"...هر نفسی که فرو میرود ممدّ حیاتست و چون برمیآید مفرّح ذات ..."
نفس ممد حيات است و ممد حيات كه باشد لاجرم، مفرح ذات است. جسم بدون روح جسد است، با روح معني پيدا میکند و سلامت جسم درگرو سلامت روح است.
ضربان قلب آيا پيوسته میزند؟ قلب موجب ضربان میشود و ضربان موجب حيات. ضربان قلب قطع و وصل میشود براي همين ضربان است. در بازهای هست و در بازهای نيست. اگر پيوسته بود موجب هلاكت میشد. پس نتيجه میگیریم که در اصل ماهيت خود، مفرح ذات است.
غم و شادی هم همینطور است. غم و شادی نباید از هم جدا باشد زيرا غم همان توقف است كه موجب ضربان میشود. بنابراين ارزش غم با شادي يكي است.
غم توقف شادي است و يا شادي توقف غم؟ هر دو موجب ضربان میشود و ضربان موجب حيات. غم كمك میکند كه شادي بازگردد. يعني توقف شادي توسط غم تقاضای شادي را به همراه دارد. شادي كه بازمیگردد با توان مضاعف میآید. اين موضوع توكل را نيز توصيف میکند.
وقتي معتقد بشويم كه در ماهيت فرح ذات دو چيز متضاد موجب ضربان و حركت میشود بنابراين به تقابل تضاد و سنتز حاصل از آن اعتقاد خواهيم داشت. اين باور اعتماد و توكل ما را به نتيجه نهايي كه فرح ذات است ازاینجهت بالا میبرد كه میدانیم كه در ذات تقابل ضرباني وجود دارد كه موجب حركت به سمت فرح ذات میشود. بنابراين شر را نوعي خير و غم را نوعي شادي درك میکنیم.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
