غنودن
محمد آزادی
دل راهیِ میخانه نمودیم دوباره
با ساقی و پیمانه غنودیم دوباره
معشوق که میرفت برگشت دوباره
شکرانهی این، شعر سرودیم دوباره
حمید ژیان پور
بسيار وزين و آهنگين...
"غنودن" به معني به خواب شدن و چشم از خواب گرم كردن است. (لغتنامه دهخدا)
شراب ساقي براي هوشياري است و از خود بیخود شدن نيز نوعي بازگشت به هوشياري دروني است كه به نظر میآید با خواب و يا سستي جور نمیشود.
پيشنهاد من: "سروديم" (به معناي آواز سردادن) بهجای "غنوديم" است.
دل راهیِ میخانه نمودیم دوباره
با ساقی و پیمانه سروديم دوباره
معشوق که میرفت برگشت دوباره
شکرانهی این شعر، بسوديم دوباره
"بسودن" كنايه از معشوق را در آغوش گرفتن است.
محسن سرخوش
به نظر بنده اینطور میرسد که اتفاقاً غنودن در اینجا بسیار بهجا و خوب استفادهشده و این معنای ظاهری که شما فرمودید را ندارد. برعکس به معنای بیداری و هوشیاریِ معنوی است. عنایت بفرمایید:
من مست می عشقم هوشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
ضمناً گمان میکنم که «غنودیم» اینجا بیشتر کنایه از «همآغوش شدن» دارد تا «خوابیدن». این استعاره خیلی پرکاربرد است و زیاد میبینیم که وقتی میخواهند همآغوشی را بیان کنند، بهجایش مینویسند خوابیدن!
حمید ژیان پور
در مفهوم اين شعر
"من مست مي عشقم هوشيار نخواهم شد
وز خواب خوش مستي بيدار نخواهم شد"
تقابل و تعين دو فضا مشاهده میشود كه در مقابل يكديگر قرار دارد و اثبات يكي بهمنزله نفي ديگري است. مفهوم هوشياري يعني در غلتیدن و پيوند خوردن به آرامش و رسيدن به فضاي امنيت و سكون است. توجه كنيد هنگامیکه ما در موقعيت چالش حل مسئله هستيم، رسيدن به پاسخ، نوعي كسب هوشياري و رسيدن به آرامش و سكون است كه در آن چالشي وجود ندارد.
هوشياري در مفهوم علمي خود يعني برخورداري از عقل براي تبيين روابط علي حل مسئله است كه منجر به آرامش میشود. درحالیکه ناهشیاری سرودي است كه در گستره عظمت قلمرو ناهشیاری همواره در حال جنبش و سرايش وجد است و طلب را میسراید.
"مستي" مفهومي است براي ابتداي جنبش كه در آن رسيدن به انتهاي آرامش هوشياري، مطلوب نيست. بنابراين "غنودن" مفهوم رسيدن به آرامش را میدهد كه در آن سرود مستي معنا نمییابد.
محسن سرخوش
اینکه شما تلاش میکنید شعر را با متر و معیارهای «علمی»، «معنی» کنید در جای خودش خیلی جالب است.
حمید ژیان پور
من سعي میکنم، تحليل، تفسير و تبیيني از علم ارائه كنم و از اینکه علم را معيار بلافصل ترجمه شعر قرار بدهم سخت پرهيز میکنم. در علوم انساني، علم، معيار نيست. علم، ميثاق ما براي آفرينش خلاقانه فهم تبیيني و تحليلي در محتوي است.
محسن سرخوش
شما دارید شعر را معنی میکنید اما شعر را باید تفسیر و تحلیل کرد. مفهوم کلمات بامعنای کلمات در شعر خیلی فرق میکند.
در این شعر، غنودن به معنای خوابیدن نیست، زیراکسی به میخانه نمیرود تا کنار ساقی و پیمانه، بخوابد بلکه اینجا غنودن به معنای همآغوش شدن است.
حمید ژیان پور
از گفتگو با شما و چالش در موضوعي كه براي گفتگو انتخاب کردهاید لذت میبرم. بدون ترديد گفتگو با شما موجب تقويت قواي ذهني من خواهد شد و بيشتر ياد خواهم گرفت.
و اما درباره تعريف لغوي "غنودن" و استناد به آن مايلم بر اين نكته تأکید كنم كه تعريف به معنا، مقدم بر تحليل معنا است و موجب شکلگیری تبيين معنا خواهد شد. شکلگیری معنا از بسط و گسترش تعريف معنا بهسوی تبيين معنا پيش میرود و موجب همافزایی سطح بالاي دانش (يعني تحليل و تركيب معنا) خواهد شد.
اين فرض كه "غنودن" در معناي تبيين در آغوش گرفتن است بايد بتواند از خواستگاه تعريف معناي لغوي "خواب شدن و چشم گرم شدن" بيايد. درحالیکه در همآغوشی، چشم در خود گرم نمیشود بلكه در ديگري رام میشود و با او همآواز میگردد.
"غنودن" در اصالت معناي "گرم شدن چشم" به نظر میرسد مفهوم همآغوشی را نمیدهد زيرا گرم شدن يعني در خود خزيدن يا در خود فرورفتن است و ازآنجاکه همآغوشی خزيدن ديگري در وجود ما است، دشوار مینمایاند كه مفهوم "غنودن" به معناي همآغوشی باشد.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
