من خونبهای عشق را دادم
(ثریا تاج نیا)
من خونبهای عشق را دادم همراه با بر باد رفتن روزهایم... تو بهای عاشقیم را هنوز پرداخت نکردهای... من در کوچهی انتظار، زبانزد شدهام... بهای عاشقیت چرا نمیبارد...
نقد و تحلیل
اگر در شعری، ابتدا و انتها، با استفاده از مفاهیمی که بار ارزشی دارند بسته شود، عمیقترین واژهها در مواجه بین آغاز و فرجام شعر، قربانی فشار ناشی از جهتگیری ارزشی، پایمال خواهند شد. در بسیاری از موارد، زمانی که گوینده، با کلمات بسته و جهتدار آغاز میکند، نشان میدهد که مصمم است تا جهت مسیر شعر را برای ارائه قضاوت و حکمی از قبل صادرشده، مشخص کند. در این صورت، به نظر من شاعر مسلح است و هدفش را از قبل، مشخص نموده است.
"من خونبهای عشق را دادهام" کلمه خونبها واجد ارزشی است که مخاطب را به سمت همصدایی با گوینده در صدور حکم مطلق میبرد. حرکتی سریع و شتابان که نشان میدهد شاعر بغضش را مانند صدای شلیک تپانچه، برای از بین بردن حریف رها کرده است. پس از کلمه "خونبها"، "روزهای بربادرفته" نتیجه و فرجام انتهای شعر، در بیان توجیه قضاوت جهتدار است. شتاب حرکت این شعر به شکل جهتدار بسیار زیاد است.
"به کجا چنین شتابان"
نسیم اگر شتاب گیرد، به طوفان آزاردهنده و ویرانگر تبدیل میشود. ماهیت شعر اقتضا میکند شعر پر از تجرد و سرشار از واژههای بسیط باشد که بکر و دستنخوردهاند؛ مانند نفت خام که میشود از آن هزاران مشتقات قابلاستفاده استخراج کرد. شعر جهتدار در کوچههای انتظار، بهای عاشقیاش را میطلبد؛ و مدعی است که بهای عاشقی هرگز پرداختنشده است. من نمیتوانم کلمه هرگز را تائید کنم زیرا بار ارزشی منفی دارد و معتقدم کسی یافت نمیشود که لااقل اندکی از بهای عاشقی را پرداخت نکرده باشد.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل شعر
برچسبها: نقد و تحلیل شعر
