تابوت
(کیومرث محمدپرست)
جنگل،
تابوت بلند سروهاست
در نگاه سوزآور پائیز
کاش آدمیزاد
در جنگلهای بیبرگ
نشان بلندی بود از آتش
دود...
دود...
نقد و تحلیل
سرو، نماد آزادگي است
قد كشيدن سرو، نماد زندگي است
زندگي، آواز دارد.
جنگل
آواز بلند سرو است
در نگاه سوزآور پاييز
كاش آدميزاد
در جنگلهای بیبرگ میسرود
نشان بلندي از زندگي
بالندگي
پايندگي...
شعر، تفكر عريان است. تفكر عريان را نمیشود نقد كرد. تفكر عريان را میشود نقل كرد.
بنابراين به نظر میرسد آنچه از شعر، نقد میشود تفكر عريان نيست، تفكر پوشيده در رجحان است. ترجيح شاعر براي بيان چيزي است كه او آن را مرجح دانسته است تا آن را بيافريند و به آن بياويزد.
مفاهيم و نمادهاي شعر بخش زندهای از ترجيحات شاعر است كه ممكن است واجد تفكر عريان نباشد و يا در تفكر عريان پيچيده شده باشد.
نقد شعر به تأمل در ترجيحات پيچيده در تفكر شاعر میپردازد و وجوه پيدا و ناپيداي تفكر عريان را بازنمايي مي كند.
من متوجه شدم كه در شعر آقاي محمدپرست (شعر موردنقد)، ترجيح، مقدم بر تفكر عريان است.
بخش زنده مفاهيم و نماد شعر، تهي از حيات عريان است و با استفاده از نماد مرگ و آتش، مرگ بر حيات ترجيح دادهشده است.
بنابراين زبان شعر، زيان رجحان است و درخت سرو نماد غلبه است كه شاعر آن را بر اصالت تفكر عريان ترجيح داده است تا ناتوانايي خود را در خلق تفكر عريان بپوشاند.
"تابوت"، نيز نماد اين پوشيدگي است...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل شعر
برچسبها: نقد و تحلیل شعر
