گفتگو
درنگ در فرهنگ
صابری نژاد
جامعه بیمار از شنیدن دروغ لذت میبرد چون ترس شنیدن حقیقت را دارد و این حقیقت است که تمام بنیانهای ذهنی را ویران میکند. تورم فرهنگی به وجود آمده نشان از فروپاشی فرهنگ در جامعه و آغاز عصر بیاعتمادی است. چنین جامعهای بوی تعفنش و لجنزار زیستیاش برای بشریت مضر است!
حمید ژیان پور
به نظر میآید تبیینهای جامعهشناختی، شواهدي براي اصطلاح نامأنوس "فروپاشي فرهنگ" به دست نداده است. مضافاً اینکه جامعه از ناحيه فرهنگ فرونمیپاشد.
"جامعه لجنزار"، اصطلاحي برخاسته از ايدئولوژي توتاليتر براي بقاي تماميت حاكميتي است كه اعتماد را مبناي اقتدار میداند و تغيير را تكفير میکند.
و اما حقيقت؛
میاندیشم؛
حقيقت زندگي، مبهم و ناپيدا است. روش زندگي و يا بندگي، نماد حقيقت ناپيدا است كه در طول زمان بهوسیله تغيير، معنا مییابد.
صابری نژاد
فروپاشی فرهنگ یعنی رواج عصبانیت و کم شدن اخلاقیات و گسترش بیشعوری و مقابله با آزادی و ایجاد مانع برای اندیشه و... مفهوم وسیعی که نیاز به مطالعه و ابزار مطالعاتی بسیار دارد. نشان بارز آن هرجومرج اجتماعی و تغییر بروکراسی قانونی به بروکراسی حسینقلیخانی و اربابرعیتی است.
فروپاشی فرهنگی قبل از فروپاشی اقتصادی و فروپاشی سیاسی، متأثر از ایجاد سقف برای آزادی بیان است. وقتی گفتمان سازی نمیشود و راهی برای بیان و فرهنگسازی نیست یعنی رکود اندیشه و... شکل میگیرد.
در تمامی کشورهای جهان سوم قبل از فروپاشی هر حکومتی از مصر، لیبی، تونس، عراق و... همواره فرهنگ در ابتدا رنگ میبازد، شکاف اجتماعی و فاصله طبقاتی بیشتر میشود، طبقه متوسط که منبع اصلی تولید فرهنگ است متلاشی و زیر بار تنشهای اقتصادی نابود میشود و معضلات اجتماعی بیرون میریزد. ایران ما درگیر 100 معضل اجتماعی است.
جامعه پرخاشگر و آمارهای تجاوزات و سرقتهای اجتماعی و بیحرمتی که همه و همه ریشه مشترک فرهنگی دارند تا اقتصادی و سیاسی، اول نمایان میشود. تورم فرهنگی به وجود آمده متأثر از انسداد گفتمان و خلع آموزشوپرورش صحیح نشان از نوعی فروپاشی اخلاقیات است که ملموس و قابللمس نیست اما در گفتمان امروزی به صورتهای مختلف کنایهآمیز از زبان عوام نمایان میشود. «قدیمها مردم اینطوری نبودند» همین مقایسه کلامی ریشه فرهنگی دارد تا اقتصادی و سیاسی.
بههرحال لجنزار اجتماعی موجود از نابالانسی و به هم زدن ساختار طبقاتی است. علاوه بر این رشد شهرنشینی و مهاجرت اجتماعی و تغییر بافت اجتماعی جمعیتی و تغییر سبک زندگی اگر موردمطالعه قرار گیرد از طریق آمار صحیح و نظرسنجی میتوان به معیار دقیق فروپاشی فرهنگ دستیافت...
بیاعتمادی سهم مهلک عصر ما در جامعه انسانی است چراکه مطبوعات مسموم شده و پروپاگاندای اندیشه به بهرهبرداری سیاسی و اقتصادی دست به تولید خبر و اطلاعات صفر میزند. برای ایجاد کنترولیسم درحالیکه اگر فرهنگ در توازن باشد و رو به رشد بر روی سطح آگاهی متأثر خواهد بود و برای گذر از یک جامعه سنتی به سمت مدرنیته بهترین ابزار حل مسائل از طریق گفتمان فرهنگی است و بسیاری دیگر از مسائل...
همه ما از اخبار شبکههای اجتماعی تغذیه فکری میکنیم تا رسانههای حکومتی و دولتی. آیا این نشانه بیاعتمادی و فروپاشی فرهنگ نیست؟ دیگر به هیچ خبری چه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اعتماد نداریم. شک مثل خوره و موریانه ذهن همه ما را درگیر کرده است. لجنزار به وجود آمده ماحصلی چون فروپاشی و معضلی غیر از کمرنگ شدن فرهنگ میتواند باشد؟
حمید ژیان پور
آنچه شما از آن تحت عنوان رواج عصبانيت، كم شدن اخلاقيات و گسترش بیشعوری و غيره سخن میگویید، رفتار در فرهنگ است و نه حتي رفتار فرهنگي و به نظر می رسد نشاندهنده نوعي انحراف و اعوجاج در تلاش براي فهم عميق و دقيق فرهنگ است.
انسداد ریههای تنفس جامعه و نابودي فضاي آزادي در جامعه، هرگز مانعي براي انديشيدن و عشق ورزيدن نبوده است. شواهد تاريخي نشان داده است هرگاه تنگناهاي ناشي از اقتدار در اعتماد به تمامیتخواهی موجب تضعيف و يا تهديد فرهنگ غني مردمان كهن شده است، انديشيدن و عشق ورزيدن بهمثابه باز شدن روزني بهسوی رهايي، بوده است.
رفتار در فرهنگ و نه رفتار فرهنگي، همان چيزي است كه عامليت انسان در انديشه ورزی را بهنوعی اختيار در اعتماد به اقتدار سوق میدهد و شوربختانه از انسان معاصر، مجاهد حقيقت و داوطلب طريقت میسازد.
معضلات اجتماعي، مفردات رفتار در فرهنگ است يعني همان مقتضياتي كه اعتماد يكپارچه به موجوديت اقتدار تمامیتخواه، صراط مستقيم را بدون تغيير و يا تعبير و تفسير، مبناي تنزيه انسان براي رهايي از لجنزار مینمایاند و نسخهای واحد براي بشريت دلبستهی رؤیای آزادي، میسراید.
و اما رفتار فرهنگي، نماد عصيان فرهنگي است كه در تغيير زبان و نه زمان بهتدریج طلوع میکند و با زبان انسان، در روشني عمق فرهنگ، بهپیش میرود...
صابری نژاد
توضیح بهجا و شایسته تقدیری بود بااینهمه مواد تشکیل فرهنگ از مفردات و... معضلات منجر به نابالانسی و عدم توازن و ایجاد تورم فرهنگی خواهد شد که همه و همه در ساختار و مسیر معین به بیفرهنگی و فروپاشی منجر خواهد شد. البته در جغرافیای زیستی و اجتماعی استانهای دیگر بهواسطه زیست و سبک زندگی متغیر و دارای راندمان بالا و گاهی پایین است. باید مقایسه انجام بگیرد. از طریق شاخصهای صحیح کیفیت فرهنگی مردم پایتخت بهواسطه وضعیت اقتصادی بهتر و راندمان بالای سواد و شناخت و تغییر سبک زندگی است درحالیکه در دیگر استانها و مناطق حاشیهای چنین نیست بههرحال نیاز به بررسی گسترده برای رفع آن هستیم.
حمید ژیان پور
ما در اين فرصت، گفتگوي خود را بر مبناي انديشيدن در هستی و وجود مفردات فرهنگي قراردادیم و ماهیت عنصر مقتضيات فرهنگي را كه رويكردي مبتني بر پارادايم روش پديدارشناسي در جامعهشناسی است و شايسته است تا در جايگاه خودش مورد تبيين قرار بگيرد، موردبحث و گفتگو قرار نداديم.
صابری نژاد
مبحث پدیدارشناسی، حوزه وسیعی است که نیازمند بررسی و زمان وسیع و برنامه زمانبندی خاص است بااینهمه، بحرانها و تنشهای شناور در سطح جامعه سهم مهلکی برای زیست انسان امروز ماست که اگر درمان و موردمطالعه قرار نگیرد عواقب بسیار خطرناکی در بر خواهد داشت.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
