متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

فارسی‌زبان یا فارسی‌دان

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

فارسی‌زبان یا فارسی‌دان

فارسی‌زبان یا فارسی‌دان

(ایواز طاها)

مرکز یک موجود یکپارچه نیست، واقعیتی است با گسل‌های متعدد در درون خود. همه‌ی انسان‌هایی که به زبان مسلط حرف می‌زنند لزوماً درصد تحمیل زبان، فرهنگ، اسطوره و خاطره‌ی ازلی خود بر دیگران نیستند. برخی از آن‌ها مثل هر انسانی به زبان و یا زبان‌هایی، منویات درونی و دانش خود را بیان می‌کنند. نمونه‌اش متفکر حقیقت‌جویی چون مصطفی ملکیان که درجایی دورتر و حتی مخالف موضع مرکز ایستاده است. به گفته‌ی وی چون تعبیر "فارسی‌زبانان" عده‌ای را می‌آزارد لذا ازاین‌پس از تعبیر "فارسی‌دانان" استفاده خواهد کرد. چون «تعبیر "فارسی‌زبانان" شامل حال اقوام ایرانی‌ای که زبان مادری‌شان فارسی نیست، مانند کردها، عرب‌ها، آذری‌ها، ارمنیان، آشوریان، ترک‌ها، ترکمن‌ها و بسیاری دیگر نمی‌شود و بنابراین، این تعبیر، اینان را از شمول مخاطبان خارج می‌کند و جفایی در حقشان روا می‌دارد.»

چنین رویکردی این نکته‌ی ساده را تأیید می‌کند که مرکز، آکنده از شکاف‌ها، اختلاف‌نظرها و آنتاگونیسم‌هاست. ذاتی به نام مرکز وجود ندارد، بلکه مجموعه‌ای از نیروهایی که خوشه‌ای از شباهت‌ها را دارند خود را بر پیرامون تحمیل می‌کنند. تا جایی که نیروهای پیرامونی می‌توانند تضادهای درونی‌ مرکز را فعال کنند. همچنان که پیرامون نیز ذات واحدی ندارد.

برای مثال ملکیان را مقایسه کنید با یک عالم پان‌ایرانیست که "چه بنام و چه به ننگ" می‌خواهد از هژمونی زبان فارسی و مرگ زبان‌های دیگر حمایت کند. در این کلمه‌ی ننگ البته هر خشونتی می‌تواند نهفته باشد. در مقابل مصطفی ملکیان که وظیفه متفکر را "تقریر حقیقت و تقلیل مرارت" مردم می‌داند با شجاعت و تواضع به خاطر این‌که چند سالی از اصطلاح فارسی‌زبان استفاده کرده از همه‌ی اقوام ایرانی پوزش می‌خواهد و دلیل این استفاده را قصور ناشی از جهلِ خود می‌داند.

شایان‌ذکر است که استفاده از اصطلاح "فارسی‌زبان" برای خطاب به مردمانی که زبان مادری‌شان فارسی نیست با خود معنای یکسان‌سازانه‌ای حمل می‌کند؛ یعنی غیرفارس‌زبانان را نیز در گویشوران زبان مسلط ادغام می‌کند.


نقد و تحلیل

اصطلاحي كه آقاي ملكيان انتخاب کرده‌اند (فارسي دانان) جداي از هدفي كه برگزیده‌اند و منظوري كه آن را باصداقت بيان کرده‌اند، اين ابهام را به وجود می‌آورد كه "آگاهي"، اولي و مقدم بر "زبان" است. يعني ابتدا آگاهي شكل می‌گیرد سپس زبان نضج می‌گیرد درحالی‌که به نظر می‌رسد ابتدا زبان شكل می‌یابد سپس آگاهي نضج می‌گیرد. نمونه آن تحقيقات باليني ژان پياژه درباره‌ی تطور مراحل رشد رواني حركتي كودك است.

اين فرض كه اصالت زبان مقدم بر آگاهي است و آگاهي تالي و پيرو زبان است در نظريات روان‌شناسی ژنتيك مورد تأیید قرارگرفته است.

پرسشي كه در اينجا مطرح می‌شود اين است كه آيا اصطلاح "فارسي دانان" می‌تواند جايگزين معناي ماهوي "فارسي زبانان" باشد؟

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

تاريخ : شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۰ | 20:16 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد