متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

شرافت

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

شرافت

گفتگو

شرافت

حمید ژیان پور

شعر زن، آيينه نجابت است.

نجابت، آيينه شرافت است.

درود بر شعر شرافت و نجابت...

منوچهر رئوفی

چرا به نجابت و شرافت قبل از جسارت و شجاعت صحه می‌گذارید. منظور از نجابت و شرافت به‌خصوص در مورد مهر بانوان ایرانی چیست؟

حمید ژیان پور

به نظر می‌رسد من نيز مانند شما سكوت در برابر بی‌عدالتی و ظلم را نشانه نجابت و شرافت نمی‌دانم و البته پذيرفتن آن را نشانه ظلم مضاعف می‌دانم.

نجابت و شرافت گوهر اصيل و لطيف انساني است كه موجب آن می‌شود انسان تن به اسارت در ستم و بی‌عدالتی ندهد و در حفظ شرافت خويش، نجيبانه بكوشد.

به نظر من: جسارت و شجاعت حد مميز نفس است و انسان را در بركشيدن و متمايز ساختن از ديگران برمی‌انگیزد.

اسكندر مقدوني و سقراط هر دو شجاع بودند و جسارت داشتند. سقراط در حفظ شرافت انسان و بركشيدن او به‌سوی گوهر نجابت انساني شجاعانه تلاش كرد. اسكندر مقدوني در بركشيدن تمايز نفس خويش از ديگران جسورانه كوشيد.

سقراط، انسان را در نجابت و شرافت روياند. اسكندر مقدوني، انسانيت را در جسارت و شجاعت سوزاند.

منوچهر رئوفی

به عبارتی پس

  1. تحمل و صبر بر شرایط و موقعیت (بی کنشی) نشانه نجابت نیست بلکه نشانه واضح استیصال و درواقع انفعال است.
  2. موفقیت در اغلب موارد پشت درب جسارت پنهان‌شده است.
  3. لازمه شرافت بروز شجاعت است. انسانی که در ترس، روزگار سپری کند قطعاً تن به فضاحت می‌دهد، نوع و شکل آن چندان مهم نیست.
  4. سقراط جسارت و شجاعت را قبل از دانستگی و آگاهی در خود پرورش داد. چراکه می‌دانست اگر صرفاً به علم و آگاهی خود بدون کسب جسارت و شجاعت تکیه کند، برده زر و زور و تزویر می‌شود و مجبور می‌گردد حکمت خود را به بی‌مایگان به بهایی نازل بفروشد.
  5. اسکندر مقدونی به‌غیراز سقراط و سقراطیان بر تمام کم مایگان دانش پیشه و متظاهران مذهب پیشه شرف دارد، چون حداقل تا پای جان بر اصول شجاعت و جسارت ایستادگی کرد و هرروز بر طبق مصلحت و منفعت رنگ عوض نکرد.

آنچه در درجه اول، انسانی را اعم از زن و یا مرد متمایز می‌گرداند فقط و فقط شجاعت و جسارت است در بستر مسئولیت و آگاهی و مهم‌ترین پیام خروج از انفعال است.

]که من منتظر نمی‌مانم دستی که دیروز در دهانم کوبیده و من را ضعیفه و کنیز و غلام نامیده امروز نانی به من برساند.[

حمید ژیان پور

  1. بله همین‌طور است.
  2. به نظر من صحيح است بگوييم: موفقيت بی‌واسطه و نه موفقيت باواسطه، همواره پشت درب جسارت پنهان است.
  3. لازمه جسارت، آگاهي از شرافت است. بروز شجاعت بدون آگاهي از شرافت ترس می‌آفریند. حيوان درنده در بروز جسارت بی‌مهابا است و ترس می‌آفریند.
  4. سقراط، آگاهي از جسارت و شجاعت را مقدم بر عمل جسورانه می‌دانست.
  5. شرافت اسكندر بر كم مايگان دانش پيشه در حد خود او است نه در حد سقراط...

"آنچه انسان را اعم از زن و مرد متمايز می‌کند" آگاهي انديشمندانه از چگونگي به كار بستن شجاعت و جسارت براي حفظ نجابت و شرافت است.

منوچهر رئوفی

چرا برداشت ذهنی من از آگاهی اندیشمندانه مطرح‌شده توسط شما بر " احتیاط" تسری می‌یابد.

من اشتباه می‌کنم یا اینکه ... و پاسخ ۴ شاید کامل نبود ...

حمید ژیان پور

آگاهي انديشمندانه موضوع قابل‌تأمل است و شايسته است تا در جزييات آن هم‌اندیشی و گفتگو كنيم.

محمد آزادی

تعبیرتان بسیار زیباست.

حمید ژیان پور

شرافت، شورانگيزترين و پرشورترين بخش وجود آدمي است كه بی‌صدا فرياد می‌کشد.

شرافت می‌تواند مانند آتش‌فشانی سرد و خاموش باشد و يا چون آتش‌فشانی گرم و سوزاننده شعله خويش را بی‌صدا فرياد بكشد.

شرافت، ناموس ما است. شرافت ناموس، شرافت خاموش نيست...

محمد آزادی

شرافت را هم چون سپری می‌بینم به بلندای آسمان، زیبا رنگ، بی‌انتها، همچون اتمسفر زمین، محافظ و پوشاننده‌ی بی‌آلایش، وسیع و مسکوت و محفوظ، نه به هر نسیمی که با تندبادهای سهمگین هم‌رنگ نبازد و با هیچ غرشی خم به ابرو نیاورد، همتایش نیست و بَدَل ناپذیر است، نه محو می‌شود نه عیان است که دستخوش دست‌کاری شود.

حمید ژیان پور

استاد ژیان پور

بااین‌همه من فكر می‌کنم شرافت اگر با آگاهي و آرزوهاي بلند درنیامیزد می‌تواند مانند آتش‌فشانی سرد و خاموش بی‌تأثیر باشد.

محمد آزادی

شرافت، خودبه‌خود آتش‌افروز است که اگر نباشد شرافت نیست، هر آتش‌فشانی همیشه در حال فوران نیست تا این‌که رخنه‌ای بیابد، بترکد، فوران می‌کند، خود می‌سوزد و می‌سوزاند و فریاد و خروش و دود و حرارت، همه گواه از موجودیت شرافت است.

حمید ژیان پور

نكته قابل‌بحث همین‌جا است... شرافت به‌خودی‌خود فروزنده نيست.

محمد آزادی

آگاهیِ شرافت، ذاتی است و شریف شرافت در ذاتش نهادینه است، اکتسابی شاید نباشد که اگر نمادین شود هر آن‌هم رنگ خواهد باخت و هم خود را.

بله کاملاً موافقم، نیاز به خودنمایی نیست تا ...

حمید ژیان پور

من بر اين فرض هستم كه آگاهي شرافت، ذاتي شرافت نيست.

محمد آزادی

به قول فرمایش حضرت‌عالی "می‌اندیشم" شرافت آمیخته با آگاهی است، وگرنه بایستی معنایی و ترجمانی دیگر بشود.

حمید ژیان پور

آيا می‌شود گفت هر انسان آگاهي شريف است و هر انسان شريفي آگاه است؟

محمد آزادی

این تعریف مطلق نیست ولی شرافت همراه با آگاهی مصداق پیدا می‌کند. عدالت بدون آگاهی ظلم است و سخاوت بدون آگاهی حماقت است.

پس عرض بنده این بود که شرافت بدون آگاهی، اصلاً شرافت نیست، هر چه هست شرافت نیست.

حمید ژیان پور

خيل كثيري از بردگان سیاه‌پوست آمريكا پيش از الغاي قانون برده‌داری نسبت به حقوق مدني خويش آگاهي نداشتند آيا شرافت نيز نداشتند؟

محمد آزادی

آنان که در آن زمان، قبل از الغای قانون، ساکت بودند، شاید نداشتند، خیل عظیمی هم شورش کردند، جان دادند ولی تن به برده بودن ندادند.

شرافت، خودبه‌خود شهامت می‌آفریند. تأمل بفرمایید لطفاً.

گاهی به انسان‌های آرام و بی‌دردسر و سربه‌زیر هم "شریف" می‌گوییم و این باید در لایه‌های جَو اجتماع واکاوی شود، نمی‌شود مطلق قضاوت کرد.

تعاریف، با مصداق‌های معروف، متفاوت‌اند. در تعاریف شاید بشود مطلق گفت، ولی در مصادیقِ مشهود، نه، منظور (مصادیقِ عامه) است.

حمید ژیان پور

آگاهي ذاتي نيست، آگاهي تالي است.

آگاهي از طريق رشد تدريجي انسان در تعامل با محيط شكل می‌گیرد. اين همان معناي يادگيري براي عمل يا پراگماتيسم است...

بيش از دو قرن طول كشيد تا آگاهي بردگان شريف از نضج به رشد برسد و سر برآورد. آيا پيش از رشد آگاهي، شرافت وجود نداشت؟

محمد آزادی

لطفی بفرمایید و شرافت را معنا کنید،، اصلاً شرافت چیست؟

حمید ژیان پور

ماهيت، تعريف به معنا می‌شود. شرافت، هستي است، ماهيت نيست. شرافت، معنا نمی‌شود شرافت هستي است كه به ماهيت انسان معنا می‌دهد.

محمد آزادی

پس هر یک از صفات مشابه، خودبه‌خود معنا ندارند. درسته؟

حمید ژیان پور

شرافت، صفت نيست.

منوچهر رئوفی

خوشبختانه نسل‌های فعلی چون درون‌مایه شجاعت را ندارند از لایه‌های متظاهرانه نجابت و شرافت هم به‌درستی عبور کرده‌اند.

محمد آزادی

قابل‌تأمل است.

منوچهر رئوفی

در جامعه‌ای که ارزش زن به زیبایی و ارزش مرد به دارایی است، شرافت و نجابت عملاً وجود ندارد.

محمد آزادی

شرافت و نجابت با توزین‌های مالی وزن و تعبیر می‌شوند، ولی نمی‌شود منکر وجود شرافت به‌طورکلی شد.

منوچهر رئوفی

شرافت و نجابت در بستر آزادگی و دانستگی تبلور می‌یابد و لازمه آن ابتدا ]جسارت و شهامت [است. صحبت از شرافت و نجابت در جامعه‌ای که هیچ‌کدام از چهارعنصر آزادگی، دانستگی، جسارت و شهامت را ارجح نمی‌نهد و بدان متکی نیست و حتی به آن‌ها احساس نیاز هم نمی‌کند، صرفاً دلالت بر سیروسفر در شعار و شور دارد.


موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسب‌ها: گفتمان

تاريخ : جمعه دوازدهم آذر ۱۴۰۰ | 21:56 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد