نقش و نفس
مصائب و مواهب، واجد پويش دروني و تعامل بيروني است و اگر بپذیریم ذات پويش بر رويش استوار گشته است در اين صورت زندگي واجد ارزش دروني و قائمبهذات نفس است كه بالذات دروني است و دارای حرکت جوهری است در این میان نفس مقدم بر نقش است.
نقش، ابژه نفس است. نقش به نفس میبازد...
در علوم انسانی مفاهیم رابطه بلافصل و مستقیم با یکدیگر ندارند. روابط میان مفاهیم، تحت تأثیر متغیرهای کنترل، مداخلهگر و مزاحم قرار دارد و اینگونه نیست که نتایج، مستقیم و بلافصل به دست بیاید.
هوشیاری (یعنی آگاهی، علم و دانش) به همان اندازه که وسعت مییابد، سایه ناخودآگاه حضور نیز گستردهتر میشود. انسان بهاندازه عمق روشنایی درون خویش، سایه ناشناخته دارد.
"سایه"، بهخودیخود حضور مستمر و مطلوب دارد و تحت تأثیر عوامل کنترل، مداخلهگر و مزاحم بیرونی نیست. بلکه جزی از پیکره روشن درون است.
به نظر میرسد ناشناختهها مشتمل بر رذیلت و فضیلت بالقوه است.
اخلاق، حرکت جوهری (یعنی حرکت درونی) و پویشی بالفعل (حرکت بیرونی) میان روشنایی عقلانیت و سایه فضیلت است. رذیلت سایه تاریک و سرد آفتاب سوزان فضیلت است.
روشنایی، وجه حیات فضیلت و سوزندگی، وجه ممات فضیلت است. ازاینرو رذیلت، سایه تاریک و سرد آفتاب سوزان فضیلت است. عقل ناب، گستره عظیم از سایه ناشناختهها است.
انسان به همان اندازه که مسیر کامل کردن دایره بیمنتهای عقل ناب را میپیماید، کامیاب است...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: انجمن مشاوره وروان شناسی
برچسبها: انجمن مشاوره وروان شناسی
