متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

در حال سقوط

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

در حال سقوط

نقد و تحلیل انیمیشن کوتاه

در حال سقوط (In The Fall)

کارگردان: Steve Cutts 

كليتي از ساختار و فرم فيلم

داستان اين فيلم داستان "تعادل" است. تعادل، مؤلفه‌ای مهم و اساسي در رويكرد روان‌شناسی رشد است.

منطبق با رويكرد روان‌شناسی شناختي پياژه و روان‌شناسی روان تحليلي فرويد و روان شناسان متأخر از او، رشد و تحول رواني انسان مبتني بر نقطه آغاز تعادل فرد با محيط اطراف است. ازاین‌رو محيط نقش محرك و نقطه آغاز تحول فرد محسوب می‌شود.

روان شناسان با رويكردهاي رفتارگرايي، شناخت گرايي و روان تحليلي دراین‌باره بسيار دقيق سخن گفته‌اند.

فيلم رويكرد فراشناختي دارد و به بررسي شناخت فرد از شناخت خودش می‌پردازد. بنابراين سقوط نوعي بازگشت به گذشته براي بازخوانی مراحل تحول فرد محسوب می‌شود.

تحليل محتوايي فيلم با توجه به رويكرد روان‌شناسی رشد

من مایلم تحليل اين فيلم را درون‌متنی و منطبق بر عناصر مؤلفه‌ای و نه نمادها انجام بدهم. ازاین‌جهت كه فيلم به رويكرد رشد می‌پردازد و ما بايد بتوانيم عناصر و مؤلفه‌های مراحل رشد دو تحول فرد را تا رسيدن به تعادل يا ثبات، بررسي كنيم.

روان‌شناسی رشد، آغاز مطالعات خود را از زمان بستن نطفه (لقاح) تا زمان مرگ ادامه می‌دهد. مطالعات روان‌شناسی رشد مطالعه طولي است. فيلم نيز از چنين ساختاري در فرم برخوردار است.

تيتراژ آغاز فيلم حركت طولي و ممتد نوار سياه (ناپيدايي و تاريكي) را نشان می‌دهد كه معرف رشد و حركت تدريجي است. نقطه آغاز فيلم نمايي از دنياي متنوع اما متراكم است كه در آن انسان ناپيدا است. بعد به‌یک‌باره فضايي بسته، محدود و سیاه‌وسفید در يك حجم مستطيل با چند گلدان غير رنگي هويدا می‌شود.

ساختمان‌های بلند، نماد دنياي بيرون است.

فضاي مستطيلي و محدود نماد محيط دروني است.

در محيط بيروني همه‌چیز متراكم است اما در محيط دروني گلدان‌ها نماد رويش و انبساط است. اين يعني محيط دروني نماد زايش و رويش است. بنابراين محيط دروني می‌شود رحم مادر، جايي كه كودك در فضاي بسته اما پاك در حال رويش است.

مرد همان جنين است. به چهره او دقت كنيد چقدر ساده است و همه‌چیز سیاه‌وسفید يعني در عين سادگي است. اين سادگي المان و نشانه پاك و مطهر بودن رحم است و آب نماد استحاله است.

آب تسهیل‌کننده، تطهير كننده و تبدیل‌کننده است. ازاین‌جهت است كه كودك درون رحم در آب شناور است.

پوست موز زير پاي مرد سُر می‌خورد، مرد نماد جنبش جنين درون رحم است. رنگ زرد، نماد تنوع و تلون دنياي بيرون است كه جنين را به‌سوی دنياي بيرون سُر می‌دهد.

جنين (صورتك) با فشار به سمت پرتگاه می‌رود. در لبه پرتگاه می‌ایستد و به تعادل می‌رسد. اين همان نقطه آغاز تعادل يابي است.

پروانه بر روي دست او قرار می‌گیرد و او به بيرون (از فضاي بسته خود) سقوط می‌کند. پروانه كوچك اما زيبا نمادي از خواسته مادر براي زايش و تولد فرزند خويش است.

رنگ زرد پروانه نشانه‌ای از دنيايي است كه مادر در آن زندگي می‌کند. بنابراين كودك را با اشاره فشاري اندك می‌زاید و تعادل كودك رشد يافته درون جنين به هم می‌خورد. اين عدم تعادل آغازي براي تعادل دوم است.

تعادل اول لبه پرتگاه زايش بود يعني سقوط و در تعادل دوم، صورتك (در نقطه وسط سقوط) به آرامش و تعادل می‌رسد و در حال مرور است.

ملاني كلاين و مارگارت ماهلر دو چهره برجسته روان رشد كودك هستند كه مطالعات عميق و دقيقي درباره باز پيدايي مراحل رشد رواني كودك از لحظه تولد تا رسيدن به تعادل و ثبات نوزاد انسان با محيط، انجام داده‌اند. خانم ماهلر به‌نوعی به اوتيسم بهنجار اشاره می‌کند كه نوعي هم‌زیستی بهنجار مادر و كودك محسوب می‌شود.

اوتيسم يعني در خود فروماندن.

فيلم به هم‌زیستی بهنجار كودك با مادر اشاره دارد. در فيلم، مادر در پس‌زمینه آرامش مردي كه رشد يافته است و به مراحل آرامش مرحله‌به‌مرحله زندگي خود نگاه می‌کند، پنهان است.

مرد چگونه می‌تواند بدون تجربه رشد يافتگي، مراحل زندگي خود را به آرامش بگذراند؟

جز با حمايت و هم‌زیستی آغازين با مادر. نوعي اوتيسم بهنجار با مادر.

منطبق با مراحل رشد در ديدگاه "ماهلر"، كودك مراحل "تمايز"، "تمرين" و رسيدن به ثبات يا تعادل را طي می‌کند؛ اما اين مراحل با "بازي" تقويت می‌شود.

نظریه‌ای كه ملاني كلاين براي رشد مراحل رواني كودك به آن اشاره می‌کند.

در فيلم مرد با "بازي" پايش سر می‌خورد و بعد از سقوط در هر مرحله اين بازي است که موجب تقويت رفتار و رسيدن به مرحله بعد می‌شود. ازاین‌رو چهره و كاراكتر مرد، بشاش و خندان است.

فيلم، در بازگشت و سقوط به باز پيدايي و بازشناسي مراحل هم‌زیستی بهنجار، تقویت‌شده، تمريني، تفكيكي مراحل رشد، كامل و دقيق است و با توجه به كوتاه بودن زمان آن بسيار عميق و تأثیرگذار است. به‌طوری‌که نقطه آغاز و انتهاي فيلم از تسلسل معنايي و مفهومي مبتني با رويكرد رشد تحولي انسان برخوردار است.

نقطه سقوط آغاز فيلم، با فرياد (گريه) است و نقطه پايان فيلم، با نوعي شيون همراه است.

گريه، ظهور تولد كودك و شيون، ظهور مرگ رشد.

شيوني كه بسيار کش‌دار و محزون است و حكايت از ناله مادر دارد.

مادر، عمیق‌ترین مفهوم محوري داستان فيلم است و تا آن اندازه عميق است كه هويدا نيست و براي يافتن آن بايد از همه سطوح و لایه‌های تبيين شده در بيان فيلم عبور كني. اين همان معناي رشد بهنجار مادر و كودك را می‌دهد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل فیلم
برچسب‌ها: نقد و تحلیل فیلم

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۹ | 12:49 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد