بیا قدم بزنیم در صبح...
(شهین راکی)
بیا قدم بزنیم در صبح ...
من به سلالهی آفتاب
و به شعرهای ذوبشده
در مخیلهی سرمازدهام
سطر به سطر بدهکارم
میخواهم
بر تن هر چه بودن
و هر چه رفتن
جامهای از شعر بپوشانم
تو فقط
در صبحهایم
همپای وزیدن نسیم
امیدوارانه قدم بزن.
نقد و تحلیل
به نظر من، در اینجا، قدم زدن و شعر در یک مفهوم آمده است. اینکه مفهوم شعر را با قدم زدن در صبح، همپای ورزیدن نسیم بدانیم، بدیع، زیبا و تأثیرگذار است.
شعر در سکوت خلق میشود. در سکوت حرکتی جوهری برای تغییر نهفته است. ازاینرو ما به سکوت بدهکاریم و قدم زدن تجلی تظاهرات سکوت است. من از واژه قدم زدن در شعر بسیار استفاده بردم. متشکرم که حال ما را خوب کردید.
من مایلم، گاهی با شاعر شعر و یا نویسنده متن، گفتگو کنم. در گفتگو میتوان به جنس حرکت جوهری سکوت شاعر و یا به درونمایه جوهر متن، نزدیک شد. به نظر میرسد این، بسیار بسیار باارزش و مهم تلقی میشود.
(حمید ژیان پور)
شهین راکی: همانطور که به ذات شعر و تراوش آن در خیال و سپس چکیده شدهاش بر قلم بهیقین آگاه هستید این مسئله برای شاعر هم خالی از لطف نیست. چون شعر بسیار اوقات، تسلیم شاعر به ناخودآگاه خود است که میتواند این مسئله نه شخصی بلکه در بسیاری موارد عمومیت داشته باشد و ارزش شعر به این است. متأسفانه بعضیها فقط بهظاهر واژهها توجه میکنند و با یک شعر به قضاوت شخصیت شاعر میپردازند که البته برای کسی که پای در این راه میگذارد بیاهمیت میتواند باشد. و در کل بحث در مورد محتوای شعر برای خود شاعر هم ممکن است باعث دستیابی او به تخیلات خودش باشد که در حالت عادی و روزمرگی از آن غافل است.
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل شعر
برچسبها: نقد و تحلیل شعر
