افق
(شهین راکی)
هر کجای جهان
که ایستاده باشی
جای پای چشمانت
در افق
همسایهی چشمان من است.
نقد و تحلیل
در شعر، کلیدواژه "افق"، مفهوم کلیدی شعر است و بدون آن شعر معنا نخواهد شد. اینکه "افق" باآنهمه گستردگی، زیبایی و زایندگی، هستی شعر را مصادره میکند، مفهومی از زندگی است و نشان میدهد که شاعر، به "بیان" زندگی دستیافته است و افق نگاه او به طلوع و غروب پرشکوه زیبایی همجوار "سایه" ادراك مفهوم "پيوند"، نزديك شده است.
پیوند میان "او" و "من" در افق طلوع و غروب زندگی، آن گوشه جهان که "او" ایستاده است، در سایه ایستادگی طلوع "او"، غروب ناپیدای "من" معنا مییابد؛ بنابراین تفسیر، "من" در سایهسار ایستادگی محبوب، مجذوب غروب زندگی میشود و به معنای زایندگی افق (طلوع و غروب) دست مییابد. فهم معنای زایندگی افق، فهم مفهوم زایش زندگی است که در آن طلوع و غروب همجوار عظمت سایه یکدیگرند و در وحدت معنایی با یکدیگر به زایش و مرگ معنا میدهند. "افق"، جایگاه منظر نگاه پرشکوه شاعر است که غزلخوان افق نگاه چشمان زیبای یار شده است و به همسایگی او مباهی و مبتهج است.
"هر کجای جهان
که ایستاده باشی
جای پای چشمانت
در افق
همسایهی چشمان من است".
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل شعر
برچسبها: نقد و تحلیل شعر
