سازگاري ایرانی
(زاگرس زند)
نقد و تحلیل
سازگاري و فرهنگ
به نظر میآید، مرحوم بازرگان در تحلیل و بیان وضعیت بومشناسی تاریخی و مقایسه آن با وضعیت قومشناسی، از تحلیل خطی استفاده میکند و در امتداد تأثیر متغیرهای چندعاملی، اصالت را به تفاوتهای درونگروهی ناشی از عوامل تصادفی ابراز تاریخ (تمدن)، جایگشت تاریخ (دگرگونی و جنگ) و پراکندگیهای تفاوتهای فردی (نژادی)، میدهد و از تعارضهای بین گروهی و تأثیر مهم آن بر پیشايند متغیر تأثیرگذار بر متغير وابسته (متغیر مورد انتظار) غفلت میکند. درحالیکه رابطه احتمالی نه از نوع علی که از نوع علی مقایسهای است به این معنی که اگرچه علل روابط احتمالی از قبل، وقوع یافته بااینحال تبیین خطی روابط چندعاملی بدون تأمل در تعارض روابط بین گروهی (طبقهای) که متشکل از روح جمعی زندگی قومی، ملی و میهنی است و نشاندهنده طبقات کیفی و نه کمی است، نکوهیده به نظر میرسد و منطقاً نمیتواند در تبیین روابط علی مقایسهای، نقش عوامل درونگروهی را مقدم بر واریانس تحلیل عوامل بین گروهی (طبقات) دانست.
نگارنده میاندیشد: جهان امروز از واگرایی درونگروهی بهسوی تبیین نوعی همگرایی بین گروهی در بیان قومیت و ملیت، بهپیش میرود و روح جمعی بهدوراز تأثیرات تفاوتهای درونگروهی قومی، سازگاری را نه در ابزار فرهنگ که درحرکت فرهنگ بهسوی همگرایی معنا میکند. به نظر میرسد، در این معنا، سازگاری، ابزار فرهنگ نیست بلکه نماد حرکت فرهنگ است و از تحليل خطی پیروی نمیکند.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسبها: نقد و تحلیل متن
