متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

سندروم باکستر

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

سندروم باکستر

سندروم باکستر

سندروم باکستر چیست؟

در صحنه‌ای از فیلم تایتانیک درحالی‌که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه‌ی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه‌ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!

آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می‌کردند و دقت می‌کردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق‌شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این‌سو و آن‌سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!

مثالی دیگر می‌تواند از کتاب "قلعه حیوانات" باشد؛

طبق ماجرای این کتاب، حیوانات دست‌به‌دست هم می‌شوند و ارباب و خانواده‌اش را از مزرعه بیرون می‌کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می‌گیرند. اولین کار آن‌ها تنظیم عهد نامه‌ایست که طبق آن همه‌ی حیوانات باهم برابرند و هیچ‌کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند.

اما چیزی نمی‌گذرد، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام‌آرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه‌ای وضع می‌کند؛ در این میان، اسبی در مزرعه زندگی می‌کند به نام "باکستر" که به لحاظ خوش‌خلقی، صبوری و پشتکار، مورداحترام همه‌ی حیوانات است. حیوانات از او می‌خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه‌ای ندارد.

شُعار او این است: "من کار می‌کنم!" و احساس می‌کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!

گرچه باکستر می‌توانست از اتفاق وحشتناکی که در قلعه‌ی حیوانات رخ می‌دهد جلوگیری کند، چنان باوجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!

در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می‌کنند کل این زندگی، سازمان یا کشور به کدام سو حرکت می‌کند!

بسیاری از افراد باهوش و سخت‌کوش گرفتار "سندروم باکستر" می‌شوند و جهت‌گیری درست و به‌موقع را از یاد می‌برند.

"باکستر جماعت‌ها" آدم‌های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده‌اند.


نقد و تحلیل

  • می‌اندیشم؛

تحليل گفتمان متن نشان می‌دهد مبتني بر تعريف موضوع مورداشاره در متن يعني "سندرم باكستر"، در متن شواهدي از "سندرم باكستر" وجود دارد كه با تأکید متخصصانه و باهدف دقيق و از پيش تعیین‌شده در حال تهیيج و بسيج افراد به سمت استفاده از نوعي خشونت هدفمند و ايدئولوژيك است كه در آن ایده‌ی هدف‌گذاری شده، متخصصانه و بدون در نظر گرفتن زمینه‌های شروط عمل، افراد را عمله هدف از پيش تعیین‌شده قرار می‌دهد.

"سندرم باكستر" انجام كيفيت عمل متخصصانه ناظر بر اهداف از پيش تعیین‌شده است كه در آن‌همه عوامل، عناصر و شرايط به‌تنهایی هويت ندارد و فاقد روح جمعي است.

به نظر می‌رسد متن بر چنين رویه‌ای تأکید دارد...

 

  • سخن از سکوت و سکون نیست. سخن از این است که شوربختانه جوشش حرکت‌های مبارزه‌طلبانه، تندیس مجسمه تقدیس مردم می‌شود و اصالت چالش رو به رشد توسعه جامعه، از مسیر فرهنگی و فرهیختگی به سمت تن دریدگی و کشتن فضیلت‌های انسانی سوق پیدا می‌کند و رویش حرکت‌های فرهنگی جای خود را به جوشش ستایش‌های پایندگی و ایستادگی می‌دهد... آری اصالت مبارزه رنجی ناپیدا است...

می‌اندیشم؛

زندگی، چالش ارزش‌ها است که در آن ارزش‌های ناپیدا، گفتمان غالب رنج پیدا است...

 

  • به نظر من انقلاب نه بر اهداف از تعیین‌شده كه بر فرصت‌های تنزيه نشده و خام تأکید می‌کند. اين فرصت‌ها موقعیت‌هایی است كه مبتني بر چالش سازنده، فرا روي آينده قرار دارد و متعلق به مردم و سرنوشتي است كه در فضاي مشاركت دمكراتيك همگرایي و همزايي می‌یابد و جامعه را به‌سوی جوشش حرکت‌های تدريجي فرهنگي و فرهيختگي سوق می‌دهد. انقلاب قادر است تا اين فرصت‌ها را مصادره و حاكميت خود را بر آن، به هر شكلي محرز كند. در اين صورت به نظر می‌رسد انقلاب به‌سوی اهداف از پيش تعیین‌شده از هر نوع آن حركت نمی‌کند بلكه به حركت تدريجي و رشد يابنده شتاب انفجاري می‌دهد و حقيقت مصادره شده را قلب و دگرگون می‌کند و غیرعادی بودن آن را عادي جلوه می‌دهد.

(حمید ژیان پور)

 


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

تاريخ : جمعه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۰ | 19:3 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد