بادبادک
(نسرین قربانی (کتاب اگر نگویم))
احساس میکنم داخل سرم پر از بادبادکهایی است که میخواهم انگشتهایم را در تکتکشان فروکنم و بترکانمشان. کاش میشد گاهی زمان را به حالت سکون درآورد.
نقد و تحلیل
اين فرض كه فضاي سر "پر" از بادبادکهایی است كه از هوا انباشته است، در اين صورت با تركاندن آن، فضاي سر تهي خواهد شد.
در اينجا استفاده از كلمه "پر" به معناي انباشته و مملو، بر بیمفهوم بودن عملي كه تداعیکننده فضاي تهي است تأکید و به نظر میآید خواننده را با مسئلهای كه مربوط به سر پرهیاهو است، مواجه نخواهد کرد.
وقتي انگشتها در بادبادك فرو میرود، دست كه نماد محيط خارجي است مانند سر به فضايي تهي و گرد تبديل میشود زيرا انگشت وجود نخواهد داشت.
مسئله اصلي در تبيين مفهوم انتزاعي متن به استفاده از كلمه "پر" بازمیگردد.
با توجه به توضيح، متن اینگونه بيشتر معنا مییابد.
احساس میکنم داخل سرم بادبادکهایی است که میخواهم انگشتم را در تکتکشان فروکنم و بترکانمشان...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسبها: نقد و تحلیل متن
