متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

محبت‌های مادربزرگ

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

محبت‌های مادربزرگ

محبت‌های مادربزرگ

(آزاده)

مادربزرگم

خیلی زن ساده و درعین‌حال

نکته‌بین و نکته‌سنجی بود

مهربونیاش خاص خودش بود

گاهی دو دل می‌شدم

که این ما رو دوست داره یا نه

ولی حالا که چند سالیه از این دنیا رفته

فهمیدم که

چقدر ناب بود

دیگه هیچکی عین اون پیدا نمیشه

به یکی بگه

زنگ بزنن واسش اونم گوشی رو بگیره

دستش بگه

پا شو بیا ننه‌جان فردا دیگچه

موخوام درست کنوم

باید همه دورهم باشن

یا موخوام کله و پاچه درست کنوم

همه تا بیین اگه نباشن

از گلوم پایین نمره

اخی

حیف مادربزرگ و همه مادربزرگ‌های دنیا

که رفتن

دلم خیلی تنگ‌شده

خیلی گرفته

جاش خالیه

ولی

هنوز مزه‌ی دیگچه‌های خوشمزش تو دهنمه

هنوز اون یاسی که هر روز عصرها بهش آب می‌داد

سبز

و محبت‌های مادربزرگ

یادش

یاد اون روزها بخیر


نقد و تحلیل

من شخصاً از اين قسمت كه راوی بيان می‌کند "گاهي دو دل می‌شدم كه آيا ما را دوست دارد يا نه" چنين برداشت می‌کنم كه نويسنده بسيار عميق به خودآگاه مادربزرگ نزديك شده و از طرفي خود كودکیش را آن‌قدر عميق معرفي كند كه ما می‌توانیم به‌وسیله يكي، ديگري را بشناسيم. در اين صورت شما دقیقاً و عمیقاً متوجه يك تفاوت سطح می‌شوید كه جايگاه كودك درون نويسنده خيلي ظريف ميل به خودآگاه مادربزرگ می‌کند. توجه كنيد آنجا كه از قول مادربزرگ می‌گوید "بايد همه دورهم باشن" به اين نزديكي اشاره می‌کند و بلافاصله با اشتياق براي نزديكي به خودآگاه مادربزرگ می‌گوید "دلم خيلي تنگ‌شده، خيلي گرفته". ممكن است پرسش اين باشد كه چرا نويسنده به‌جای ناخودآگاه مادربزرگ به خودآگاه نزديك می‌شود. پاسخ به نظر می‌تواند اين باشد كه نويسنده روايتي از دوران كودكيش را بيان می‌کند كه مربوط به زمينه درك ناخودآگاه اوست و تلویحاً اين شناخت را به‌وسیله خودآگاه مادربزرگ بيان می‌کند. نويسنده نهایتاً تعلق‌خاطر خود را به ناخودآگاه به‌وسیله خودآگاه هوشيار و مهذب مادربزرگ بيان می‌کند.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

تاريخ : چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ | 10:59 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد