متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

میراث

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

میراث

میراث

(محسن سرخوش) 

خان‌عمو عادت داشت بنشیند روی تشکچه، لم بدهد به پشتی و به زن‌عمو بگوید: "یه لیوان چایی وردار بیار" یا مثلاً سرِ سفره، با این‌که اگر دستش را دراز می‌کرد می‌توانست پارچِ آب را بردارد، می‌گفت: "یه لیوان آب واسم بریز".

حتی بارها دیده بودم زن‌عمو را صدا زده و از آشپزخانه کشانده بود توی اتاق‌خواب تا چراغ را خاموش کند. آن‌قدر از این کارهایش لجم می‌گرفت که با خودم عهد کردم هرگز چنین رفتاری با همسر آینده‌ام نداشته باشم. وقتی تازه ازدواج کرده بودم، یک روز دیدم همسرم دمق است. علت را پرسیدم، گفت احساس می‌کند من آن‌جور که باید دوستش ندارم و با او راحت نیستم. از این حرف شگفت‌زده شدم، چون همیشه باادب و احترام با همسرم رفتار کرده بودم. خواستم بیشتر توضیح بدهد، گفت: "آخه تو این مدت نشده ازم بخوای یه لیوان آب دستت بدم، یا کاری واسَت بکنم".

مانده بودم در جوابِ این حرفِ دخترِ خان‌عمو چه بگویم! 


 نقد و تحلیل

در این متن، رفتار خان‌عمو، علارغم آنچه در عنوان متن (میراث) و محتوای (مردسالاری)، آمده است، معقول و منطقی نشان داده شده است. ممکن است نویسنده متن تعجب کند که چگونه تحلیل متن، منظوری را که او به‌دقت درزمینه­ی محتوای مردسالاری قرار داده است را وارونه و قلب نموده است. به نظر نگارنده، این متن نمی‌تواند در تحلیل سازه مفهومی، منظور عنوان و محتوای موردنظر نویسنده را به تمامه انتقال دهد و این پرسش مطرح می‌شود که اولاً چگونه سازه مفهومی متن، نتیجه‌ای برخلاف عنوان (ارث) و محتوا (مردسالاری) به دست می‌دهد؟ و دوماً این‌که چرا منطقاً این نوع مطالب، خودش، خودش را نقض می‌کند؟

 (حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل داستان
برچسب‌ها: نقد و تحلیل داستان

تاريخ : سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ | 19:43 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد