متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

آینده‌پژوهی و آینده پرانی

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

آینده‌پژوهی و آینده پرانی

آینده‌پژوهی و آینده پرانی

(دکتر سعید خزائی)

نیازهای کودکان ما برای موفق شدن در این "عصر رشد تصاعدی" چیست؟

  • ما چطور می‌خواهیم بچه‌هایمان را در عصری که پیشرفت تکنولوژی رشدی تصاعدی دارد بزرگ کنیم؟
  • آیا در جهانی که ترجمه هم‌زمان و مجانی امری پیش افتاده و روزمره است... آن‌ها باید یک زبان بیگانه بیاموزند؟
  • آیا در جهانی که گوگل همه‌جا حاضر است... ما نیازی داریم که اساساً چیزی را به خاطر بسپاریم؟
  • آیا در 10 سال آینده ما اصلاً چیزی بنام دانشگاه خواهیم داشت؟

دور نیست زمانی که والدین ما از خریدن یک ماشین‌حساب ساده اجتناب می‌کردند، چراکه باور داشتند استفاده از این دستگاه باعث کاهش مهارت‌های ریاضی ما می‌شود.

  • اما برخلاف 50 سال پیش، برنامه تحصیلی مدارس دیگر شامل آموزش کشاورزی، خیاطی و میل بافی یا ماشین‌نویسی نیست. اگر پیش‌بینی‌ها به وقوع بپیوندند، روبات‌ها و هوش مصنوعی حدود نیمی از شغل‌های امروزی را در 20 سال آینده اشغال خواهند کرد. سؤال این است که پس امروز بچه‌های ما چه درسی باید بخوانند؟
  • پاسخ‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:
  • اگر فرزند شما 18 ساله است باید بداند که زبانی که در ده سال آینده همه با آن صحبت می‌کنند زبان برنامه‌نویسی و همچنین کدینگ کامپیوترهایی است که خود، خویشتن را آموزش می‌دهند و تعمیر می‌کنند. هرکس امروز از این رشته‌ها از کالج فارغ‌التحصیل می‌شود بعید است به‌سرعت شغلی نیابد.
  • اگر فرزند شما بین یک ماه تا 3 سال سن دارد، این واژه‌ها را به خاطر بسپارید: شور و شوق، کنجکاوی، تخیل، تفکر انتقادی، پایداری و استواری.

آینده‌ای را تصور کنید که روبات‌ها و هوش مصنوعی به ما امکان می‌دهند تا هرکس، از 18 ساله تا 118 ساله، به‌سادگی بتواند برای هر پرسش­اش پاسخی بیابد، هر چیزی می‌خواهد به‌سادگی بسازد و تقریباً همه وظایفش را تنها با ابراز خواسته‌هایش به انجام برساند.

  • من فکر می‌کنم 5 ویژگی، انسان موفق فردا را از دیگران جدا می‌سازد:

۱) شور شوق: باورتان نمی‌شود چه درصد بزرگی از انسان‌ها هیچ مأموریتی در زندگی برای خود ننوشته‌اند. چیزی که بتواند هرروز صبح آن‌ها را مشتاقانه از خواب بیدار کند.

۲) کنجکاوی: ویژگی بعدی در عصر رشد تصاعدی، کنجکاوی است. پدیده‌ای نهادینه در کودکان که متأسفانه با گذر زمان کمرنگ می‌شود. در دنیای گوگل و روبات‌ها و هوش مصنوعی، انجام تست‌های "چی می‌شد اگه" برای پرورش کودکانی که مدام سؤال می‌پرسند بسیار حائز اهمیت‌اند. (چی می‌شد اگه ما می­توانستیم با سرعت نور حرکت کنیم؟ چی می‌شد اگه ما می­توانستیم کلیه اطلاعاتمان را در کمتر از یک‌دهم ثانیه به شخص دیگری منتقل کنیم؟)

از کودکان خردسالمان سؤالات "چی می‌شد اگه" بپرسیم.

۳) تخیل: کارآفرینان و متفکرین، دنیایی که می‌خواهند در آن زندگی کنند را تجسم می‌کنند و بعد به خلق آن می‌پردازند. اتفاقاً کودکان ازجمله پر انگاشت ترین انسان‌ها هستند. بسیار مهم است که آن‌ها درک کنند که قوه تخیل چه اندازه مهم و رهایی‌بخش است.

۴) تفکر انتقادی: در جهانی لبریز از ایده‌های متضاد، ادعاهای بی‌اساس، اخبار گمراه‌کننده و منفی و نادرست، فقط با تفکر انتقادی می‌توان سیگنال را از پارازیت تشخیص داد. بااین‌حال تفکر انتقادی سخت‌ترین درسی است که می‌توان به کودکان آموخت. این کار زمان می‌برد و باید عاداتی مانند تحقیق، کنجکاوی، شکاکیت و غیره را در آن‌ها نهادینه کرد. خوشبختانه آن‌ها در این زمینه استعداد دارند. آن‌ها که کودک دارند یا داشته‌اند به شنیدن کلمه "چرا؟" عادت دارند.

۵) پایداری: در خصوص پایداری و استقامت بسیار نوشته‌اند. این از مهم‌ترین آموزش‌های کودکان است. باید به آن‌ها آموخت که موفقیت ممکن است به تأخیر بیفتد ولی اگر سخت‌کوش باشیم قطعاً دست‌یافتنی است.

کودکان ما در هیجان‌انگیزترین دوران تاریخ بشر زندگی می‌کنند! و ما نیز برای فردا آماده شویم!


نقد و تحلیل

آموزش‌وپرورش جدا از تعاريف رسمي، بر بخش پيدا و ناپيداي وجود آدمي متمركز است و به نظر می‌رسد در درازناي طول حيات مادي و معنوي انسان، همواره حضور دارد. از اين منظر تعليم و تربيت فرآيند سازنده، دروني و رشديابنده است كه مفروضات، انگاره‌ها و الگوهاي آن آينده پژوهش و آینده‌ساز است.

الگوهاي آینده‌ساز بر دو بخش پيدا و ناپيداي وجود متمركز است.

بخش پيدای وجود آدمي، بخش حيات مادي است كه دستاوردهاي تكنولوژي، شرايط را براي زيست در جهان حداقل‌های مادي تا مرز منطقي حداكثري آن فراهم می‌کند.

فرزند انسان اگرچه مختار است اما تا آن اندازه غیرمنطقی نخواهد بود كه مرزهاي حداكثري حيات مادي را درنوردد و جهان را در الزامات حيات دنيوي خلاصه كند.

تكنولوژي امروزي و ابر تکنولوژی‌های فوق هوشمند آينده در تحديد (محدوديت) و تهديد الزامات جهان مادي است.

الزامات جهان مادي برخاسته از قدرت فرامادي و بخش ناپيداي وجود آدمی است كه تعلقات اصيل انساني در عمق ناپيداي وجود، چون چشمه زُلال معرف اصالت هستي آدمي است.

تاريخ گواه مجاهدت انسان در تقابل ميان خير و شر و تلاش فرهمندانِ او براي استيلاي بخش ناپيداي وجود آدمي بر بخش پيداي او است.

بخش ناپيداي وجود، انگيزه هوشمند و قوه محركه حرکت‌های آینده‌ساز است.

آینده‌پژوهشی و آينده سازي، توصيف ميان دو وضعيت موجود و مطلوب است. مطلوبيت اگرچه ممكن است الزام مهم تلقي شود، اما به معني مقبوليت نيست و مسير تصفيه و پالايش را از عبور در پیچیدگی‌های تفكر فلسفي و تام لات فلاسفه می‌گذراند.

تكنوكرات­ها آموزش را مهم و شگفت‌انگیز تلقي می‌کنند درحالی‌که همه شگفتي و اهميت آن به‌وسیله انگارهاي فلسفي بخش ناپيداي وجود آدمي تبيين می‌شود.

آموزش در فرانسوي دستاوردهاي شگفت‌انگیز تكنولوژي ربات‌ها و هوش‌های مصنوعي، به آن‌سوی باورهاي فلسفي و تأملات باطني بخش ناپيداي وجود آدمي كه در تلاش براي شكوفايي اصالت انساني، قرن‌ها مجاهدت نموده و رفاه مادي را ابزار موجه و منطقي رشد و شكوفايي حيات می‌داند، وابسته است.

امروز كودكان ما آينده را در آينه تأملات عميق و فلسفي ما می‌بینند.

آینده‌پژوهی براي آنان به معني پیش‌بینی توسعه مشاغل هوش‌های مصنوعي نيست، درحالی‌که تحديد و تهديد الزامات جهان مادي به‌طور موجه و منطقي مجال غلبه بخش پيداي دستاوردهاي مادي را بر توان بالقوه معنوي، نخواهد داد. ازاین‌رو تكنولوژي، خود دشمن خود است و در جان كندن جان هيولايي، خود را تحديد و تهديد می‌کنند.

"اگر پیش‌بینی‌ها به وقوع بپيوندند و روبات نيمي از شغل‌های امروز را در ٢٠ سال آينده در بر بگيرد" بايد به سراغ همان هوش‌های مصنوعي برويم و آينده سازي را از مصنوع دست خود بخواهيم.

درحالی‌که آینده‌پژوهشی مبتني بر مفروضات، الگوها و انگارهاي توصيف وضعيت موجود و مقايسه آن با وضعيت مطلوب انساني است.

انسان‌گرایان، آموزش پرورش را ابزار تفوق و برتري انسان در حیات مادي و دستاوردهای باشكوه آن نمی‌دانند. زيرا آينده مطلوب دستاوردهاي مادي مقهور و مغلوب الزامات منطقي تحديد و تهديد حيات دنيوي است.

اگر این‌گونه است پاسخ‌ها به نگراني از دست دادن فرصت اي شغلي در ٢٠ سال آينده و يا آينده دور نمی‌تواند مهارت‌های زبان برنامه‌نویسی و كدينگ هوش‌های مصنوعي باشد. هرکسی امروز از اين شغل‌ها فارغ‌التحصیل می‌شود، تنها بخش موجه و منطقي فرصت شغلي را براي حيات مادي و معنوي می‌یابد و به نظر می‌رسد شور و شوق و تفكر خلاق و انتقادي او در توسعه علائق شغلي، خلاصه نمی‌شود.

انسان كنجكاو، خلاق، متفكر و داراي تفكر انتقادي ابزار تكنولوژي را در اولين سطح از تمايل او به درك بخش ناپيداي اصالت انسان می‌یابد و در ساختن آينده اصالت را به تفوق وبرتری علائق شغلي، نمی‌دهد.

كارآفرينان و متفكران آينده از میان تحصیل‌کردگان کالج‌های مهارت‌های برنامه‌نویسی و كدينگ هوش‌های مصنوعي بيرون نمی‌آیند. آنان كساني هستند كه در متن زندگي پيچيده و پرآشوب اجتماعي، بخش ناپيداي وجود خويش را نه با آموزش‌های مدرن و نوظهور بلكه با عبور تدريجي مراحل طبيعي رشد، تنزيه و تأیید می‌کنند.

جان لاك و ژان ژاك رسو ازجمله اين متفكرين هستند. اكنون بسياري از مؤسسات مدعي آموزش‌های نوين و شكوفايي استعدادهاي آینده‌نگر، در ساختار و الگوهاي بنيادي خود سخت وابسته به الگوهاي آینده‌ساز اين متفكرين هستند درحالی‌که جهت و روش حركت به سمت آينده­سازي و آینده‌پژوهی را به سمت آینده سوی و آينده­پراني فرزندانمان می‌برند و موزون و باشکوه بر طبل ادعاي آینده‌نگری می‌کوبند.

فرزندان ما بيش از آن‌که به توجه ما نياز داشته باشند به تأمل ما نياز دارند.

تعليم و تربيت شكوفا و آینده‌ساز، توانايي است كه از درون به سمت بيرون حركت می‌کند و دنياي پيرامون فرد را نه مطابق با مقتضيات بيروني بلكه منطبق رشد دروني فرد می‌سازد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: کتابداری وعلم اطلاعات ودانش شناسی
برچسب‌ها: کتابداری وعلم اطلاعات

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۷ | 7:51 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد