متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

سرابی بنام «مذاکره با آمریکا»

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

سرابی بنام «مذاکره با آمریکا»

گفتگو

سرابی بنام «مذاکره با آمریکا»

اسماعیل نوشاد

در سال ۶۷ پس از امضای قطعنامه ۵۹۸ نرخ دلار به‌یک‌باره از ۱۴۷ تومان به زیر ۵۰ تومان افتاد. گفته می‌شود که در این مقطع سکته‌های زیادی رخ داد، چون بسیاری افراد با پیش‌بینی ادامه جنگ دلار و سکه خریده بودند و به‌یک‌باره سرمایه‌شان سوخت شد.

نزدیک سه دهه بعد، در آستانه امضای برجام بسیاری منتظر چنین رویدادی بودند، اما در کمال تعجب و با همه تبلیغاتی که روی آن شد، این اتفاق نیفتاد. جهانگیری و سیف در تلویزیون ظاهر شدند و گفتند این پول‌ها قبلاً هزینه شده و قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد. دلار در همان نقطه اوجش باقی ماند و به قول کارشناسان دولتی «تثبیت» شد. مردم چند سال منتظر ماندند تا نتایج برجام را ببینند، اما چیزی دیده نشد. خلاف آمد شرایط، نتیجه برجام ۹۴ درنهایت آشوب­های اقتصادی دی‌ماه ۹۶ بود. واقعاً عجیب نیست؟ چرا باید این گشایش بزرگ به اینجا ختم شود؟ درنهایت ترامپ در سال ۹۷ آمد و آب پاکی را به روی دست مردم ایران ریخت؛ اما باید گوشزد کرد که بن‌بست اقتصادی مردم پیش‌ازاین کار و در دی‌ماه ۹۶ مسجل شده بود.

اکنون بار دیگر صدای مذاکره، مذاکره شنیده می‌شود و لزوم «نجات مردم از این فلاکت‌ها»، اما به نظر ما این بار هم قرار نیست که اتفاقی بیفتد و دلار بار دیگر در همین‌جا «تثبیت» می‌شود. تثبیت اسم رمز همه اقتصاددانان متصل به بانک مرکزی و شبکه نخبگان اقتصادی فعلی بر بازار است.

پرسش اساسی این است: از سال ۶۷ تا ۹۴ چه اتفاقی افتاد که پول ملی ما ناملی شد؟ این یک پرسش جدی است و اقتصاددانانی که وابسته به شبکه کارشناسان بازار و اقتصاد فعلی نباشند، احتمالاً دلیلش را می‌دانند.

به نظر ما دلیل این تفاوت شرایط انقلابی دهه شصت بود. شبکه نخبگان اقتصادی و سیاسی پهلوی از بین رفته بود و شرایط جنگی و قوی بودن ارزش‌های انقلابی به کسی اجازه نداده بود که دست به تأسیس تراست­های جدیدی بزند. به همین دلیل پول واقعاً ملی بود و مردم نتیجه صلح را درک کردند؛ اما در سال ۹۴ پس از سه دولت، به ترتیب مدیران ارشد کارگزاران سازندگی، اصلاح‌طلبان و اصولگرایان احمدی‌نژادی لایه به لایه تراست­های رانتی جدیدی آمدند و بر اقتصاد ایران حاکم شدند. این تراست­ها درعین‌حال با بدنه اجتماع ایران نا هم‌سود بودند.

چرا نا هم‌سود؟ به این دلیل که این تراست­ها، سرمایه‌دار به معنای مرسوم کلمه نیستند و بیشتر به مفهومی نزدیک‌اند که وبر «سرمایه‌داری ماجراجویانه» یا برخی اوقات «یهودی» می‌نامد. آن‌ها از طریق سازوکار کار و تولید به این موقعیت نرسیده‌اند، بلکه توسط رانت‌های دولتی و خلق پول بی‌پشتوانه در اینجا هستند و ظهورشان شبیه معجزه بوده و هنوز هم با معجزه افزایش نقدینگی به «خلق از هیچ» معتقدند. این سرمایه‌داری کاملاً ناعقلانی و هدفی جز سود آنی و ماکسیمم ندارد. این رویه هم جز از طریق بحران‌ها و مدیریت بحران‌ها و تثبیت موقتی وضعیت ممکن نیست.

تحریم و بحران‌های ریال در سال‌های ۹۱ باعث یک شکاف گستره بین تراست حاکم و بدنه جامعه شده بود. به‌تبع آن‌ها قصد از دست دادن این مزایا را نداشتند. به همین دلیل به دنبال تثبیت شرایط بودند و همین‌گونه هم شد. الآن هم وضع همین است، مردم ایران در دو شوک اساسی در سال‌های ۹۷ و ۹۹، هست و نیستشان را باخته‌اند و پولش هم به جیب این تراست­ها رفته است. چه دلیلی دارد که این تراست­ها بخواهند این پول را برگردانند؟ آن‌ها بازهم «تثبیت» دلار ۳۰۰۰۰ تومانی را می‌خواهند.

به دلایل فوق ما عقیده نداریم که مذاکره با آمریکا و برداشتن تحریم‌ها کمکی به وضعیت مردم کند. کسانی که انگشت به سمت مذاکره و آمریکا نشانه رفته‌اند، دانسته یا نادانسته پیش‌قراولان تراست­هایی هستند که نگران وخیم شدن اوضاع‌اند و الآن مذاکره و تثبیت می‌خواهند.

حمید ژیان پور

به نظر می‌رسد آنچه در طرح اين مبحث، منطقاً ناديده گرفته‌شده است، توان قابليت مكانيسم دفاعي سيستم اقتصادي است. يك نظام يا يك سيستم به‌طور منسجم و انتظام يافته در كليت يكپارچه اجزا و عناصر دروني تعريف و تبيين می‌شود. اجزاي دروني نظام اقتصادي به‌مانند سلول‌هایی واحد و مستقل توان بالقوه خود را از كليت و طرح منسجم شبكه درون سيستم دريافت می‌کند. شبكه درون سيستمي، زنجیره‌ای به‌هم‌پیوسته از توان بالقوه قابليت دفاعي سيستم است. پويايي سيستم به پيچيدگي اجزاي شبكه درون سيستم مربوط است و اين پيچيدگي از توان منابع ديرپاي انساني و مادي و معنوي يك سرزمين منشأ می‌گیرد.

سيستم دفاعي به‌طور خودجوش، محصول پيچيدگي ارتباط درون شبكه اجزا و عناصر دروني سيستم محسوب می‌شود و مكانيسم پويا دارد.

نفوذ ويروس به بدنه نظام يا سيستم، آنتروپي است و موجب برهم خوردن فعاليت منتظم اجزا می‌شود. توان آنتروپي قابل پیش‌بینی و پيشگيري است و به نظر می‌رسد جزئي از كاركرد ناپيداي سلول‌های دروني اجزا و عناصر شبكه است كه با آن همزيستي مخرب می‌کند و سیستم را به انفعال می‌کشاند.

عکس‌العمل نابهنگام و بيمارگونه در يك سيستم نشان‌دهنده نابهنجاري كاركرد مستقل سلول‌های درون سيستمي است. به‌عنوان‌مثال ويروس سرماخوردگي و يا وحشتناک‌تر از آن ويروس كرونا موجب به هم خوردن كاركرد درون سيستم می‌شود؛ اما پرسش اينجا است كه آيا قابليت پيچيدگي توان دفاعي درون‌شبکه‌ای فعال نيست و به مقابله برنمی‌خیزد؛ و اينكه كليت منسجم سيستم نياز به تقويت توان دفاعي از بيرون را دريافت نمی‌کند؟

اين مثال براي تقريب نمونه كاركرد سیستم دفاعي در پابرجا نگه‌داشتن سيستم طرح گرديد. در اين مثال به فرض ناكامي توان دفاعي ويروس نيز محکوم‌به مرگ در سیستم است.

اين بدان معنا است مرگ و يا زندگي در سيستم معنا می‌یابد و آنچه می‌تواند زندگي را تقويت كند توان تقويت مفاهمه و مذاكره در بالا بردن قابليت دفاعي سيستم دروني است.

اسماعیل نوشاد

به نظر من این‌گونه تمثیل‌ها از زیست‌شناسی و پزشکی در علوم انسانی جواب نمی‌دهد و قبلاً هم این اتفاق‌ها در تاریخ علوم انسانی افتاده و نتایج فاجعه باری داشته، مثل تمثیل سیاست با همین پزشکی و سیستم دفاعی که منجر به پاک‌سازی‌های میلیونی به اسم مبارزه با بیماری شده است.

اگر با ترمینولوژی علمی اقتصاد سخنی داشتید در خدمتم.

حمید ژیان پور

در ابتدا مایلم به این نکته اشاره‌کنم که در تحلیل روشمند میان "مثال" و تمثیل تفاوت وجود دارد. "مثال"، جزء لاینفک محتوا است و برگرفته از هستی معنا است که به توضیح و تبیین انتزاعی معنا، عینیت می‌بخشد و آن را کامل می‌کند. درحالی‌که "تمثیل" شواهدی برگرفته از مقایسه دو محتوا را فراهم می‌آورد که هر یک ‌زبان انتزاع منحصربه‌فرد خود را دارد.

در متن مورداشاره استفاده از "مثال" برگرفته از توضیح ترمینولوژی کارکرد اجزا درونی سیستم اقتصاد است که به‌طور نظام‌مند به سمت خودکنترلی، حرکت مداوم و پویا دارد. پویایی نظام اقتصادی درونی است و از درون به سمت بیرون حرکت می‌کند. تبیین ترمینولوژی اقتصاد، تبیین کارایی چگونگی کارکرد سیستمی نظام اقتصاد است که طرح‌واره آن مکانیزم شبکه یکپارچه و منسجم به‌هم‌پیوسته و درونی دارد و همان‌طور که اشاره رفت پیچیدگی به‌هم‌پیوسته معرف سیستم دفاعی نظام است.

سیستم دفاعی، تبیین ترمینولوژی است که در متن "سرابی به نام مذاکره با آمریکا"، نادیده گرفته‌شده است و همین‌طور که از محتوای متن برمی‌آید اصطلاحات علمی اقتصاد هنجاری، تبیین نشده و ناهنجاری‌های رفتار سیاسی تمثیلی برای نابسامانی اقتصادی فرض شده است.

این‌که "تراست­ها سرمایه‌دار به معنای مرسوم کلمه نیستند و بیشتر به مفهومی نزدیک‌اند که وبر «سرمایه‌داری ماجراجویانه» یا برخی اوقات «یهودی» می‌نامد. آن‌ها از طریق سازوکار کار و تولید به این موقعیت نرسیده‌اند، بلکه توسط رانت‌های دولتی و خلق پول بی‌پشتوانه در اینجا هستند و ظهورشان شبیه معجزه بوده و هنوز هم با معجزه افزایش نقدینگی به «خلق از هیچ» معتقدند." نشان می‌دهد که ناهنجاری رفتار سیاسی، به‌طور سیستماتیک جبراً برهم زننده است و امیدی برای خودکنترلی و احیاء درونی اقتصاد وجود ندارد.

در این فرضیه ما شاهد تبیین ترمینولوژی علم اقتصاد نیستیم، بلکه مقایسه‌ای کارکردگرایانه در ناهنجارهای رفتار سیاسی برای برهم خوردن و به هم ریختن تدریجی توان اقتصادی هستیم که سقوط آن به هیچ شرطی با مفاهمه و یا بدون مفاهمه رو به سقوط و محتوم انگاشته شده است. " اکنون بار دیگر صدای مذاکره، مذاکره شنیده می‌شود و لزوم «نجات مردم از این فلاکت‌ها»، اما به نظر ما این بار هم قرار نیست که اتفاقی بیفتد و دلار بار دیگر در همین‌جا «تثبیت» می‌شود. تثبیت اسم رمز همه اقتصاددانان متصل به بانک مرکزی و شبکه نخبگان اقتصادی فعلی بر بازار است". «تثبیت» همان ترسیم تمثیل نابهنجاری‌های رفتار سیاسی است که به نابسامانی‌های اقتصادی نسبت داده است و فارغ از تبیین ترمینولوژی علمی اقتصاد، جایی برای کارکرد سیستماتیک نظام اقتصادی باقی نگذاشته است...

اسماعیل نوشاد

کارکرد سیستماتیک و خودکنترلی و سیستم دفاعی... و استعارات زیست‌شناختی است و ارتباطی با اقتصاد ندارد. مفاهیم اقتصاد کار و پول و ارزش و سود و رشد و کمیابی و عرضه و تقاضا و... هستند.

این خودکنترلی ریشه‌اش به استعاره دیگری در ثروت ملل آدام اسمیت یعنی «دست پنهان بازار» برمی‌گردد که هیچ‌گاه اثبات نشده و نمی‌شود و یک فرض الهیاتی بی‌معناست.

اگر بازار خودکنترل بود، بحران اقتصادی رخ نمی‌داد یا خودش می‌توانست بر آن فائق آید درحالی‌که هم در ۲۰۰۹ و هم در ۱۹۲۹ تنها دخالت دولت اوباما و روزولت و تزریق نقدینگی به بانک‌ها و شرکت‌ها یا زیرساخت‌ها توانست بازار را نجات دهد یعنی دخالت مستقیم دولت. در بقیه بحران‌ها هم اگر دولت‌ها دخالت نکنند اقتصاد از هم می‌پاشد و خودکنترلی هم در کار نیست. در کشورهایی مثل ایران که دولت درست‌وحسابی نیست باید ببینیم این خودکنترلی به کجا می‌کشد!

حمید ژیان پور

لطفاً دقیق‌تر به ترمینولوژی سیستم دفاعی توجه کنید. این کارکرد برخاسته از توان هم‌افزایی شبکه به‌هم‌پیوسته روابط ارزش کالا، عرضه و تقاضا، پول و سرمایه است. سیستم دفاعی ماهیت مجزا و مستقل محسوب نمی‌شود.

استقلال همان‌طور که در متن گفته شد با سلول‌های واحد و مستقل است که در انسجام طرح‌واره سیستمی کارکرد پویا و برانگیخته دارند. پویایی و برانگیختگی، کارکرد سیستماتیک و خودکنترلی دارد. "استعاره" در ترمینولوژی علمی اقتصاد جایی ندارد و نمی‌توان آن را به دست نامریی آدام اسمیت نسبت داد.

خودکنترلی مفهوم و یا اصطلاحی ترمینولوژی است که پویایی خود را از روابط شبکه به‌هم‌پیوسته سرمایه، ارزش کالا و عرضه و تقاضا دریافت می‌کند. معنای اقتصاد، خودکنترلی نیست توازن سیستماتیک است و این توازن به مفاهمه نیاز دارد. مذاکره پیش‌شرط مفاهمه است.

اسماعیل نوشاد

نظرم را گفتم چیزی بنام خودکنترلی یا سیستم ایمنی در اقتصاد وجود ندارد و در بحران‌های جهانی در سطح واقعیت دیده نشده است. اقتصاد خودش ذیل سیاست دولت‌ها می‌بیند و در مواقع بحران دست به دامان آن‌ها بوده است. بقیه استعاراتی است که بر روی کاغذ مانده‌اند از آدام اسمیت تا امروز.

حمید ژیان پور

بله. در این ­باره من هم توضیحاتی دادم...


موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسب‌ها: گفتمان

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 8:5 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد