گفتگو
دَم گرم
تو خوش میباش با حافظ برو گو خصم جان میده
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دمسردم
حمید ژیان پور
به نظر من "دم گرم" به معنای داشتن "آن" یا "آنات" است. لحظاتی که انسان در "آن" در اوج آزادگی و سربلندی است و آتش وجودش گرم "آن" است. حضرت حافظ نیز میفرماید:
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بنده طلعت آن باش که "آنی" دارد
و یا در غزلی میفرماید:
جانْ بی جمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد
در این معنا آزادگی و سربلندی در داشتن "آن" است و "دم" به معنی لحظاتی است که جان از درک "آن" گرم میشود و سر به سربلندی میساید.
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید
تبارکالله از این فتنهها که در سر ماست.
محمد آزادی
گمانم جناب حافظ، منظورشان از آن، خصلت یا مقام یا حالی است که در مو و اندام و ظاهر و جمال و هیبت و کسوت و مقام و این قبیل نیست، باشد. چیزی فرای مو و میان.
"بنده طلعت آن باش که آنی دارد"، یعنی وجهی مجهول به چشم و ذهن و تجسم ما. ولی مدنظر جنابش و آن هر چه هست سوای مو و میان است.
"جان بی جمال جانان میل جهان ندارد"، اینجا دو شاخصه بهزعم زهاد و عباد جمال و جانان است.
"هر کس که این ندارد" منظور جان است، وجود است، دلِ پذیراست.
و جان، بی جمال جانان، جان نیست، مرده است، عاشق نیست محاسب است، آری، از منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد.
حمید ژیان پور
بله البته؛ اما آنچه بیان کردید تفسیر مضمون شعر است. مضمون وابسته به مفهوم است. مضمون در ضمن مفهوم جای میگیرد و نهفته در آن است. "مقام حال"، صورت مضمون است. درحالیکه "حال" خوش یا داشتن "آن"، مقام یا صورت ندارد؛ بنابراین به نظر میرسد فراتر از مضمون "آن" مفهوم "آن"، نزد حضرت حافظ بر بیخبری و آزادگی اشارت دارد که فراتر از قال و مقام است و من میاندیشم این همان مفهوم "آن" است که "دم" انسان از آن گرمی میگیرد.
محمد آزادی
مسلماً حرف جناب حافظ فراتر از مقام و قال و کلمه و... است و اشارت به مفاهیمی دارد از ظاهر پنهان و سرآمیز و مرموز، نه در کلام و لغت که در معنا و مفهومی نامحسوس، بلکه با قابلیت حسی درونی مجهز است و این است که لایق دم گرم گفتن دارد و دمش همیشه جاوید است و گرم.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
