حقیقت / اصالت
در نظرگاه من: فلسفهی زيستن در پدیداری پيوستار ميان حقيقت و اصالت معنا مییابد. حقيقت، آغاز فهم پيچيدگي، آغاز درك پيچيدگي و آغازي براي عمل در فرآيند پيچيدگي است. در جهان زیستهی ما همهچیز میل به ساده شدن دارد. سادگی، معرف پیچیدگی است و اصالت، انتها یا نتیجهی ابتدای پدیداری حقیقت پیچیده است که منجر به ساده شدن پیچیدگی انتزاع مفاهیم میشود. ازاینرو فلسفه اصیلترین وجه غالب فهم پیچیده معرفتشناسی جهان زیسته ما است که دررسیدن بهسادگی و گشودن رازهای پیچیدگی حقیقت ناگشوده تلاش اصیل میکند.
آنچه را که بیان شد میتوان در یک مثال واضح ارائه کرد. مراحل تکامل رشد تدریجی کودک انسان مثال واضح از نسبت میان حقیقت و اصالت است. انسان در هر مرحله از رشد در آغاز پیوستار درک پیچیدگی حقیقت برای رسیدن به اصالت ساده شدن جهان پیرامون خویش تلاش کرده است.
علم، معرف ابزار سادگی جهان است که در آن انسان بر پیچیدگی حقایق ناگشوده و رازآلوده جهان سوبژکتیو و ابژکتیو تفوق مییابد و جهان را برای خویش ساده و سادهتر میکند و در هر مرحله از فلسفیدن، اندیشیدن و فهمیدن، جهان را قابلتحملتر میکند، از ثابت ماندن در پیچیدگی حقیقت عبور میکند و از آن فارغ میشود.
باری، حقیقت ثابت نمیشود بلکه به نظر میرسد، وظیفه انسان آن است تا از حقیقت فارغ بشود.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
