نفس مقدم بر نقش
نفس مقدم بر نقش؛
اين انتقاد بر طرح موضوع "خاستگاه فلسفه و فلسفيدن كجا است؟" وجود دارد كه فلسفه را در آنسوی ديوار تاريخ بايد جستجو كرد.
فلسفه جریانی است که از دل کوههای بلند فرهنگ، جاری است. فرهنگ، نفس فلسفه است و فیلسوف، ابژه فلسفه است.
فرهنگ، نزدیکترین وجه نامحسوس رؤیا است...
فرهنگ، رؤياي متعالي انسان براي بقا و سازوكاري براي ماندگاري نوع بشر است كه بهتدریج در شكوه و زيبايي خلق میشود و در يگانگي محو میشود...
براي نماياندن عظمت و شكوه يك ملت، نفس، مقدم بر نقش (ابژه) است.
فلسفه، غايت دانايي نيست.
فلسفه، فروغ دانايي است.
ممكن است مصاديق زيادي در جامعه تحت تأثیر فلسفه نباشد اما مضامين و مفاهيم بسياري ازآنچه در روح جمعي جامعه وجود دارد و موجب حركت و تحول است، متأثر از صراحت و فصاحت فلسفه است.
هيچ اندوهي بالاتر از اين نيست كه انسان نتواند لذات را آنگونه كه اصيل و بالذات است، درك كند.
اطلاعات، ذهن ما را انباشته از دانش میکند و قابلیتهای فرا ذهني را بهسوی درك تفسيري تكرار كاربرد وجوه متنوع علم اطلاعات، سوق میدهد.
در اين ميان، فلسفه و هنر، روزنه اميد و انتخاب متعالي انسان براي بركشيدن و فروغ فهميدن و فهماندن درك اصالت لذت است.
همه تلاش بشر در فلسفيدن و انديشيدن، قابلتحمل كردن مصاديق زندگي از طريق مفاهيم زندگي است.
انگاره خاستگاه فلسفه، در معنای تاریخمند كردن فلسفه است.
بخش زيادي از تاريخ ممكن است آرزوهايي باشد كه بهناحق تحققیافته است.
ازاینرو به نظر میرسد، تاريخ با سیاست بيش از فلسفه قرابت دارد.
ما از تاريخ چيز زيادي نمیآموزیم.
تاريخ نه با ما است و نه بر ما است...
يك مفهوم فلسفي "آزادي"، بركشيدن از ديوار "تاريخ انسان" بهسوی "انسان تاریخی" است كه بهجای ساختن با تاريخ به برساختن تاريخ میانجامد.
انسان معاصر، "انسان تاريخي" است كه در ديوار "تاريخ انسان"، محبوس نيست.
درنگ در خاستگاه تاريخ فلسفه، ماندن پشت ديوارهاي بلند محصور در شناخت "تاريخ انسان" است كه در آن نقش مقدم بر نفس است.
"ماه كنعاني من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است كه بدرود كنی زندان را "
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تلنگرهای ذهنی
برچسبها: تلنگرهای ذهنی
