گفتگو
دنیای بیدفاع و بینقاب
حمید ژیان پور
میاندیشم؛
دنياي زن، بیدفاع است...
وقتی
دنياي مرد، بینقاب است...
مهرداد نوری
جمله بسیار زیبایی ست، دنیایی را در خود پنهان دارد؛ اما من بیشتر انسان را ترجیح میدهم تا مرد.
حمید ژیان پور
جمله استقرائي است و در معنا از جزء به کل، پيوند مییابد.
مهرداد نوری
یعنی به تعبیر شما، این زن و مرد که در متن وجود دارد، اختلاف جنسیتی را نمایندگی نمیکنند؟
حمید ژیان پور
مفهوم جنسيت به معناي اختلاف طبيعي و ذاتي است و بيشتر از آن اختلاف عرضي است (به اين معني كه عارض میشود) و ناروا است.
مهرداد نوری
سپاس. حال برای من سؤال پیشآمده است. اگر کلمات زن و مرد را در متن جابجا کنیم، بازهم همین تعبیر طبق فرمایشات جنابعالی عارض میشود؟
حمید ژیان پور
تغيير در ذات الزام و در عرض ابرام (اصرار) است. ذات با الزام قرين است و با ابرام ناقرين است. وقتي تغيير ذاتي باشد، همه الزامات ذات تغيير میکند.
مهرداد نوری
با احترامی که برایتان قائل هستم، حمل بر اسائه ادب حقیر مگذارید. این تعابیر بلاغی برای من نامفهوم است. من سؤالی مشخص خدمتتان کردم. شما با الفاظ کلامی جواب میدهید. مانا و بهروز باشید.
حمید ژیان پور
تغيير ذات و عرض تعابير بلاغي نيست. "الفاظ كلامي" اصطلاحي نامأنوس است.
مجتبی تجلی
درک من این است که در دلالت زبانی، جمله ایشان صحیح مینماید. وقتی ما از "زن" سخن میگوییم، از ذات او سخن گفته نمیشود که با "مرد" یکسان است، بلکه ازآنچه "شده است" حرف زدهایم.
نمیدانم شاید برداشت درستی نکردهام.
مهرداد نوری
من متن را تغییر دادم. پرسش من خیلی ساده است. جای مرد و زن تغییر کرد. حالا این بچه کنجکاو از
پدر سؤالی دارد؟
آیا استنتاج حاصل از آنهم متغیر میشود یا نه؟
حمید ژیان پور
شما چه چيزي را تغيير دادهاید؟ به نظر میآید ذات را.
اگر بگوييد شما قصد نداشتهاید چيزي را تغيير بدهيد بلكه فقط جابجايي در شكل انجام دادهاید، در اين صورت اين جابجايي موجب تغيير در ذات مفهوم محمول (آنچه موضوع بر آن حمل شده است) نگرديده است زيرا همانگونه كه میدانیم آنچه موجب تغيير مفهوم میگردد تغيير ذات است. زيرا هر چيزي وابسته به منشأ و اصالت ذات خود است.
آنچه شما در متن تغيير دادهاید موضوع (زن يا مرد) نيست، بلكه مفهوم محمول موضوع (بیدفاع)، (بینقاب) است و چون اصالت جنس ماهوي محمول با جنس ماهوي موضوع بايد تناسب داشته باشد، بنابراين اين تغيير تامه است و به دنبال تغيير محمول، موضوع نيز تغيير میکند.
اصالت مفهوم بیدفاع به زن و اصالت مفهوم بینقاب بر مرد حمل میشود. در اين صورت چيزي تغيير نمیکند بهجز شكل كلمه.
جمله موردنظر را میتوان بهصورت ذيل بيان كرد.
X بیدفاع است
وقتي
Y بینقاب است
در اين عبارت متناسب با ذات محمول، موضوع مستفاد میگردد.
مهرداد نوری
نه استاد من به نگرش شما معتقد نیستم. ازاینجهت همعرض کردم، کلمه انسان اگر بجای مرد نشیند، آن بار معنائی را که شما میخواهید استنتاج کنید، میدهد.
حال من پرسشی دیگر از حضورتان دارم. لطف بفرمائید بگویید به من مخاطب با این متن، چه پیامی میخواستید بدهید؟
حمید ژیان پور
من همعرض كردم كه اين جمله استقرائي است و از مصاديق مفهوم (زن و مرد) بهسوی كليت مفهوم (انسانيت) سير استنتاجي میکند، به اين معنا كه يك مفهوم در معناي خودش میغلتد و بهتدریج توسعه مییابد.
مهرداد نوری
من هنوز متوجه نشدم از متنی که نوشتید، چه پیامی را به من مخاطب میخواستید بدهید. لطفاً برای دانشپژوه مبتدی، بفرمایید.
حمید ژیان پور
همچنين مايلم بدانيد كه مفاهيم انتزاعي، محمل پيام نيستند، حاوي ندا هستند. ندایی از جنس شناخت و اين شناخت ماهيت تجربي تفسيري دارد.
تجربي، به اين معنا كه هرکسی با توجه به تجربيات درون ذهني، اطلاعات، ادراک و پردازش تحليلي و تقليلي، قادر به شناخت جنس ندا خواهد بود.
جنس اين ندا براي من، مفهوم رابطه بين الذاتي است.
من نداي اين مفهوم را آنگونه كه دريافت كردم، تقرير كردم.
مهرداد نوری
با این نظر شما کاملاً موافق هستم، اما این قضیه به متنی که شما از آن، پیامی میخواهید استنتاج کنید، مغایرت دارد.
حمید ژیان پور
شما با ذهن من میاندیشید يا با ذهن خودتان؟
مغايرت برداشت ذهني شما است و براي من محل مناقشه من نيست.
مهرداد نوری
من با ذهن خود پیام را میاندیشم.
اما شما هنوز نفرمودید، چه پیامی میخواستید در رابطه با متن به من مخاطب بدهید؟
یعنی با این حساب، ختم مبحث؟
حمید ژیان پور
من میخواستم نداي درون ذهنم را بهسوی فضاي پر چالش بيرون ارسال كنم و دراینباره به انتزاع مفهوم پرداختم. درباره انتزاع مفاهيم گفتگو میکنم اما درباره مصاديق مفهوم خير.
اين بيشتر به اين خاطر است كه گفتگو درباره انتزاعيات مفهوم، رشد يابنده است و گفتگو پيرامون مصاديق موجب القاء و يا تحميل انديشه میشود.
به نظر من، بهتر بود از من تحليل و تفسير جمله را میخواستید و بهجای يافتن پيام متن، بهنقد مفهومي محتوا میپرداختید.
مهرداد نوری
خب، پس عنایت بفرمائید بیاموزم.
حمید ژیان پور
دراینباره، يعني تحليل و تفسير محتوا (البته تحليل گفتمان و نه تحليل محتوا)، فرصت را غنيمت میدانم.
بخشي از تحليل گفتمان در بيان جنس ذاتيات مفهوم و آنچه مربوط به رابطه بين الذاتي مفاهيم بود بيان شد.
از اين مقدمه میتوان گفتمان اسنادي جمله را استنباط كرد.
گفتمان اسنادي جمله برخاسته از مفاهيم بين الذاتي است و ازآنجاییکه جمله استقرائي است رابطه ميان مفاهيم، رشد يابنده است.
رابطه رشد يابنده، نشاندهنده استحكام قواعد دلالت ميان عناصر مؤلفههای دروني اجزاي مفهوم است.
در جمله، مفهوم "بیدفاع" با مفهوم "بینقاب"، دلالت اسنادي بين الذاتي دارد و يكديگر را كامل میکند.
اين تكامل، تدريجي و در همه اجزاي مفهوم محمول سير دارد. بنابراين موضوع (زن و مرد) را در برمیگیرد.
آخرين بيان اينكه، موضوع محمول (زن و مرد) بهواسطه رابطه اسنادي بين الذاتي فهم محمول، به يكديگر وابسته ذاتي میگردند.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
