گفتگو
انتخابات
منوچهر رئوفی
انتخابات!...
انسان بهطور ناخودآگاه در حال گریز از آزادی است و تلاش میکند با هر وسیله، راه و روشی آزادی خود را محدود کند. (اریک فروم)
هر نوع انتخاباتی همیشه بر دو معیار تکیه دارد:
- دیدگاه جامعهشناسی
- دیدگاه روانشناسی
در دیدگاه جامعهشناسی بین دو مفهوم کنش (Action) و رفتار ( behavior) تمایز قائل میشوند؛ اما در دیدگاه روانشناسی این دو مفهوم را معمولاً معادل و همعرض هم در نظر میگیرند.
حال اگر روانشناسی کنش را در مفهوم رفتار به کار گیرد باید بر او خرده گرفت؟ طبعاً خیر. بهشرط آنکه در مفهوم انتخابات استفاده نشود.
ضمناً در حوزه جامعهشناسی نیز گاهی این دو مفهوم در بیان دیدگاههای اجتماعی معادل هم در نظر گرفته
میشوند؛ اما در مفهوم کلی جامعهشناسی کنش را امری "آگاهانه و ارادی" میداند که با قصد و نیّت قبلی بر اساس آگاهى انجام میپذیرد و رفتار را امری "انعکاسی و بازتابی" تعریف میکند که مبنای احساسی، هیجانی و باورمندی دارد.
آنچه در دوران تبلیغات انتخاباتي بهطورکلی تقریباً همیشه به کار گرفته میشود تحریک، اشاعه و تبلیغ
فاز "رفتاری" رأیدهندگان برای شرکت در انتخابات و انتخاب فرد یا افراد متکی بر این فاز (عقیده، باور، هیجان، احساس و...) است.
رفتار بر اساس تحریک احساساتی مانند کمالگرایی، اسطورهسازی، عدالتخواهی، الگوبرداری و آرمانخواهی و... در فرد رأیدهنده تکیه میکند و آنها را بهصورت (اخلاق، صداقت، ایثار، بخشش، بیتوجهی به مادیات، پاک دستی، ایمان الهی، فروتنی و...) به نمایش میگذارد. طبعاً در این شرایط درصحنه انتخابات بر «رفتار انتخاباتی» رأیدهندگان تأکید میشود، نه «کنش انتخاباتی» او. درصورتیکه در یک جامعه آگاه، متکی به نفس، دموکراتیک، عقل باور و واقعبین انتخاب و انتخابات در ساحت کنش معنا مییابد نه رفتار؛ زیرا انتخابات درصحنه اجتماع امری آگاهانه است نه احساسی.
در «کنش انتخاباتی» کاندیدا بر برنامههای مدیریتی خود و توضيح آنها از قبیل محدودیتهای پیش رو،
شناخت صحیح شرایط و قوانین و الزام بر رفع نواقص آن، توانسنجیهای اقتصادی و اجتماعى، اشکالات و سوء مدیریت فعلی بر پایه علم جامعهشناسی و تدوین خواستههای رأیدهندگان و درنهایت هدفگذاری و طبقهبندی دیدگاهها و خواستهها و تدوين استراتژی رسیدن به اهداف در سه دوره کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت و سازماندهی افراد و بیان قانونی اختیارات و... تأکید میکند که طبعاً تمام اینها نیاز به شناخت صحیح و درایت و علم و انگیزه عملی جهت کار و تلاش دارد ولی تاکنون همیشه در انتخابات آنچه مهم بوده "رفتار" است.
حمید ژیان پور
به نظر من، مشارکت در انتخابات به معنای رأی دادن نیست. همچنین اینکه نفس مشارکت، امر شخصی و فردی تلقی نمیشود...
جواد راشکی
کسانی که خود را محق میدانند که جار بزنند "رأی نمیدهم" به دنبال ایجاد یک کنش جمعی در برابر نمایش فریبکارانهی دموکراسیاند... آنها میخواهند بگویند امروز جلوگیری از تشکیل صفِ رأی، حرکتی بهمراتب دموکراتیکتر از رأی دادن است... پس فعلی شخصی نیست بلکه اجتماعی است.
منوچهر رئوفی
مشارکت در انتخابات قطعاً و یقیناً به معنی رأی دادن و همسان پنداری خود با چهارچوبهای قدرت حاکمه است. هرچند که این مشارکت به خاطر تبعات اجتماعی و تاریخی و فرهنگی و... آن بههیچوجه امری انتزاعی و فردی نبوده و پیامدهای منفی و یا مثبتی را در گستره زمانی و مکانی به دنبال داشته و خواهد داشت.
حمید ژیان پور
محتوای متن، بیانگر این است که شما مفهوم مشارکت در انتخابات را به معنای مصداق عینیت شرکت در انتخابات فرض کردهاید ... تحلیل مفهومی نشان میدهد، این فرض ناروا به نظر میرسد...
منوچهر رئوفی
در تعریف انتخابات آن را امر و کنشی گذرا و مقطعی در بازه زمانی معین نسبت به انتخاب افرادی از پیش تائيد شده (منتخبین) عنوان گردیده است. با توجه به این تعریف مشارکت را چگونه توضيح میدهید؟
حمید ژیان پور
کنش گذرا و یا کنش مقطعی پیش از آنکه در "زمان" عینیت بیابد در "زبان" (ذهن و تأملات ذهنی) ذهنیت مییابد. اموری انسانی موقوف به رفتار آشکار، آخرین حلقه رفتار پنهان (تفکر) است... دوام و بقای رفتارهای آشکار (عینیت یافته) منوط و وابسته به نسبت رابطه عمیق و دامنهدار آن با رفتار پنهان است. کنش شرکت در انتخابات، توصیفی از بخش عینیت یافته مشارکت تأمل در انتخابات است. شرکت در انتخابات در صورتی میتواند اصالت بیابد که رابطه عمیق و دامنهداری با مشارکت در انتزاعیات ذهنی (تفکرات و تأملات سیاسی) داشته باشد.
ازاینرو مشارکت در انتخابات میتواند شامل انتخاب در عدم شرکت در انتخابات نیز باشد...
با این توضیح به نظرمی رسد، مشارکت (رفتار پنهان) مبین دو جزء رفتار آشکار (شرکت و عدم شرکت) در انتخابات است.
منوچهر رئوفی
این را میتوان بازی با کلمات دانست.
آنچه در ذهن و تأملات عینیت مییابد کنش نیست، "اندیشه و تفکر" است. اصولاً کنش و رفتار امری عینی و عملی و کاملاً واقعی است. آخرين حلقه رفتار پنهان، تفکر نیست، عاملیت است.
اصولاً هر رفتار و کنشی بهخصوص رفتارها و کنشهای همگانی و اجتماعی بر پایه دو مقوله از چهار مقوله مهم، احساس و اندیشه شکل میگیرد (تئورى انتخاب).
اما... تعریف مشارکت اجتماعی
اگر بهدرستی انتخابات را مشارکت اجتماعی بدانیم که هست میشل فوکو (جامعهشناس)، مشارکت اجتماعی را فرایندی میداند که از طریق آن افراد با توجه به شخصیت اجتماعی و شرایط مکانی و زمانی خود برای انجام کارهای مشترک گروهی وارد عمل میشوند.
حمید ژیان پور
- انديشه، كنش ذهن است. زيرا منوط به آثار و نتايج است.
- آنچه محسوس و ملموس است در دايره ذهنيت، محبوس است.
- اين جمله را كه "امور انساني موقوف به رفتار آشكار، آخرين حلقه رفتار پنهان (رفتار پنهان يعني تفكر) است، درست نخواندهاید. معناي اين جمله اين است كه رفتار آشكار يعني همان عامليت، آخرين حلقه رفتار پنهان يا تفكر است.
- بازي با كلمات نياز به گفتگو و تعميق در مفاهيم ندارد و من اينجا درباره مفهوم مشاركت با شما و دوستان در حال گفتگو هستم...
منوچهر رئوفی
اگر مبنای مباحثه تعاریف استاندارد و موردقبول و سنجش شده است در تعریف رفتار، کاری در قبال عمل بیرونی بر اساس احساس و هیجان و عادت و باور و... تعریفشده است. حال شما رفتار پنهان را تفکر معنی نمودید که هم بامعنی مصطلح رفتار منافات دارد و هم "تناقض" پنهان بودن آن جای صحبت بسیار دارد. چگونه امری که پنهان است میتواند مشارکت اجتماعي (حضور درصحنه انتخابات) تعبیر شود.
حمید ژیان پور
در گفتگو علاوه بر تعاريف، پيشينه تعاريف و مباني نظري نيز موردتوجه و تأمل است. ما در گفتگو، در مقابل تعاريف به تأمل و تفكر میپردازیم نه به تعبد...
تفكر در تعاريف، بازانديشي در بازشناخت عميق و دقیقتر مفاهيم انتزاعي در تعاريف است و اين از الزامات گفتگوي متفكرانه و نشانه انديشه ورزي و استقلال در گفتگو است. در ادامه، تعاريف و مباني نظري را مورد بازانديشي و تأمل قرار میدهیم.
منوچهر رئوفی
طبعاً اندیشه ورزی و استقلال فکری لازمه گفتگوی مؤثر و سازنده است و بهتر از من میدانید که ارائه انگارههای ذهنى توأم با تناقض در تعاریف و معانی اثباتشده و مورد وثوق، قطعاً دال بر گسترش و پویایی و حتی همافزایی اندیشه و اندیشه ورزی نیست. بهطور مثال، شرکت نکردن در انتخابات را مشارکت اجتماعی منتج از رفتار پنهان بنامیم!
طبعاً این دیدگاه بهطور شخصی مورداحترام است اما بر اساس تعاریف مطروحه، مبسوط و مورد اتفاق آرا نیست.
پیشنهاد میکنم اگر فرصت شد کتاب درآمدى بر مشارکت اجتماعی از میرطاهر موسوی و پرویز پیران را مطالعه نمایید.
حمید ژیان پور
من بر سر مفاهيم سخن میگویم...
مفاهيم وابسته به انتزاع است نه اعتقاد. من از اعتقادم با شما سخن نمیگویم (سخن سياسي) من از انتزاع با شما سخن میگویم.
پيشنهاد میکنم در مفاهيم به ماهو مفاهيم، تأملکنید و مفهوم را بدون الحاقات و الزامات تجربه اجتماعي در نظر بگيرد. اين به اين خاطر است تا در تعاريف به تدقيق و تعميق دستیابیم همان چيزي كه شما بر آن بهعنوان توافق در گفتگو تأکید داشتيد. در اينجا من از مفهوم مشاركت، سخن گفتم و نه مشاركت اجتماعي...
بااینهمه شايسته است با توجه به تدقيق بيشتر در گفتگو، ذهنيت و عينيت موضوع گفتگو را مشخص كنيد. مشاركت مفهومي ذهني و مشاركت اجتماعي مفهومي عيني است. همچنين در تبيين كتابي كه پيشنهاد داديد امكان مفاهمه و انديشه ورزي در مباني نظري آن (يعني مفاهيم انتزاعی و ذهني) و مفاهيم عيني براي من وجود دارد.
منوچهر رئوفی
متأسفانه دایره تعاریف بیجهت گسترش مییابد درصورتیکه لازم نیست. رفتار، کنش، مشارکت، مشارکت اجتماعی و اکنون مفاهیم و...
اگر اجازه دهید این عبارت را واکاوی میکنیم."مفاهیم وابسته به انتزاع است نه اعتقاد!"
در تعریف مفاهیم به دو دیدگاه معرفتی و جامعهشناسی برخورد میکنیم.
مفاهیم ماهوی: آنچه درباره چگونگی بودن و چگونگی شدن عالم هستی است در بعد جهان هستی و لامکان و... (دیدگاه پسینه_ اعتقادی)
مفاهیم وجودی: آنچه دلالت دارد بر درک معانی در دایره جستجوگری و یافتن و درنهایت وجود شدگی (بازهم دلالت بر اعتقاد)
هر دو این تعاریف منجر به معرفتشناختی (اعتقاد) میشود پس در مسند ظهور مفاهیم حتی بهصورت ذهنی برخلاف آنچه فرمودید دیگر انتزاعی نیست.
از دیدگاه جامعهشناسی، تعریف مفاهیم بر اساس دیالکتیک هگل، بازتاب و انعکاس جهان واقعی در ذهن موجودات زنده و برداشتها بر اساس حواس پنجگانه از آن است. نیچه مفاهیم را گورستان ادراکات محدود انسان و بقیه موجودات میداند.
برتراند راسل مفاهیم را تصویرسازی ذهنی بر اساس تصورات و تجربیات گذشتگان و رسوم و عادات و باورهای مذهبی و غیرمذهبی و... آنها میداند (اعتقاد).
دقت نمایید که هیچکدام از این تعاریف هنگامیکه از "مفاهیم" صحبت میشود آن را از تأثیر امور بیرونی و محیطی جدا نمیداند. به عبارتی در مفاهیم، تعبیر انتزاعی بودن و عدم دلالت و تأثیرپذیری از اعتقادات و باورها و تجربیات نمیتواند مطرح باشد.
حمید ژیان پور
شما "مفاهيم ماهوي" و "مفاهيم وجودي" را اعتقاد فرض کردهاید. زيرا آن را به "شدن" معنا میکنید و در "شدن"، "بودن" و "بايستن"، اعتبار جستجو میکنید. اعتبار، مساوي اعتقاد است.
رويكرد شما به مفاهيم اعتباري است (در اینجا مفاهيم اعتباري به معناي ارزش است.) و اين انگاره (فرض)، بهنوعی حقير كردن مفهوم است.
جواد راکی
"نمیشود شهروند بود و مشارکت نداشت؟" متوجه نمیشوم. امکان توضیح بیشتر هست؟
مسعود مشهدی
اینطور که من از محتوای کلام استاد فهمیدم مشارکت نداشتن هم نوعی مشارکت است که به نظرم صحیح است... گاهی هر کنشی اعم از فعال یا غیرفعال، ساکن یا متغیر، خودش عین مشارکت است و مفهومی را میرساند... مشارکت فقط شرکت کردن نیست، شرکت نکردن هم هست...
جواد راشکی
میتوان گفت مشارکت نکردن خودش یک کنش است. اما "شرکت نکردن خودش مشارکت است" بله. مشارکت بر ضدش.
آیا شرکت کردن در رأیگیری=شرکت نکردن در رأیگیری است؟
خیر. اولی یک نوع مشارکت است و دومی نوعی دیگر، علیه هم هستند.
حمید ژیان پور
"مشاركت" اعم از "شركت كردن" است و مقدم بر آن است؛ مانند جوهر "حركت" كه اعم از حركت كردن هدفمند است.
دمكراسي يعني تأیید تقدم اعم بر اخص...
جواد راشکی
قبول دارم مشارکت اعم از شرکت کردن است. "شرکت کردن" و "شرکت نکردن" هر دو مشارکت است اما دو گونه مشارکت.
حمید ژیان پور
در مصداق يا عينيت يافتگي بله دو گونه هستند.
جواد راشکی
برمیگردیم به سخن اول شما...
"مشارکت در انتخابات به معنای رأی دادن نیست. همچنین اینکه نفس مشارکت، امر شخصی و فردی تلقی نمیشود"
آیا کسی که در هیچ دورهای رأی نداده به دلیل اینکه اصلاً حوصلهی اینجور کارها را نداشته و این دوره هم رأی نمیدهد باکسی که باهدف، این دوره رأی نمیدهد تا عدم شرکت در رأیگیری را بهمنزلهی مخالفت با وضع موجود اعلام کند، هر دو مشارکت یکسان انجام دادهاند؟
حمید ژیان پور
در اعتقاد، خير اما در انتزاع، بله.
به خاطر داشته باشيد ما رؤیای مشترك داريم. انتزاع، نماد رؤیای مشترك انسان است كه اگرچه مانند ابر بالاي سر ما است اما ممكن است براي برخي هرگز باران نبارد...
جواد راشکی
وقتی هدف و غایت از بحث "مشارکت" را در نظر داشته باشیم، عدم شرکت در رأیگیری چنان چه از روی هدف باشد "مشارکت" است.
منوچهر رئوفی
مشارکت امری کاملاً عینی است و نمیتواند ذهنی باشد.
مشارکت به کار گرفتن منابع و امکانات وجودی و مادي در جهت انجام اقدامی جمعی است باهدفی مشخص و تعیینشده، حال امکان دارد به نتیجه مطلوب نائل گردد و یا نگردد. اصولاً مشارکت مفهومي ذهنی و انتزاعی نیست. چراکه بر جمعگرایی تکیه و تأکید دارد. اگر عملي که بر اساس مفاهیم ذهنی، عینیت یابد حتی اگر جنبه فردی داشته باشد، مشارکت نیست.
در زبان یونانی، کلمه مشاركت از واژه (Party) انشقاق یافته که بازهم تأکید بر جمعگرایی است. مشارکت انواع مختلف دارد: مشارکت سیاسی، مشارکت فرهنگی، مشارکت اجتماعی و... تمام اینها در یک امر بدیهی مشترک هستند آنهم اقدام جمعی است.
در مورد انتخابات (مشاركت اجتماعي) اگر به هر دلیل در آن شرکت نکنید، این عمل فینفسه مشارکت نیست، بلکه مخالفت و عدم قبول ارکانی است که امر انتخابات را از منظر سیاسی و اجتماعی پایهریزی کردهاند.
اگر مفاهیم ماهوي و مفاهیم وجودی از شدن و بودن، تهی گردند، آنچه میماند مفاهیم نیست، به عبارتی ارزش عینی تمام مفاهیم به اعتبارشدگی و بودگی آنها است. مفاهیمی مانند، عدالت، حق، آزادى، اصالت و... اگر ما به ازای شدن و بودن (اعتبار و ارزش) نداشته باشند، چگونه در ذهنيت جنابعالی بهصورت انتزاعي شکل خواهند گرفت.
اگر مفاهیم جدیدی که تاکنون بازخورد بیرونی نداشته و اعتبارسنجی نشده است (بدیع و نو) در ذهن خود بهطور انتزاعی ساخته و پرداختهاید، عنوان بفرمائيد، استفاده کنیم.
اگر منظور از اعم (اكثريت) است و اخص (اقلیت) است پس تعریف کاملاً اشتباه است. دموکراسی هرچند در این گفتگو مصداق ندارد اما حمایت و حفاظت از عقاید و نظرات اقلیت است در مقابل قدرت اکثریت.
تعجب میکنم. دوستان با توجه به آشنايي با علوم انسانی، طبعاً بیشتر با مفاهیم و تعاریف آشنا هستند. مشارکت، امری کاملاً جمعی و هدفمند است.
برساخت مفاهيم از دیدگاه خیام:
این "چرخ فلک" که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
"خورشید" چراغ دان و "عالم" فانوس
ما چون صور کاندر او حیرانیم
(خیام نیشابوری)
حمید ژیان پور
اینکه "مشاركت امري کاملاً عيني است..." تعريف عملياتي از "رفتار مشاركت" است و نه خود مشاركت. در روشهای پژوهش، محقق دو نوع تعريف يكي تعريف مفهومي و ديگر تعریف عملياتي يا ميداني را مشخص میکند.
تعريف عملياتي ناظر از كنش يا رفتار است.
اگر به ما بگويند "انگيزه مشاركت" را نشان بدهيد ما به رفتار مشارکتکنندگان استناد میکنیم. در اينجا رفتار مشاركت، تظاهر عينيت يافته كنش ذهن است. يكي انگاشتن رفتار و ذهن در حيوانات و يا مصنوعات هوشمند ساخته دست انسان، اگرچه قابل توجيه است اما در مورد انسان و پیچیدگیهای ذهن، روان و روح انسان، یکی فرض نمیشود.
تعريف مفهومي، سازه انتزاع است نه کاربرد انتفاع و مانند رفتار قابلمشاهده نيست. همچنين عوارض، تظاهر و نمود رفتاري آن معرف كليت جامع سازه انتزاع نيست و بديهي است كه نمیتواند باشد زيرا جامعيت، اعم است و فاعليت، اخص است، اخص، اعم را در برنمیگیرد.
آنچه تا به اينجا بيان شد توضيحي بر تباين مفهوم انتزاعي و مفهوم انتفاعي از تعريف مشاركت است.
مفاهيم به معناي سازه، از اعتبار (ارزش) تهي میشوند اما هرگز از انتزاع تهي نمیشود.
برخي مفاهيم مانند عدالت، آزادي و غيره در اعتبار يعني "شدن" و "بودن"، نزد فرهنگ و جوامع مختلف نقشهای متفاوتي گرفتهاند كه نشاندهنده تهي شدن در جابجایی نقش در يك جامعه به جامعه ديگر است درحالیکه هرگز از انتزاع تهي نشده و هميشه واجد سازه انتزاع بوده است.
سخنان شما در اين گفتگو كه برخاسته از انديشه و تفكر است نمونهای از مفاهيمي است كه بازخورد بيروني ملموس و قابلرؤیت ندارد. اگر دارد هماکنون شما تصوير قابلرؤیت و ملموس آن را به من نشان بدهيد.
منوچهر رئوفی
این تعریف شما درباره مشارکت در ذات خود قابلبیان و تفسیر نیست. آنچه بهعنوان تعریف مشارکت در بعد انتزاعی عنوان میکنید، ایده، هدف و دیدگاه و نیاز و تفکر (ذهنیت قبل از عمل) میباشد که طبعاً در قبال هر عملی و رفتاری که از موجود زنده ساطع شود قابلتعمیم است و...
بهطور مثال عمل غذا خوردن، مفهومی عملی و اعتباری دارد که دلالت میکند بر عمل خوردن. حال هر ذهنیتی در ارتباط با غذا خوردن قبل از عینیت یافتن آن، آیا به معنی غذا خوردن است و یا ایده، هدف، نیاز و تفکر درباره آن.
نمیتوان مفاهیم ذهنی و عینی را همردیف هم قرار داد و از یک کلمه برای بیان آنها بهره جست. (خلط مبحث)
حمید ژیان پور
غذا خوردن مثال خوبي است. ذهنيت قبل از غذا خوردن به معناي غذا خوردن نيست اما به معناي آمادگي ذهني براي خوردن غذا است.
شما میتوانید تصور كنيد كسي بدون آمادگي ذهني بتواند غذا بخورد؟
برخي بيماران عصبي (ذهني) و رواني وجود دارند كه احساس نياز براي غذا خوردن در آنان به دليل عدم آمادگي ذهني، به رفتار غذا خوردن منتهي نمیشود. اين افراد بهوسیله پرستاران به نيازهاي جسمیشان رسيدگي میشود.
منوچهر رئوفی
تهی شدن مفاهیم از یک نقش به معنی تهی شدن آنها از اعتبار و ارزش نیست، بلکه به معنی تعریفی است که دلالت بر ارزش و اعتباری دارد که موردقبول ما بر اساس ارزش و اعتباری که در ذهن خود برای آن مفاهیم (عدالت، آزادی، حق و...) مفهومسازی کرده بودیم، نیست.
تأکیددارم مثال از مفهومی بزنید که تاکنون در عینیت اعتبار سنجی نشده باشد.
به صحبت من رسیدید و آن را تأکید کردید. استثنائات ملاک نیست، بهتر این را میدانید.
حمید ژیان پور
تهي شدن مفهوم از نقش به معناي جابجايي اعتبار است. آزادی و عدالت در همه جوامع يك مفهوم ندارد اما به نظر میرسد در انتزاع، واجد سازه بنيادين و لايتغير است كه هرگز تهي نخواهد شد زيرا وابسته به نقش نيست.
منوچهر رئوفی
مشارکت، کنش، انتخابات و... اینها در بیرون تصویر قابلرؤیت ندارد!
حمید ژیان پور
ذهنيت و آمادگي ذهني، استثناء نيست. عينيت و عوارض آن قابلرؤیت است اما ذهنيت آن قابلرؤیت نيست.
منوچهر رئوفی
چرا فکر میکنید برداشت ذهنی که مثلاً از آزادی بهعنوان یک مفهوم دارید، لایتغیر است.
بیماران جسمانی و... استثناء است.
حمید ژیان پور
برداشت من لايتغير نيست. سازه مفهوم بنيادين لايتغير است. براي همين منبسط و سيال است و قابل تحديد يعني داشتن حدود بيروني نيست.
منوچهر رئوفی
تا بازخورد عینی هر مفهومی وجود نداشته باشد، ذهنیت آن مفهوم بهعنوان امری انتزاعی قابل استناد نیست، چون اعتبار سنجی نشده است. مثال نزدید.
حمید ژیان پور
رفتارشان، آنان را استثنا كرده است.
منوچهر رئوفی
بیارزش است چون نقص است و ملاک نیست.
حمید ژیان پور
اين میشود همان مغالطه اعم و اخص. يعنی اینکه اخص اعم را در بربگیرد.
منوچهر رئوفی
قیاس شما جهت لایتغیر بودن مفاهیم چیست و کجا نشأت گرفته است. آیا همین گفته دلیل بر اعتبارسنجی مفاهیم نیست؟
حمید ژیان پور
در اين بيماران بهجز رفتار چيزهاي ناپيدا وجود دارد كه برخلاف حيوانات، معرف همه هويت انسانی آنان نيست.
منوچهر رئوفی
فعلاً درباره معلولین صحبت نمیکنیم، بلکه مفهوم خوردن را در یک کل بدون نقص و منسجم تعریف کردیم.
حمید ژیان پور
عظمت بیمنتهای مفهوم، درحالیکه هرروز كه میگذرد علم در پي كشف بيشتری از اين بیکرانگی لايتغير است.
منوچهر رئوفی
تأکیددارم نسبت به آنچه بهعنوان برساخت انتزاعی مفاهیم بدون شدگی و اعتبار سنجی آنها عنوان میکنید
مثالي ارائه نمایید.
حمید ژیان پور
عرض كردم محتواي سخنان شما نمونه خوبي است. اگر میتوانید شدگي محسوس و ملموس آن را نشان بدهيد.
منوچهر رئوفی
اگر منظور تجربیات علمی است که موردبحث ما نیست، اما کاملاً صحیح است. اگر منظور برساخت مفاهيم در علوم انسانی است، مثالي بزنید.
حمید ژیان پور
هوش مثال خوبي است. هوش يك سازه است كه قابلرؤیت نيست درحالیکه رفتار هوشمندانه تنها بخشي از ظرفيت بالقوه آن را به ما نشان داده است.
منوچهر رئوفی
بارها خود شما بر اعتبار سنجی مفاهیم در پیامهای قبلی خود صحه گذاشتید، لازم به ذکر بنده نیست. همینکه معتقد هستید مفاهیمی مانند آزادی، عدالت و... در جوامع مختلف سنجههای مختلف دارد که با قیاس شما از این مفاهیم متفاوت است، خود دلیل بر قبولشدگی و اعتبار سنجی است.
حمید ژیان پور
جناب مولوي از درك تجربه هوشمندانه خويشتن خویش میگوید:
در بن چاهي همي بودم نگون
در همه عالم نمیگنجم كنون
بله اعتبار سنجي وجود دارد اما نقشپذیر است.
منوچهر رئوفی
آیا هوش و هوس، اعتبار سنجی ندارد و صرفاً یک مفهوم انتزاعی است!
حمید ژیان پور
تمايز، تباين و فرق داشتن و نداشتن نشانه "نقش" است.
منوچهر رئوفی
من و شما نمیتوانیم هیچ مفهوم انتزاعی را بهطور بدیع و نو در ذهن خود مجسم کنیم، که قبل از ما اعتبار سنجی و شدگی نداشته باشد.
سلیقه است و اختلاف برداشت است، در ماهیت اثر ندارد.
حمید ژیان پور
شعر، مثال خوبي است.
شاعر بر الهام و شهود قبل از شدگي، شوريده شعر میشود. به نظر میرسد اين همان مفاهيم بديعی است كه حضرت حافظ را پيامبر ادبيات كرده است و بر قله انتزاع نشانده است. بدان گونه كه اشعار او فارغ از زمان در هر زباني ستودني است.
منوچهر رئوفی
این بیان انگارهای ذهنی شاعر است در قالب استعارهها جهت تهییج و غلیان عواطف خواننده شعر و ایجاد جذبه و گیرای در انتقال مفاهیم پسینی به خواننده در تمام عصار. نه به معنی مفاهیم انتزاعی نو در ذهن شاعر قبل از اعتبار سنجی مفاهیم.
حمید ژیان پور
پس چگونه است كه از بطن آن حكمت و فلسفه بيرون میآید و فيلسوفي مانند "گوته" عاشق و واله آن میشود؟
منوچهر رئوفی
ذات حکمت و فلسفه گوته در چرا و چگونه (میزان سنجی و اعتبار سنجي) مفاهیم است و حافظ از همین قياس میگوید.
حمید ژیان پور
شما در اين وقت شب و بعدازاین همه گفتگو، بحر را در كوزه ريختيد.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
