مغالطه
در کاربرد اصطلاح مغالطه، وقتی کسی را مورد خطاب قرار میدهیم و این اصطلاح را بکار میبریم، شخصیت فرد را هدف تهاجم لفظی قرار دادهایم. در این صورت ما بهجای تحلیل محتوا، به تکذیب شخصیت فرد پرداختهایم. در اینگونه موارد استفاده از اصطلاح مغالطه نوعی سوءگیری ذهنی است که به نظر میرسد در قالب تحقیر فروخورده، فرافکنی میشود. درحالی که در مواجهه علمی، متن مورد واکاوی، بررسی و تحلیل قرار می گیرد. در این صورت نتیجه تحلیل، با وسواس علمی و مبتنی بر دادههای درونمتنی، به بیان شواهدی از عدم انسجام منطقی میان مفاهیم و نتیجه آن میپردازد و نتیجه را در انسجام و رابطه منطقی میان مفاهیم متن بررسی میکند. مغالطه متن میتواند در کاربرد مفاهیم متن و یا نتیجه ارتباط مفاهیم در متن به وجود بیاید. در این موارد منتقد و یا محقق، اصطلاح مغالطه را در مورد متن بکار نمیبرد. ادب بیان و الزامات بیان محققانه ما را بر آن میدارد تا نهتنها به فرد، بلکه حتی به متن نیز اصطلاح مغالطه را که میتواند نوعی تهدید و نگاه از بالا به پایین برای تحقیر فرد و یا متن باشد، نسبت ندهیم مگر آنکه مغلطه متن نتیجه منطقی بررسی محققانه تحلیل متن باشد. اینکه فردی به فرض مغالطه کند به نظر من هیچ کار مخربی انجام نداده است و مسئولیتی متوجه محقق نیست زیرا مغالطه در متن تا آن اندازه صراحت ندارد که ما بدون تحقیق و تحلیل متن بتوانیم او را متهم به مغالطه کنیم. بیان مغالطه متن برای محقق راهگشا است و به این معنی نیست که او مغالطه کرده است؛ زیرا نتیجه همیشه در معرض درصدی از خطای منطقی قرار دارد و برای بهبود نقد و تحلیل، راهگشاترین وسیله است. بیاندیشیم که آیا منطقی است از این اصطلاح استفاده کنیم...؟
مغالطه به معنای بهاشتباه انداختن دیگری، چه از روی عمد و چه ناخودآگاه، متوجه فرد است نه متن. ازاینرو واکنش ما بهجای بررسی محققانه متن، متوجه شخصیت فرد است. بررسی محققانه متن، دشوار است و منتهی به جدل نخواهد شد.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
