متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

غمزه غروب

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

غمزه غروب

غمزه غروب

می‌اندیشم؛

هرروز، طلوعي تازه است...

و هر طلوع، غروبي پر راز است...

خورشید، بدون زن، طلوع نمی‌کند

و بدون مرد، هيچ رازي، آغاز نمی‌شود...

این‌گونه است كه؛

غم در غروب راز می‌شود... و فراتر از آن، ساز می‌شود...

 

آري؛

موسيقي، غمزه غروب است...

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : جمعه سیزدهم فروردین ۱۴۰۰ | 23:16 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد