متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

تدریس معکوس یا تمرین معکوس

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

تدریس معکوس یا تمرین معکوس

تدریس معکوس یا تمرین معکوس

مرز میان تدریس و تمرین، مرز میان شناخت و فراشناخت است. در فراشناخت، توسعه تجربیات شناختی فرد منجر به کارکرد عملیات فرآیندهای عالی ذهن می‌شود. این کارکرد متوجه درونی‌ترین بخش ساختار ذهن است که بر یادگیریِ یادگیری، نظارت هوشمندانه و عالی دارد. ازاین‌رو به نظر می‌رسد ذهن قادر است تا تجربیات شناختی یادگیری را که بر الگوی دانش و آگاهي متمرکز است، کنترل، نظارت و هدایت کند.

اگرچه روان­شناسان معتقدند؛ فراشناخت آموختنی است و برای توسعه آن راهبردها و الگوهایی را طراحی و تنظیم می‌کنند اما بااین‌حال این فرض محتمل ست که ساختار درونی فراشناخت، خود رشد یابنده است و جهت آن از درون به سمت بیرون است؛ بنابراین الگوها و راهبردهای توسعه فراشناخت، شناخت محسوب می‌شود و زمینه­ی فهم آن را برای فرد به وجود می‌آورد.

فهم فراشناخت، فهمِ فهم است و سهم آن در سطح شناخت است. در این صورت به نظر می‌رسد فراشناخت اصالتی ذاتی دارد که مانند یک استعداد بالقوه نیازمند زمینه‌ی شکوفایی و رشد دارد. رشد ظرفیتی تکاملی و تدریجی است که به‌وسیله تجربیات شناختی به تکامل (تدریجی) می‌رسد، در اینجا دو عامل زمان و مقتضیات سنی فرد، در شکل‌گیری کارکرد فرآیندهای عالی ذهن (فراشناخت) مؤثر است. بزرگ‌سالان افرادی هستند که ظرفیت‌های تکامل رشد تدریجی را تجربه کرده‌اند.

ازآنجایی‌که آموزش، عامل تکمیل ظرفیت تکامل تدریجی رشد است و می‌تواند زمینه‌ی شکل‌گیری کارکرد فرآیند عالی ذهن (فراشناخت) را به وجود بیاورد، در تبيين كاركرد فراشناخت، عاملی بلاواسطه و مستقیم محسوب می‌شود.

در اين ديدگاه اصطلاح فراشناخت، فراتر از دانش شناختي فرد درباره نظام شناختي خود است و با تعاملي بی‌واسطه و مستقيم از طريق اثر عملكرد آموزش (تدريس)، بازشناسايي قابليت ذاتي فراشناخت را در تسلط و فهم فرد بر نوعي آگاهي فراگير و خود رشد يابنده، افزايش می‌دهد.

در اين رويكرد، تدريس همچنين علاوه بر مهارت انتقال دانش و آگاهي، نوعي رابطه خود درون‌بینی فردي است كه از طريق تسلط بر ظرفیت‌های بالفعل فراشناخت، موجب انتقال مستقيم و بی‌واسطه شناخت، توسط معلم به متعلم می‌گردد.

ازاین‌رو معلم فرد بالغ و بزرگ‌سالی است كه در تسلط بر كاركردهاي شناخت به‌نوعی خودآگاهی رشد يابنده دست‌یافته است.

مسئله موردگفتگو در اين نوشتار، درباره رابطه كودك با محتوا است و این‌که آيا اصطلاح روش تدريس معكوس، مفهومي است که روایی دارد؟

فرض نگارنده اين است كه اصطلاح تدريس معكوس در دبستان به دليل عدم رشد فراشناخت در كودكان، اصطلاحي ناروا است و تمرين معكوس، اصطلاح مناسبي است.

اگر كودك بتواند كاركردهاي عالي ذهن را در سطحي فراتر از كاركرد شناخت و آگاهي به كار گيرد در آن صورت به‌طور غیرطبیعی از منحني بهنجار رشد شناختي خود عبور كرده است. درحالی‌که رشد شناختي، مرحله‌ای و تدريجي است و در بستر مقتضيات زمان در تعامل با محيط طبيعي، تكامل می‌یابد.

در اين صورت به نظر می‌رسد "تمرين" اصطلاح روا و مناسبي است كه نشان می‌دهد كودك در رشد مقتضيات طبيعي خود با ممارست، به‌جای يادگيري طولي (فراشناخت)، يادگيري در سطح و عرض را متناسب با قابلیت‌های توانايي شناختي خود، انتخاب می‌کند و بر قابليت سطوح دانش و آگاهي خود می‌افزاید.

به گمان نگارنده، اصطلاح "تدريس معكوس" با استفاده از تبيین مفهوم فراشناخت، اصطلاح روا و مناسبي براي دوره دبستان نيست درحالی‌که اصطلاح "تمرين معكوس"، روايي مناسب دارد.

(حمید ژیان پور) 


موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسب‌ها: تلنگرهای ذهنی

تاريخ : دوشنبه پنجم آذر ۱۳۹۷ | 18:47 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد