تخصص در اسناد تاریخی
نيايش كبير؛
"خداوندا اين سرزمين را از سپاه دشمن، دروغ و خشكسالي دور نگه دار."
منسوب به داريوش كبير
مبتني بر قرائت متون و شواهد تاريخي از آنچه كه در كتيبه بيستون به دست آمده است، سنديت منسوب به داريوش، دارد. شواهد كتيبه هاي تاريخي نسبت اين سخن را به داريوش هخامنشي، به وضوح نشان مي دهد. در اين جا مفهوم نسبت، بيانگر تامل در محتوا است و اين كه تأملا براي محتواي كتيبه، شواهد بيشتري بيابيم. اين به منزله نوعي كاويدن در تصديقات (روايي) محتوا است..
در مورد كتيبه هاي تاريخي ، آنچه وجود دارد شواهد محتواي تاريخي است كه شموليت دارد يعني فراگير است و به مانند كتاب بر موضوعي خاص مدون نشده است. از اين رو وقتي از موضوعي مانند "دروغ" سخن مي گوييم، نمي توانيم آن را در كتيبه هاي تاريخي مدون و طبقه بندي شده بيابيم. اين بدان معنا است كه ما پايايي موضوع را به طور مدون نيافته ايم. در حالي كه شما مي توانيد براي نسخه هاي مدون خطي آثار گذشتگان (حافظ، سعدي و مولوي) فهرست طبقه بندي شده از موضوعات تهيه كنيد كه بر تكرار يا پايايي يك موضوع به طور مدون تاكيد دارد. به طور مثال ما نيك مي دانيم كه كتاب بوستان و گلستان را سعدي عليه الرحمه نگاشته است ، همچنين مثنوي معنوي جناب مولانا و ديوان غزليات حضرت حافظ، منسوب نيست و مدون است.
امروزه تحقيقات و پژوهش هاي تاريخي به سمت رويكردهاي بين رشته اي پيش مي رود. جاي خرسندي است كه متخصصان تاريخ باستان رويكردهاي بين رشته اي را در كانتكس گراند تئوري، پذيرفته و دنبال مي كنند. به نظر مي رسد آنان دريافته اند نبايد تبحر را ملاك تخصص بدانند.
رويكرد من به تخصص مبتني بر تبحر نيست و آن را ملاك تخصص نمي دانم. متخصص كسي است كه اختصاصا قادر باشد زمينه تحقيقات بين رشته اي را دنبال و دامنه حوزه رشته خود را متخصصانه گسترش و عمق بخشد. در اين باره پژوهش هاي بين رشته اي شواهد خوبي هستند.
تبحر، ملاك تخصص نيست. تبحر در هستي شناسي (انتولوژي) موضوع متوقف است در حالي كه محتواي اثر (تاريخي، ادبي، هنري و غيره) نياز به معرفت شناسي (اپيستوملوژي) دارد. تصور نمي كنم متخصصان به سادگي از معرفت شناسي آثار تاريخي عبور كنند.
معرفت شناسي، گستره علم تاريخ را عمق مي بخشد درحالي كه مهم ترين ركن فلسفه تاريخ است.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: انجمن تاریخ
برچسبها: انجمن تاریخ
