نقد اندیشگی
اندیشههای فلسفی، گزارههای مبسوطي هستند که تا منتهای درجه فهم گفتمان، دارای شمولیت ذاتی است و در کاربست تئوریک و ساخت محتوای دانش، محصور نمیماند.
در نقد و تحلیل محتوایی (و نه تحلیل گفتمان)، نوعی شتابزدگی در فهم گفتمان فرا خرد، موجب میشود که فرادادههای ذهنی رخدادهای فلسفی، در کاربست تئوریک دانش اطلاعات و زمینههای تاریخی، درماند و در تحلیل صورتبندی "متن" دچار واماندگی بشود.
بنابراین به نظر میرسد، در تحلیل محتوا، مبتنی برساخت صورتبندی متن، رخدادهای کلامی و نه فلسفی، مورد نقد قرار میگیرد و بهجای تحليل اندیشگی گفتمان، پوسته محتوا، تنقیح و راستی آزمایی میشود و از آنهمه خوشیها و لذات، پوست آن ما را دچار توهم شیرینی میکند.
اما اندکی فراتر از دانایی، بالاتر از وهم اندیشگی، ممکن است نوعی شمولیت ذاتی در بسط مفاهیم ناآشنا با زمینههای تاریخی، باعث بشود که از حصار توهم کاربست تئوریک دانش عبور کرده و نگاه باطني ما را به سمت خود پرواز دهد.
گزارههای فلسفی نیازمند تأمل و تحیر (و نه تدبر) در گفتمان اندیشگی است و فراتر از کاربست تئوریک دانش و زمینههای تاریخی آن، تحلیل فرا ایده موجب میشود تا درك فراشناخت ما در تأمل و تحیر بهپیش برود و اندیشمند را در انديشگي، مورد بازبینی و بازجویی حال، گذشته و آینده قرار ندهيم.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
