سوریه نمی شویم
(سمیه یوسفی)
در چند روز اخیر که کشورمان در حال تجربه بحران است و شرایط برای اظهار وجود گروههای مخالف و معترض مهیا شده، از هیچچیز بیشتر از کور و خشن بودن این جریان نترسیدهام. چند سال است که کشورهای همسایه و منطقه آشوبهای جدی و جنگ و درگیری و سقوط در دامان گروههای تکفیری را تجربه کردهاند و در این میان هیچ توشه ارزشمندی نیز نصیبشان نشده است.
یک مسئله نگرانکننده پیش کشیدن بحث انقلاب است که از شدت خامی و بیمایگیاش فقط میتوانم اظهار تأسف کنم.
دانشی که سالیان سال در تاریخ اندوختهام به من میگوید که عصر انقلابها تمامشده است. از سویی با تکیهبر همین دانش میتوانم بگویم که اگر انقلاب بهعنوان یک حرکت سریع و آنی بخواهد به تغییرات بنیادین منجر شود نیازمند تدارکات ایدئولوژیک است. باید از مدتها قبل ظرفیت تغییر در جامعه ایجادشده باشد. برای نمونه هنگامیکه در فرانسه انقلاب در دوره لوئی شانزدهم آغاز شد این کشور در حدود یک قرن گذشته دورهای از روشنگری را طی کرده بود و متفکران و فلاسفهاش مدلی از حکومت مطلوب را ارائه داده بودند.
با این تفسیر حتی در همین کشور آرام شدن اوضاع و تجربه یک ثبات تا پس از جنگ اول جهانی میسر نشد و فرانسه بارها در هرجومرج فرورفت و یا چندین انقلاب را از سر گذارند و بهناچار هزینههای بسیار زیادی را پرداخت.
درواقع خشونت و آنی بودن انقلاب و هزینههای فراوانش باعث شد که آن را بهعنوان ابزاری برای تغییرات کنار بگذارند و بکوشند از طریق اصلاحات و فعالیتهای پارلمانی بهتدریج ولی از مسیری مطمئنتر تغییرات بنیادین را در نظام سیاسی و ساختار قدرت اعمال کنند.
کسانی که امروز با مشاهده اعتراضاتی که در وهله اول به شرایط اقتصادی رخ داد و سپس سطوح دیگری از نارضایتی مردم را عیان ساخت، به فکر انقلاب افتادهاند، آیا هیچ از تاریخ جهان بهرهای گرفتهاند و تاریخ مهمترین انقلابهای جهان را مطالعه کردهاند؟ یکبار دیگر گفتهام که ما باید هنر تبدیل کردن بحران به فرصت را بیاموزیم.
نخست آنکه ملت و دولت باید بتوانند هنر گفتگو با یکدیگر را فرابگیرند.
متأسفانه بارها و بارها ثابتشده است که ما مردمی هستیم فاقد مهارت گفتگوی سازنده. بهویژه گروههای مختلف سیاسی که بدبختانه در جریان انتخابات مدام چنگ و دندان به هم نشان دادند باید بهجای متهم کردن یکدیگر، به همدلی دست یابند و ضمن حفظ تضارب در آرا و اختلاف در دیدگاهها از هرگونه مشی و شیوهای که تمامیت و اقتدار ایران را به خطر اندازد، بپرهیزند.
دولت باید برابر قانون اساسی شرایط اعتراض قانونی و آرام را برای آحاد ملت فراهم کند و اگر بخشی از مردم به دور زدن قانون و یا هرگونه عمل خرابکارانه میل کردند، آنگاه به شکل قانونی همانطور که در تمام دنیا رایج است، با آنها برخورد کند.
ملت باید بکوشد درزمینهی سیاسی به بلوغ دست یابد. شعور سیاسی تنها به حضور در پای صندوق رأی و یا راهپیمایی محدود نمیشود. بهجای آتش کشیدن پرچم، ناسزا گفتن و تخریب اموال دیگران خواه دولتخواه ملت باید آنقدر رشد کند و آگاهانه عمل کند که دولت را نیز وادارد در شأن چنین ملتی رفتار کند.
مردمی که هرازگاهی ویدئویی منتشر میکند که در فلان جا گنجهای باستانی پیداشده و در دست دولت است و خرج ملت نمیکند و عادت به سیاه نمایی و زشت کردن چهره دولت دارد، نباید انتظار داشته باشد، موبهمو ارکان دموکراسی در جامعهاش پیاده شود.
دولت باید در این شرایط با سعهصدر و فروتنی مطالبات بهحق ملت را دغدغه اصلی خود قرار دهد و به آنانی که بهواسطه رأی آنها روی کار آمده و به کسانی که در پی دولت دیگری بودهاند و موفق نشدند، اثبات کند، انتخابات و اصلاحات بهترین و مطمئنترین شیوه برای دگرگونیهای مفید و مثبت و مبارزه با سطوح مختلف فساد است. چنان چه رئیسجمهور محترم اشاره کردند و الحق و الانصاف در لایحه بودجه نیز نشان داده شد، باید باید باید همه نهادها و ارگانها در یک اتاق شیشهای به سر برند و ملت باید در چندوچون کارها و برنامهها قرار بگیرد و ملت باید این را مطالبه برحق خود بداند و بهجای حرکتهای بینتیجه آنقدر بزرگسال شود و رشد کند که به بازوی نیرومندی برای دموکراسی تبدیل شود.
امیدوارم ما و دولت بهاندازه کافی درایت و بصیرت به خرج داده و این نیمهتاریک روان جمعیمان را که امروز به سطح آمده ببینیم، بپذیریم و اصلاح کنیم که هرآینه انکار و سرکوب و فرافکنیاش به تهدید تمامیت ایران خواهد انجامید. ملت و دولت هر دو باید با هوشیاری از راهی که به ترکستان میرود و کشورهای همسایه یا منطقه پیمودهاند، هزاران سال نوری فاصله بگیرد. ملت باید بپذیرد حجم وسیع فساد و خرابی و تورم و گرانی و بیکاری که فقط رهآورد این دولت نیست، برای برطرف شدن به زمان نیاز دارد.
تخریب به زمان نیاز ندارد ولی بازسازی محتاج زمان است. امیدوارم که خداوند این سرزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی در امان نگاه دارد.
سوریه نمیشویم.
نقد و تحلیل
به نظر من محتوای متن، دارای جهتگیری سیاسی به سمت تخریب رفتار آگاهانه مردم و نادیده انگاشتن باورها و تأملات ناشی از درک و تجربه سیاسی آنان از بافت زمینهای که در آن بهطور عینی و ملموس زندگی میکنند، است. به نظر میرسد این، نوعی نگاه سیاسی تحذیری است که با استفاده از شواهد مقاطعه آمیز و وهن آور، بدون ارائه مستنداتی از متن و تحلیل دقیق زمینه، از بالا به پایین نگاه ملکوتی برای تحذیر و دور نگهداشتن مردم از خطری که به نظر نویسنده، مردم از آن آگاهی عمیق و دقیق سیاسی، اجتماعی ندارند، است. جهتگیری سیاسی در تحذیر و دور نگهداشتن مردم از رفتاری که به نظر نویسنده متن، ناشی از کمبود شعور سیاسی و درک عمیق شرایط زمینه موردنظر است، موجب شده است تا مردم در پایینترین سطح از نگرش در نظر گرفته شوند و دمکراسی مانند پوستین وارونه بر تن مردم، آنان را بازیگر جلوه دهد. بهاندازه کافی و بهروشنی شواهد و مصادیق در متن وجود دارد تا، نگارنده با تحلیل محتوای متن، جهتگیری سیاسی متن تحذیری فوق را با دقت بیشتر و با استفاده از شواهد موجود در متن، نشان دهد.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل موضوعات اجتماعی-سیاسی-اقتصادی
برچسبها: موضوعات اجتماعی اقتصادی سیاسی
