نظر هرکسی محترم است؟
(سمیه یوسفی)
نظر هرکسی محترم است؟ اصلاً و ابداً.
هرسال میکوشم دستکم یکبار، دو چیز را روی دانشجویانم امتحان کنم. نخست آنکه آنان را «فیلسوف!» خطاب میکنم؛ تعبیری که چندان جدی نیست، اما امیدوارم باعث تشویق آنان به فراگیری فعال شود.
دوم، این بحث را پیش میکشم: «مطمئناً این عبارت را شنیدهاید که "هرکسی حق دارد نظری داشته باشد و اظهارش کند". شاید حتی خودتان نیز این تعبیر را بهکاربرده باشید و چهبسا برای جلوگیری از یک استدلال یا در بنبست قرار دادن کسی، این کار را کرده باشید. خب، بهمحض اینکه به این کلاس وارد میشوید، دیگر آن حق را ندارید. شما حق ندارید نظر خودتان را داشته باشید. فقط حق چیزی رادارید که بتوانید استدلالی بر آن بیاورید. شاید کمی تند باشد؛ اما آموزگاران فلسفه این را به دانشجویانمان بدهکارند که به آنها بیاموزند چگونه استدلال کنند و چگونه از استدلالشان دفاع کنند؛ و وقتی به باوری دفاع ناپذیر میرسند، آن را تشخیص دهند».
مشکل تعبیر «من حقدارم نظر خودم را داشته باشم» این است که این عبارت در غالب موارد، برای محافظت از باورهایی است که باید کنارشان بگذاریم. این عبارت، صورتی کوتاه شده از این گزاره است که «من میتوانم هر چه دلم بخواهد، بگویم و یا هر طور دلم بخواهد، بیندیشم»؛ و با تعمیم این معنا، ادامۀ استدلال علیه گوینده تا حدی بیاحترامی خواهد بود. به نظر من، این نگرش به برابری کاذب میان متخصصان و غیرمتخصصان منجر میشود و اینیکی از ویژگیهای زیانبار گفتمان عمومی ماست که در حال گسترش است.
اولاً یک نظر چیست؟
افلاطون میان نظرات یا باورهای رایج (دکسا) و معرفت یقینی تمایز مینهاد؛ و این تمایز امروز نیز همچنان کارآمد است: برخلاف دو گزارۀ «۲=۱+۱» یا «هیچ دایرۀ مربعی وجود ندارد»، یک نظر، درجهای از ذهنگرایی و عدم قطعیت با خود دارد؛ اما مسئله اینجاست که دامنۀ «عقیده» از ذوقیات یا سلیقهها شروع میشود و کشیده میشود تا عقایدِ مربوط به مسائلی که برای غالب افراد پراهمیت است، مانند مصلحتاندیشی یا سیاست و... ادامه مییابد تا همۀ دیدگاههایی که از تخصصهای فنی ریشه میگیرند، مثلاً نظرات قانونی یا علمی.
دربارهی نوع اول نظرات، واقعاً نمیشود بحث و استدلال کرد. احمقانه است که اصرار کنم اشتباه میکنید که فکر میکنید بستنی توتفرنگی خوشمزهتر از شکلات است. مشکل این است که گاهی چنین به نظر میرسد که بهطور ضمنی عقاید نوع دوم و حتی عقاید نوع سوم را نیز غیر قابلبحث و استدلال فرض میکنیم؛ یعنی همان فرضی که در مسائل ذوقی و سلیقهای داریم. شاید اینیکی از دلایلی باشد (بیشک دلایل دیگری هم هست) که چرا تازهکارهای پرشور فکر میکنند حق مخالفت با دانشمندان آبوهوا و ایمونولوژیستها رادارند و عقاید خودشان را «محترم» قلمداد میکنند.
مریل دوری بنیانگذار شبکۀ واکسیناسیون استرالیا است؛ شبکهای که برخلاف نامش، شدیداً مخالف واکسن است. خانم دوری هیچ صلاحیت پزشکیای ندارد اما استدلال میکند که اگر باب براون با آنکه فیزیکدان نیست حق دارد دربارۀ نیروی هستهای نظر بدهد، او نیز باید اجازۀ نظر دادن دربارۀ واکسن را داشته باشد. بااینحال، کسی فرض نکرده که دکتر براون، حق دارد دربارۀ فیزیک شکافت هستهای نظر بدهد؛ کاری که او میکند اظهارنظر دربارۀ شیوۀ واکنش به این علم است، نه دربارۀ خود این علم.
در این صورت، معنای اینکه حقداریم نظر بدهیم چیست؟
اگر «هرکسی حق دارد نظر خودش را داشته باشد» فقط به این معنا باشد که هیچکس حق ندارد جلوی فکر کردن افراد و بیان چیزی که میخواهند، بگیرد، در این صورت عبارت یادشده درست است، اما نکتهای است کاملاً پیشپاافتاده. هیچکس نمیتواند جلوی شمارا بگیرد که بگویید واکسنها باعث اوتیسم میشوند، مهم نیست که بارها نادرستی این ادعا ثابتشده باشد.
دوشنبه، برنامۀ مدیاواچ ایبیسی، وین تیوی ولونگوگ را برای پخش گزارشی دربارۀ شیوع سرخک سرزنش کرد؛ گزارشی که دربردارندۀ اظهارنظری از مریل دوری بود. وین تیوی در پاسخ به شکایت یک بیننده، گفت که این گزارش «دقیق، بیطرف و متعادل بود و دیدگاههای پزشکان و گروههای نخبه را نشان میداد»؛ اما معنای این پاسخ، این است که هر دو طرف بحث، حق مساویای دارند تا دربارۀ موضوعی سخن بگویند که فقط یکی از آنها تخصص مرتبط با آن موضوع را دارد. علاوهبراین، اگر پاسخ وین تیوی دربارۀ شیوۀ واکنش به علم باشد، پاسخی پذیرفتنی است؛ اما «مناظرۀ» موردنظر، دربارۀ خود علم بود و اگر مخالفت این «گروههای نخبه» را احتمالاً باید نادرست تلقی کرد، واقعاً حق پخش از تلویزیون را نداشتند. مجری مدیاواچ، جاناتان هولمز، بسیار بیپردهتر بود: «هم شاهد وجود دارد و هم حرف مفت» و این بخشی از کار گزارشگر نیست که در مقابل تخصص جدی، به حرف مفت، فرصتی برابر بدهد.
واکنش گروههای ضد واکسیناسیون قابل پیشبینی بود. در سایت مدیاواچ، خانم دوری، ایبیسی را متهم کرد که صراحتاً به سانسور یک مناظرۀ علمی دعوت میکند. این پاسخ، «جدی نگرفتن دیدگاههایتان» را با «اجازۀ مطلق نداشتن برای داشتن یا اظهار دیدگاههایتان» خلط میکند؛ یا با وام گرفتن از تعبیر اندرو براون، این پاسخ، «نداشتن یک استدلال را با نداشتن حق بحث و استدلال خلط میکند». در اینجا نیز دو معنای «حق داشتن» برای یک عقیده باهم خلط شدهاند.
بنابراین اگر دفعۀ بعد از کسی شنیدید که میگوید حق دارد نظر خودش را داشته باشد، از او بپرسید چرا چنین فکری میکند. این پرسش اگر فایدۀ دیگری نداشته باشد، احتمالاً باعث میشود که به گفتوگوی لذتبخشتری برسید.
این مطلب را پاتریک استوکس نوشته است و در تاریخ ۴ اکتبر ۲۰۱۲ با عنوان «No, you’re not entitled to your opinion» در وبسایتکانورسیشن منتشر شده است. وبسایت ترجمان در تاریخ ۱۱ مهر ۱۳۹۶ آن را با عنوان «نظر هر کسی محترم است؟ اصلاً و ابداً» و با ترجمۀ علی کوچکی منتشر کرده است. پاتریک استوکس (Patrick Stokes) فارغالتحصیل دانشگاه ملبورن و مدرس فلسفه در دانشگاه دیکن استرالیا است.
نقد و تحلیل
پروفسور استوکس (stokes) فروتنانه و متواضعانه در احترام به اصل آزادی اندیشه، برای بیان و حفظ اصالت دیدگاه، عالمانه به ما توصیه میکند که در بیان و دفاع از اندیشه غیرمستدل پافشاری نکینم و اندیشه را در گستره مفهوم تا رسیدن به عمیق معنی، رها و آزاد بگزاریم. آن اندازه که در فضای آزادی قادر باشد به تعمیق بیشتر برسد. وقتی ما مفاهیم منبسط و عمیق را به نگرش فردی خود مرتبط میکنیم، خودخواهانه، آزاد اندیشیدن در مفاهیم غنی را از محتوای مفهوم، سلب میکنیم و بر آن نام بیان آزادی میگزاریم. این میتواند ظالمانهترین روش مواجهه با آزادی باشد. بنابراین آنگونه که پروفسور بیان میکند: اگر کسی گفت حق دارد نظر خودش را داشته باشد تردید کنید زیرا ممکن است او مفهوم منبسط، غنی و آزاد را دربند فردیت خود (آزادی بیان) اسیر کرده باشد. به قول پروفسور"در اینجا نیز دو معنای «حق داشتن» برای یک عقیده باهم خلط شدهاند." ازاینرو بپرسید "چرا چنین فکر میکنم؟ این پرسش اگر فایدۀ دیگری نداشته باشد، احتمالاً باعث میشود که به گفتوگوی لذتبخشتری برسید". "در این صورت، معنای اینکه حقداریم نظر بدهیم چیست؟" پروفسور با باریکاندیشی و دقت فلسفی مرز میان نگرش و نظر را تبیین میکند، متواضعانه و فروتنانه به ما توصیه میکند، در ارائه آزادانه نگرش خود، حیطه نظر را تنگ نکینم. یکی گرفتن نگرش و نظر، روش و متد مواجهه علمی را سخت تحت تأثیر مغالطات بیثمر قرار میدهد. اگر نظر میدهیم بدانیم که در حوزه انبساط مفهوم واردشدهایم و این حوزه از بند زندانی به نام آزادی بیان (نگرش) بیرون است. حال تأملکنید، نظر (نه نگرش) هرکسی محترم است؟
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل موضوعات اجتماعی-سیاسی-اقتصادی
برچسبها: موضوعات اجتماعی اقتصادی سیاسی
