رنگ و درنگ
فرهنگ در سكوت حركت میکند.
فرهنگ حال است، قال نيست.
فرهنگ درنگ میطلبد نه رنگ.
ممكن است، درباره فرهنگ، آنچه ما مدعي ارائه آن هستيم وجوه متنوع دانش روايي اطلاعات باشد. در اين صورت به نظر میرسد، دراینباره، دچار مغالطه شدهایم و بهجای تعميق در گستره رو به تزايد ناپيداي فرهنگ، به ترويج روايي اطلاعات پرداختهایم.
اين بدان معنا است كه احتمال دارد، تأملات ما درباره فرهنگ، مسحور وجوه متنوع كاركرد روايي علم اطلاعات و دانش شناسي بشود و محتمل است تا تعمداً، خودانگیخته و از سر شوق بهجای كنكاش تفسيري در عمق گستره ناپيداي فرهنگ به ترويج در سطح روايي اطلاعات مشغول شده باشيم.
در اين صورت به نظر میرسد، بهجای درنگ در حركت عميق و رو به تزايد آرام فرهنگ، به تنوع وجوه متلون روايي اطلاعات دلمشغول باشيم.
باهم بیندیشیم كه چگونه میتوان در گستره ناپيدا و آرام فرهنگ درنگ كرد؟
"یوسفا، آمد رسن، بر زن دو دست
از رسن غافل مشو بي گه شده است"
کتابخانه فراتر از آنکه مخازن بازنمایی دانش باشد، محافل بازآفرینی دانش است.
در بازنمایی، اطلاعات بازیابی و ممکن است از آن برای تولید دانش استفاده شود. درحالیکه در بازآفرینی، معرفتشناسی هسته شکلگیری اطلاعات، تشکیک فلسفی میشود و اندیشیدن در فرهنگ، آغاز میگردد؛ بنابراین به نظر میرسد در بازنمایی، هستیشناسی (Ontology) و در بازآفرینی، معرفتشناسی (Epistemology) محور تولید دانش است.
برای حرکت در گستره ناپیدای فرهنگ، بازنمایی (هستیشناسی)، کافی نیست. ازاینرو معرفتشناسی فلسفی، ضرورت تام در هستیشناسی گستره ناپیدای فرهنگ دارد و در اندیشه ما درنگ ایجاد میکند.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: کتابداری وعلم اطلاعات ودانش شناسی
برچسبها: کتابداری وعلم اطلاعات
