پژواک تنهایی
(شهین راکی)
کسی صدایم کرد
پاسخم
پژواک تنهاییِ همهی عالم بود.
نقد و تحلیل
بازتاب تکرار موجب چندصدایی میشود. پژواک صدا، اصالتاً خود صدا نیست بلکه بازتابی از صدا است که تکرار ماهیت آن است نه خود ماهیت. درک تنهایی همه عالم نیاز به سکوت و عدم تکرار دارد.
کسی که صدایم کرد، صدای درون من است که تنهاییام را به من مینمایاند. این تنهایی اگر تکرار و پژواک داشته باشد از اصالت فردیت عمیق بیرون میآید و در تکثر منبسط، بازیچه تکرار میگردد. برای کسی که من را صدا میزند تنها یک پاسخ (و نه تکرار و پژواک) مهم است و آن پاسخ همان عدم تکرار یا پژواک است که متأسفانه در شعر موجب مغالطه شده است؛ بنابراین به نظر میرسد بهجای "پژواک تنهایی" آوای تنهایی، واژه مناسبتری باشد؛ زیرا "پژواک تنهایی" در معنای تکرار تنهایی است و به نظر میرسد تنهایی را از تأثیر میاندازد و بهجای آنکه تنهایی را به "آوا" تبدیل نماید و درونی کند، آن را بیرونی کرده و به پژواک تبدیل میکند. "آوا" معرف تبدیل درونی تنهایی است که همه عالم تنهایی را به ما مینمایاند و "پژواک تنهایی" معرف عینیت بیرونی تکرار تنهایی است که ابژه و موضوع بیرونی است و هنوز به "آوا" یا نماد درونی تبدیل نشده است.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل شعر
برچسبها: نقد و تحلیل شعر
