نمیدانم چرا، ندارم آرام ...
انسان به ما هو نبايد آرام باشد و هميشه بايد كمي حالش گرفته باشد؛ مانند موج دريا که اين موج و ناآرامي به دريا عظمت و معني بودن را میدهد. من به ناآرامي اعتقاد دارم اما از آن لذت نمیبرم بلکه از زندگي كه معني يافته است لذت میبرم.
دنيا جاي خوشي نيست، جاي لذت است. لذت بدون خوشی هممعنا دارد؛ مانند وقتي شما آب مینوشید و در عين تشنگي در گرماي تابستان نيازتان برطرف میشود لذت میبرید اما سرخوش نمیشوید و سرخوشي و دستافشانی نمیکنید و جشن نمیگیرید اما لذت میبرید. نيازهاي ما در اين دنيا بايد برطرف شوند و ما را از رنج به لذت هدايت كنند. نه لذتهای آنی و زودگذر، بلکه لذتهای مهم، ضروري و فاخر.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
نان
(ولفگانگ برشرت)
زن ناگهان از خواب پرید. دو و نیم نیمهشب بود. لحظهای فکر کرد که چرا! از خواب پریده است «کسی در آشپزخانه خورد به صندلی» گوشهایش را بهسوی آشپزخانه تیز کرد. همهجا خیلی ساکت بود و زمانی که دستش را روی تخت کشید، کنارش هم خالی بود. علت این سکوت را فهمید، چون صدای خُرخُر مرد نمیآمد. از جایش برخاست و پابرهنه از میان راهروی تاریک بهسوی آشپزخانه رفت. یکدیگر را در آشپزخانه دیدند. دو و نیم نیمهشب بود [...]
نقد و تحلیل
کلیدواژه مهم برای تفسیر این داستان، کلمه "ناودان" است. "زن به مرد گفت: بیابرویم باد که میوزد، ناودان هم به دیوار میخورد. "زن مرد را کنار خود در روی تختخواب که نمییابد (زیرا برای لحظاتی که دست میکشد او را کنار خود نمیبیند) میگوید: "باد تمام شب میوزید حتماً ناودان بوده است"[...]
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل داستان
برچسبها: نقد و تحلیل داستان
ادامه مطلب
نگاه باواسطه و بیواسطه
نگاه باواسطه مانند نگاه عالمانه و نگاه هنرمندانه است. نگاه بیواسطه مانند نگاه شير به شكار زیرا همه قدرتش را براي تصاحب به كار میگیرد. شما وقتي راه میروید قدمهایتان را نمیشمارید و يا به نحوه دقيق مكانيسم حركت پاهايتان براي تنظيم ميزان فشار برای به عقب و جلو راندن، فكر نمیکنید اما با همه وجود و بهدقت و ظرافت راه میروید، اینیک عمل بیواسطه است كه تنظيم مكانيسم عمل، کاملاً باطني و دروني و بطني است. شما راه میروید تا مقصد را به دست آوريد. نگاه هدفمند بهانه است و هدف بهانه براي فرايند حركت است.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
