انسان معترض
"فکر کردن دلیلِ بودن نیست،
من عصیان میکنم... پس هستم...
انسانی که معترض نباشد،
انسان نیست..."
( آلبرکامو)
نقد و تحلیل
اين پاراگراف، از زمينه يك محتواي فلسفي بريده و جداشده است. آلبرکامو انديشمندي است كه آراء و نظرات او در بستر عميق فلسفي شكل میگیرد.
ديدگاه كامو در مورد طغيان، بخشي از بسط مفهوم معنايي تقدم وجود بر ماهيت در ديدگاه اگزيستانسياليسم است كه او و سارتر در تعميق مفاهيم فلسفي اين مكتب در آثار ادبي خود، کوشیدهاند. عصيان خاستگاه فلسفي دارد و نمیتوان مفهوم ايدئولوژيك حرکتهای انقلابي را از آن استنباط كرد. بنابراين به نظر میرسد استفاده از بريده جملاتي از انديشمندان، منجر به مخدوش ساختن مفاهيم عميق فلسفي مستتر در باطن بيان فلسفي است و ممكن است نوعي ابزار در دست طرفداران حرکتهای كور انقلابي، براي تهيیج توده، باشد.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسبها: نقد و تحلیل متن
