادیق آن قابلیت تفسیر و تبیین دارد [...]

 


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۸ | 18:26 | نويسنده : |

تحمل و تأمل

تحمل و تأمل

گاهي در ژرفاي پندار انديشه تا آن اندازه شگفت‌زده‌ایم كه ناخواسته و به‌یک‌باره همه آنچه را كه به تحير و شگفتي درك کرده‌ایم، در اوج عينيت و تحقق، نزديك می‌بینیم.

ابرام و اصرار مداوم در تحقق انديشه ژرف، ممكن است مبين نوعي ساده‌انگاری در مواجهه شتاب‌زده با انديشيدن باشد و ما را براي درهم شكستن برانگيزاند.

ازاین‌رو به نظر می‌رسد تحير توأمان با تأمل، الزام فلسفيدن و تحمل در تأمل، هنر انديشيدن است.

آري؛

" راهرو گر صد هنر دارد تأمل، بايدش".

(حضرت حافظ)

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۸ | 23:3 | نويسنده : |

زمين ناهموار است

زمين ناهموار است

می‌اندیشم؛

رنج‌ها، سرسره زمين هستند، ما را از هواي اوج بر روي موج، سوار می‌کنند.

زمين ناهموار است...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۸ | 22:58 | نويسنده : |

اسمم را به من نگو

اسمم را به من نگو

(شیرین ورچه)

«با سنگ‌ریزه می‌زنم به پنجره‌ت». دقیقاً همین را گفته بود. آن‌وقت‌ها پنجره‌ی اتاقش رو به کوچه باز می‌شد. طبقه‌ی اول. گفت وقتی برگردد، این‌طور خبرش می‌کند. حالا طبقه هشتم است. اگر هم بیاید که نمی‌آید، زورش به هشت طبقه که نمی‌رسد. نیمه‌های شب است. از پنجره سرک می‌کشد و به‌ردیف درخت‌ها و شمشادها نگاه می‌کند. ریز و قد‌‌و‌نیم‌قد ردیف شده‌اند. از این فاصله واقعی به نظر نمی‌رسند. مثل عکسی تو قاب پنجره‌اند. پرنده پر نمی‌زند. تک‌وتوک چراغ خانه‌ها روشن است. باریک‌راه‌های بین سبزه‌ها مثل نخ‌های خاکستری، به دایره‌ی کوچکی می‌رسد که وسطش یک درخت بید مجنون است [...]

 


نقد و تحلیل

داستان "اسمم را به من نگو" زمزمه مبهمي است، ميان دو لب، به تقلاي تقليد صدايي موزون و آهنگين كه به گوش می‌رسد و تكرار آن براي كسي كه آن را زمزمه می‌کند، خوش‌آیند است اما شنونده را بی‌طاقت می‌کند.

فضاي بسته داستان تداعی‌کننده اتاق مسخ كافكا است. در اتاق طبقه هشتم، جايي كه نیمه‌شب (نیمه‌روشن) است، صداي كافكا، مبهم، ناآشنا و ناموزون به گوش می‌رسد. مثل عكسي كه آن را قاب كرده باشند و به‌جای موجود زنده از او پذيرايي كنند و بخواهند تا برايشان بخواند.

"پرنده هم پر نمی‌زند، تك و توكي چراغ خانه‌ها روشن است" حتي بيد مجنون نيز خاكستري است [...]


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل داستان
برچسب‌ها: نقد و تحلیل داستان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۸ | 23:16 | نويسنده : |

بيان ناگفته

بيان ناگفته

دانش، به شعر منتهي نمی‌شود.
شعر، بیان مبهم دلدادگی است. دلدادگی، نماد درك حقيقت ناگفته است که اهمیت آن ناپیدا است.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۸ | 13:21 | نويسنده : |

راه یک طرفه

راه یک طرفه

می‌اندیشم؛
راه ما راه یک‌طرفه است...
انتهاي راه همان ابتداي راه است.
ممكن است، این‌طرف راه با آن‌طرف راه يكي باشد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۸ | 13:18 | نويسنده : |

جهان لحظه‌های خاك، زيبا است (2)

جهان لحظه‌های خاك، زيبا است (2)

می‌اندیشم؛

آرمان‌ها، روی خاک، نام می‌جویند و قصه‌ها، زیرخاک، بی‌نام می‌رویند...

جهان لحظه‌های خاك، زيبا است...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۸ | 23:33 | نويسنده : |

سخن گفتن ساده نيست

سخن گفتن ساده نيست

"محقق آب را از سرچشمه می‌نوشد."

انتقاد، گفتگويي ديالكتيك، رشد يابنده و مبتني بر تحليل ارزش‌های ذاتي مفاهيم متن است.

گفتگو در ارزش ذاتي مفاهيم به ما كمك می‌کند تا به‌جای درغلتيدن در مصاديق متغير، بر وجوه مشترك ارزش‌های ذاتي معنا بخش مصاديق، گفتگو كنيم و شفافيت و زلالي معاني را از سرچشمه و ذات آن بجوييم.

به نظر می‌رسد اين نوع گفتگو تا آن اندازه محققانه خواهد بود كه دايره عمق مفاهيم را براي طرفين گفتگو انبساط دهد و به‌طور سازنده بر وجوه تفاوت و تقارن معاني رشد يابنده تأکید افتراقي كند و تفاوت‌های ناديده را به ما بشناساند.

تفكر انتقادي، بخش سازنده و متعالي تفكر انتزاعي است كه منجر به آفرينندگي، ساختن و شناخت می‌شود.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۸ | 0:32 | نويسنده : |

قلم اهلی

قلم اهلی

می‌اندیشم؛

كسي كه قلم خود را اهلي كرده است، ماديان اسب راهواري سوار شده است كه راه‌های ناشناخته را نخواهد رفت.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۸ | 23:10 | نويسنده : |

شاملو، آزاده آريايي

شاملو، آزاده آريايي

شاملو در اعتقاد به باورهاي خود ازآن‌جهت كه اندیشگی، او را به‌سوی رويكرد نظام‌مند، حتي از نوع تعليق ببرد، عمیقاً مشكوك بود و بر نوعی مواجهه فلسفی با زبان و نه زمان، تأکید داشت. تصور می رود در ميان معاصرين، شاملو تنها كسي است كه نمی‌توان پس از مرگش به او زنده‌یاد گفت. نكته در اينجا است كه ياد شاملو، يادآور هستي او است و نمی‌توان ياد او را يادآور نام او در عصر حاضر دانست. ازاین‌رو اگرچه شاملو معاصر با ما است اما حضور او فراتر از زمینه‌ی زندگي اجتماعي معاصر است.

براي شاملو درك زمینه‌ی زندگي اجتماعي معاصر و درنگ در چالش‌های تاريخي، نتيجه باور او به سرنوشت تاريخ و یا هدف زندگی فرهمندانه اجتماعي انسان، نيست.

شاملو در درک خویشتن انسانی خویش به وصال بوییدن و بوسیدن دست‌یافته بود.

او در بزم بود نه در رزم. در آن‌همه هیاهو، خطاب به "زمان" و "سرگذشت"، تاریخ را متهم می‌کند:

"دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم..."

تبیین او از "بوسیدن" و "بوییدن" شکستن پیکره عظیم خودشیفتگی باورها است.

همه عظمت يك شعر از خودشيفتگي آغاز و به شكستن آن منتهي می‌شود. شاملو از این منظر که توانسته است از خودشیفتگی زمان به‌سوی زبان عبور کند، شایسته است. او بر تن زیبایی‌های تحير، بوسه می‌زد و به بوی آن سرمست شعر و شعور می‌شود.

جهان شاملو جهان لحظه‌های عشق خاکي است...

او زندگی را در نبض عشق به‌پیش می‌برد و زبان را بر زمان غالب می‌کند. درک عظمت او نه در زمان که در زبان ‌فهم هویت ناپیدای مشترک انساني، قابل‌درک است. ازاین‌رو بسیاری او را در زمان معاصر، تلخ و ناجور می‌یابند و از فهم لذت زبان متعالی او ناتوان می‌مانند.

شاملو اما میان آن‌همه زیبایی مفتون، مانند مسيح، مصلوب صليب عشق خویش است. عشقي كه آن را فرجامی نیست و بر زمين مدفون می‌شود تا چون همیشه و تا ابد سربلند و آزاد بروید...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تک مضراب
برچسب‌ها: تک مضراب

تاريخ : جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۸ | 11:58 | نويسنده : |

فرجام عشق

فرجام عشق

می‌اندیشم؛

عشق، آغازی است که فرجام ندارد.

مسیح، مصلوب صلیب عشق خویش است...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۸ | 11:52 | نويسنده : |

عشق بورزید

عشق بورزید

می‌اندیشم؛

زندگي، به ما تخفيف نمی‌دهد.

اصرار نكنيد...

عشق بورزيد...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۸ | 11:50 | نويسنده : |

حرفی با من است

حرفی با من است

(شهین راکی)

حرفی با من است
و شرابه‌های خون
در دلم
رنگین‌کمان غمگینی ست.

حرفی که ابر را
 به استخاره‌ی باریدن
و علف را
به بغضی تا سرانجام رویش
وا ‌می‌دارد [...]


نقد و تحلیل

شعر واجد بیان فلسفی است و بر مسند منطق تسلسل بیان، مفاهیم  از دل یکدیگر بیرون می‌آید. این نوعی بیان پدیدارشناسی فلسفی است که در آن "حرف" (فنومن)، عنصر فهم ماهیت عمیق و درونی "زندگی" را تبیین می‌کند و به‌سادگی یک "نفس"، قصه‌پرداز روشنایی "شب" می‌شود و آن را با شرابه‌های خون رنگین‌کمان آسمان "من" (هستی پدیده) درمی‌آمیزد.
در این صورت به نظر می‌رسد، شاعر در بیان فلسفی خود، توانسته است عنصر عظمت زیبایی شعر را ابزار نوعی بیان پدیدارشناسی، قرار دهد و رویش ماهیت پدیده "حرف" (سخن) را به "بغض" ناگفته (عمیق و درونی) پیوند بزند. این پیوند، معرف فهم ماهیت "من" از عنصر پدیدارشناسی "حرف" است [...]


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل شعر
برچسب‌ها: نقد و تحلیل شعر

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۸ | 10:56 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد