متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

شب قدر

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

شب قدر

شب قدر

(علی زمانیان)

  • آن‌که روزهایش همه، بی‌قدر است، شب قدر به چه‌کار آیدش؟

روزها، هفته‌ها و ماه‌ها را در بیهودگی، عصیان و در بی‌حاصلی و در غفلتی مذموم سپری می‌کنیم. زندگی و عمرمان را در سرگردانی و بی‌اخلاقی می‌گذرانیم، آنگاه به‌قصد زدودنِ زنگارها از درون، ساعتی و در شبی به نام "شب قدر" می‌نشینیم و دعایی می‌خوانیم که حتی ترجمه‌ی ساده‌ی آن را نیز نمی‌دانیم. قرآن بر سر می‌نهیم و سپس شادمان از این‌که وظیفه‌مان را انجام داده‌ایم و "قدر" را قدر نهاده‌ایم، سر بر بالین آسودگیِ غافلانه می‌گذاریم. سال‌ها از پسِ این‌همه تکرارِ چنین شبی، هیچ‌گاه از خود نپرسیدیم اگر "شب قدر" ما شبی عزیز بود که از هزار ماه برتر است، چرا پیش از "قدر" و پس‌ازآن، تغییری نکرده‌ایم، بهتر نشده‌ایم و بلکه اوضاعمان بدتر و تباه‌تر شده است. تعجب نکردیم از این‌که اگر قرار بود "شب قدر"، قدرمان را بیفزاید چرا چنین حقیرانه زندگی می‌کنیم.

  • خطا در تصویری است که از شبِ قدر داریم. تصویری که از شب قدر داریم، این است: "رستگاری در دو دقیقه".

نمی‌دانیم همچنان که اخلاقی زیستن، سخت و دشوار است، رستگار شدن نیز بسیار صعب و گاه طاقت‌فرسا است؛ زیرا هم برای اخلاقی زیستن و هم برای رستگاری آن جهانی، باید از آنات زندگی، پاسداری و مراقبت و از خویشتن در برابر زشتی‌ها و بدی‌ها مستمراً محافظت کنیم. امیال درونی را کنترل و بسیاری از خوشایندهایی که ما را از "سودای سربالا داشتن" بازمی‌دارد، بگذریم و نادیده‌شان بینگاریم. یله و رها زیستن و خود را به هیچ حدومرزی محدود نکردن، پاس فضیلت‌ها را نگه نداشتن و زندگی را در تعلیق و بیهودگی نهادن، این‌ها همان کارهای است که می‌کنیم، اما انتظار داریم با سرگرفتن قرآن و خواندن دعایی که نمی‌دانیم چه می‌گوید، گناهمان بخشیده و در درگاه خداوند، قدر ببینیم. نمی‌دانیم ما بیش از آن‌که به خدا بدهکار باشیم به انسان‌هایی بدهکاریم که سبب رنجشان شده‌ایم و آسمان زندگی‌شان را تیره و خودشان را تباه کرده‌ایم. خطر آن تصور ساده‌انگارانه‌ای که بعضاً روحانیون مسببش بوده‌اند، این است که زندگی نسنجیده و محاسبه نشده‌ای را پیش می‌گیریم و دل‌خوشیم به این‌که می‌توان در اسرع وقت و فقط در دو دقیقه رستگار شد.

آنچه آمد برای آن نبود که شب قدر را بیهوده بپنداریم و از قدر و قیمتش بیندازیم، بلکه ازآن‌رو است که بگوییم اگر شب قدر را احترام می‌کنیم و آن را واقعاً پاس می‌داریم، چرا چنین می‌زییم که با آن سازگار نیست؟ تعارض میان این‌که زندگی ما به رنگ شبِ قدر نیست، نشان می‌دهد شب قدری که برپا می‌کنیم فاقد اصالت است. ما خود را فریب می‌دهیم و نمی‌دانیم شب قدر هر کس به‌سان زندگی زیسته‌ی اوست. رستگاری مانند اخلاقی بودن، نتیجه و ماحصل فرایندی است که در طی زمان و باتحمل مضایق و محدودیت‌ها همراه است. رستگاری و هم اخلاق، یک رخداد تصادفی، آنی، بی‌زحمت و رنج نیست. بلکه همان‌گونه که اشاره شد، نتیجه‌ی یک پروسه‌ی طولانی‌مدت است. شب قدر، یک رخ داد است؛ اما اگر این رخداد در زندگی سرایت پیدا نکند به آن نتیجه‌ی دلخواه نمی‌رسیم.

  • آیین‌ها و مناسک، با همه‌ی کارکرد مثبتشان اما عموماً، مفاهیم متعالی را از میان‌تهی کرده و آن‌ها را به نمایش جمعی تبدیل می‌کند. اکنون، "شب قدر" نزد ما نیز کارکرد آیینی پیداکرده است. نمایشی که در آن شرکت کرده و کنشِ دینی که به‌صورت دسته‌جمعی اجرا می‌کنیم؛ اما پس از تمام شدنش،‌ باز ما همان هستیم که بودیم. زندگی ما همان خواهد بود که تاکنون بوده است؛ زیرا آیین‌ها عموماً اثرات زودگذر و سطحی دارند. ما در آیین‌ها تغییر نمی‌کنیم زیرا عمق درون و جان ما درگیر آیین نمی‌شود. وقتی جان‌ها درگیر می‌شود که در سکوتی عمیق خلوت کنیم و به محاسبه‌ی خویش بپردازیم و صادقانه خود را در ترازوی اخلاق و معنویت بگذاریم. خود را در آیینه‌ی معیارها ببینیم و به ارزیابی خویش همت کنیم.
  • شبِ قدرِ هر کس به رنگ روزها و ماه‌های زیسته‌ی اوست. ازاین‌رو در انتظار شبی عزیز که از هزار ماه برتر است نباشیم، مگر آن‌که روزهای زیسته‌مان را به محک ارزش‌هایی متعالی بسنجیم و چنان بزییم که بتوانیم سرفرازانه از آن دفاع کنیم. شب قدر کسانی از هزار ماه برتر است که روزشان نه هزار روز که دست‌کم به‌اندازه‌ی یک روز بیرزد. آن‌که روزهایش ارزشمند است، شب قدرش نیز قدر و قیمت دارد و بلکه به هزار شب برتری دارد.

نقد و تحلیل

چندين بار متن را مطالعه كردم و درباره محتواي آن انديشه نمودم. به نظرم نويسنده، متن را زاهدانه نگاشته است و نه عالمانه. من نتوانستم ارتباط منطقي ميان آنچه نويسنده آن را "آنات لحظات زندگي" می‌نامد با مفهوم بی‌حاصلی، بيهودگي، عصيان، سردرگمي روزها، هفته‌ها و ماه‌ها (همه عمر) بيابم.

به نظر می‌رسد آنات عمر يعني این‌که همه روزها و هفته‌ها و ماه‌های عمر "به‌قصد زدودن زنگار از درون" زاهدانه مراقب نفس باشي. اين سخن براي انساني كه به پیچیدگی‌های ناشناخته همه شئون زندگي، روزگار متنوع و متلون و پیش‌بینی‌نشده دارد، سخن بی‌حساب می‌نمایاند.

احياي سنت حسنه شب‌های قدر، عمیق‌ترین و درونی‌ترین وجه رفتار جمعي است كه بر فضايل اخلاقي و انساني، ياد داري و يادآوري می‌کند.

با خود می‌اندیشم، رمضان، احياء و شب‌زنده‌داری بخشي از سرمایه‌های غني معنوي است كه توسط دين مبين به ما معرفی‌شده است. روزگاري به درازناي عمر تاريخ بشريت، سنت شب‌زنده‌داری و احياء، معرف وجه عميق رفتار جمعي انسان بوده است.

باهم بیندیشیم و گفتگو كنيم.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسب‌ها: نقد و تحلیل متن

تاريخ : شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۸ | 20:3 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد