تخریب
میاندیشم؛
هرگاه بداهت و صراحت يكجا جمع میشود، چاشني قوي است كه تخريب میآفریند...
انسان متفکر، حرف صحیح و صریح برای گفتن ندارد جز آنکه صراحت را نقد کند...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
دوست داشتن
میاندیشم؛
شعر گفتن، محبوب دانستن است... چيزي كه وراي دوست داشتن است...
(حمید زیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
معنا
یادداشتی بر مجموعه داستان «باجي» از نعمت مرادی

(رضا روشنی)
شايد شما هم اين سخن ويت گنشتاين را شنیدهاید كه میگوید «آنچه میتوانیم بپرسيم اين است كه معنادار است كه بدان شك كنيم.» اين جمله زبان حال هنر است. به يك معنا هنر يعني تشكيك، تشكيك در معناهاي مسلم و قطعي. تشكيك در هر آنچه سعي میکند حقيقي و جاودانه خود را عنوان كرده و اغلب ظاهري حاد و شديد دارد. داستان بهعنوان يك فراورده زباني و بهعنوان مجموعهای از گزارهها، هم هستي را مطرح میکند و هم نيستي. هم از هستها سخن میراند و هم از نیستها. به همين معنا هم اينجايي است و هم آنجايي. دلالتهای مشخص از جنس هستیاند و دلالتهای نامشخص از جنس نيستي. آنچه اين وسط از راهكار هنر به منصه ظهور میرسد، احساس بودگي و حضور است، حضوري كه «با_در جهان» و «با_بي ديگران» بهصورت «اين_آن» جايي بودن تجلي پيدا میکند و چنين معنا رسانی مینماید. بنابراين معنادار و طبيعي است وقتي هنرمند میپرسد هستي چيست؟ آيا من هستم در اینجا در آنجا؟ آيا من در آنجا كه میخواهم، هستم و حضور دارم؟
اثر ادبي میکوشد معنايي به جهان بخشيده و يا جهان را از پوشيدگي و ابهام به درآورد. داستان بهعنوان يكي از ژانرهاي هنري، ارتباط مسلمي با اين معنا دارد. اين معنا در مجموعه باجي نيز قابلردیابی است و میتوان از آن سخن گفت [...]
نقبي بر نقد
"دگرگونیهای معنایی، بیش از هریک از جنبههای دگرگونی زبان، با زندگی و فرهنگ جامعه پیوند دارد. اینگونه تغییرات از قید ساختارهایی که خاص نظام زبانی است، آزاد است اما بههیچوجه از توجیهات زبانی بهطور کامل بینیاز نیست" (آرلاتو، آنتونی، ص 223. درآمدی بر زبانشناسی تاریخی، ترجمه یحیی مدرس. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی. 1373).
این فرض که مجموعه داستان باجی، از طریق مؤلفههای اثر (اقلیم گرایی- زن محوری- توجه به آرکی تایپها- روایت) به معنا دستیافته و یا به آن پرداخته است، با توجه به ادله ارائهشده در متن، قابل نقد است.
الف) اقلیم گرایی: اقلیم، ساختار بههمپیوسته، منسجم و یکپارچه از روایت تاریخی فرهنگ است که روایی، سازگاری و مناسب بودن آن بازتاب تجربه زیسته است. تجارب زیسته، نشانههای دیرین و کهن از الگوهای روا و مناسب است که معرف هنجار یا نرم اکثریت جامعه است [...]
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل کتاب
برچسبها: نقد و تحلیل کتاب
ادامه مطلب
ضربان فرهنگ
میاندیشم؛
گاهی مقداری لکه جوهر بر روی کاغذ میچکد که رنگ است... کسی که میلش در رنگ است صدایش پر زنگ است و گاهی میشود که مقداری لکه جوهر بر روی کاغذ میچکد که آیینه سکوت فرهنگ است... کسی که میلش در فرهنگ است قلبش پر آهنگ است و سکوتش ضربان فرهنگ است...
(حمید زیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
فصد و فتح
نقد ابزاری، نقد رفتاری است... نقدی است که در آن منتقد به تحلیل متعلق رفتار میپردازد و از کنکاش در منطق شکلگیری رفتار غفلت میکند.
منتقد، نویسنده متفکری است که سایه اندیشه خود را در نقد هویدا میکند و به بازسازی ساختار پنهان سایه مضامین ناپیدای اندیشه مشترک در متن میپردازد.
تحلیل مضامین، تبیینی برای کشف و بازشناخت سایه قرابت اندیشه است. اندیشهای که در محتوای متن ناپیدا است و ممکن است قرابتی با سایه اندیشه فرامتنی داشته باشد.
پیشینه مفاهیم و مبانی نظری، نشانه درک منتقد برای فهم قرابت اندیشه است. رمان و شعر تنها اسلوبی است که نقد فرامتنی در آن کارکرد خودشکوفایی و رشد یابنده دارد.
منتقد آگاه، بهجای نقد رفتاری و پرداختن بدون واسطه به متن، به فصد محتوایی (جراحی) میپردازد تا بهوسیله درک قرابت سایه اندیشه، گره و پیچیدگیهای نامریی متن را بنمایاند و راه را برای رسیدن به فرامتن بگشاید.
منتقد به متن مینگرد تا قابلیت، کاستیها و ناکامی متن را دررسیدن به فرامتن، نشان بدهد.
نقد فصد است فتح نیست...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
مغالطه ترجيحي
نويسنده متفكر، خود نخستين كسي است كه با اتخاذ تفكر، انتخاب خود را تحديد میکند و اندیشهاش را تهذيب میکند.
اين مواجهه، مغالطهای ترجيحي براي آغاز حذف و سانسور است...
مفروض است؛
اگر جامعه نويسندگان را متشكل از گروههای واحد اما متفاوت از يكديگر در نظر بگيريم، دو نوع تفاوت در تحليل پراكندگي واحدها به چشم میخورد:
1- تفاوت درونگروهی: برخاسته از خصيصه هويتي يا ذاتي ناشي از تفاوتهای فردي.
2- تفاوتهای ميان گروهي: برخاسته از زمینههای زيست اجتماعي ناشي از تأثیرات متغير مستقل (مستقل از خصیصهها و تفاوتهای فردي) اجتماعي بر فرد.
به نظر میرسد؛
حذف و يا سانسور پدیدهای ناشي از تفاوتهای درونگروهی است و مقدم بر تفاوتهای بين گروهي و اجتماعي فرض میشود.
بااینحال همواره تعداد متنابهي ارزش وجود دارد كه پس از اعمال برخي محدودیتها با درجهای از آزادي قابلتغییر است و ارجح از تحديد است...
آزادي، آزاد نيست...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
انتظار
میاندیشم؛
انتظار، نقش غمي است مهجور كه بر لوح دل مغبون، حکشده است...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
باور خودفرهيختگي
وااسفا؛
باورهاي خودفرهيختگي در ما از منزلت درك اصالت رنج انسانيت كاسته است و ما را بهسوی توهم رجحان خودبرتربینی سوق داده است...
در ما چيزي در حال گمشدن است كه با ما متولد شده است...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
خواب
میاندیشم؛
خواب، خروشيدن نابهنگام تیرگی سايه فضیلتها است...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
رها شدن در بيشه انديشه
زمانی بنویسید که مانند "ببر" آماده رها شدن باشید...

براي رها شدن؛
در بيشه انديشه فرو برويد و فرضيات خود را به دیوار باورهاي محصور و محتوم بكوبيد...
اين فرض وجود دارد؛
افرادي در قلمرو انديشه شما حضور دارند، با آنان مصرانه گفتگو كنيد...
آنان درحالیکه از شما میآموزند به شما میآموزند...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
نقبی بر نقد
رمان دیرمات

الهام عیسی پور
بهرغم اینکه راوی دیرمات نمایان گر شخص روان رنجوری میباشد که در جریانی از تصورات آشفتهی اندیشه و خطاهای ادراکی و توهم و تخیلات مبالغهآمیز و نوسانات روحی مکرر و نشخوار فکری محصور است و ذهنش متکی بر تعارضهای مغایر استوار، در بستر داستان ویژگیهای تأملبرانگیزی را در مورد ماهیت روان رنجوری ترسیم میسازد. اضطراب بنیادی و تعارض عمیق که بهروشنی از هم متمایز نیستند و این ناهماهنگیها خصوصاً در مواجهه با جهانی متخاصم و مملو از ایدئولوژیهای ستیزهجویانه، شدت مییابد و بر تداوم حالات روحی و روانی و تضادهای درونی وی میافزاید.
رمان دیرمات اگرچه طیف وسیعی از مشکلات فرد روان رنجور را ترسیم کرده اما ارادهی معطوفم بر مبحث خیانت بوده که یکی از مؤلفههای این مجموعه میباشد [...]
حمید ژیان پور
و اما اینگونه سخن؛
- "تصورات آشفته"، ارتباطي با "انديشه آشفته" ندارد. تركيب وصفي "تصورات آشفتهی انديشه"، تركيب نامألوف، نامأنوس و ناسازگار است و براي آن معنا و مباني در روانشناسی وجود ندارد.
- در روانشناسی، خطاي ادراكي مساوي با "توهم"، فرض نمیشود. مبالغه در تخيلات نيز منجر به "نوسانات روحي" نمیشود. درحالیکه اصطلاح نامأنوس "نوسانات روحي" در روانشناسی تعريف مفهومي و سازه معنايي ندارد، تعريف آن مساوي با "نشخوار فكري مكرر و روان رنجوري" نيست. همچنين "تعارضات مغاير" منجر به نشخوار فكري نمیشود و بر آن استوار نيست و تبيیني از ماهيت روان رنجوري به دست نمیدهد[...]
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
ادامه مطلب
سوداي بودن
میاندیشم؛
انسان با سوداي بودن، سودا میکند
و خوشبختي را براي خود، رؤیا میکند.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
