به مناسبت زادروز تولد خسروي آواز ايران
استاد محمدرضا شجريان

در ارغوان و ارغنون
در اين ايام، در اين خاك، در اين مزرعه پاك، از براي حق صحبت، سالهاست كه دولت عشق، بنياد مهر نهاده است و به عنايات منعم در تنعم خلق است، نام حبيب میگوید و سر دلبران در حديث. خوشرو و خوشالحان، گشادهدست و گشادهرو همچون پيامبران، در معنا به روی دل، فراز كرده است و دست رد در تقليد و در حجت زده و آشكارا از جفاي معشوق و معبود سخن میگوید. چون طبيبان به تفقد احوال و سامان دل مجروح صاحب دلان، بند از بند و تار از پود گرهها، به هنر خويش گشوده است.
در خلوت به روي اغيار بسته در ظل خورشيد يار، ناهيدي درخشان است كه در عين حضور قائم به مقام داوود نبي شده است. ني میشکند و شكر میآورد، در ايامي كه دولت ورد آرميده است و صولت برد رسيده است.
صداي داوودي او دولت جاويد يافته است و از دور و نزديك حاجت عاشقان را به لحن بهشتي و از قول مسيح، روا میکند؛ و اینچنین است كه درمییابی ما همه اجزاي آدم بودهایم؛ اما آنان كه به رأی و قياس و اصول خودساخته خويش، متوسل میشوند، تهي و بیکار و بیهنر به طلب نفي جمال برآمده و تشنيعهايي عالمانه را بر بلبلي چنين خوشالحان، محمود و مباح میدانند. پرواضح است كه طريق تهمت و توهين بیسود و بلكه زیانآور و هلاك خيز است؛ و اقتدا به آن، از بیتقوایی است كه صاحب آن را در صراط حق بلغزاند و به بالاترين درجه سوء عاقبت مبتلا سازد.
سخن در اين است كه بااینهمه چرا صداي سخن عشق جاودانه، در اين گنبد دوار بماند؟ اين چه سروشي است كه در حريم عشق بي گفتوشنود بايد شنيد؟ آيا جز اين است كه رمزي در ميان است. كه تا آشنا نگردي زين پرده رمزي نشنوي؟ و در اين آشنايي، حق منصوب دل را از دست تن بازستانده و جان در كسب اين فضايل بسوزد تا همه چشم و گوش شوي.
يافتن چنين ظرفيتي بهتناسب حال و استعداد باطني، حاصل ميراثي است كه در طي گذر زمان از يك نسل به نسل ديگر همافزایی يافته است و اكنون در نقطه اوج خود به اشتياق و گرمي در عشقي ناب چون آینهای، اقوال و احوال اجداد سوخته دل خود را منور ساخته است. او اكنون یکتن نیست با يك نام (محمدرضا)، كه يك شجره است باریشههای عميق در خاك سرزميني كه مردم پاکنهادش همواره در ارغوان و ارغنون بودهاند؛ و در ادب و هنر پيامبر جهانيان. مرحبا بر اين طاير فرخ پي فرخنده پيام كه همچون اجداد سلف خود، منادي صلح و دوستي است.
استاد بیبدیل آواز ايران ازآنرو بیبدیل و ماندگار است كه وجود او محيي به همه منابع اصيلي است كه اجداد او در طلب تعليم و تعلم و تخلق و تأدب، به آداب ادب عارفان در عين اخلاص، مجاهدت ورزیدهاند. بااینهمه اخلاص، اسم اعظم كار خود بكند. كه به تلبيس و ريا، ديو مسلمان نشود. آنجا كه شرابش در مذاق افتاده بود نخستين باده ناب را از چشم مست ساقي به او وام دادند؛ و او "ربنا" گفت و بعد از ذكر خالق هر چه گفته است از مردم گفته است، در ارغوان و ارغنون. پس در عين ادب و احترام و بهپاس قدرداني از سالها مجاهدت عاشقانه و عارفانه، تقديم میگردد به استاد بیبدیل آواز موسيقي سنتي ايران، محمدرضا شجريان.
تو میخوانی و میدانی كه میرانی به لب افسون آن دم ساز قدسي را (حضرت مولانا)
كه بر لبهای او راز هزاران شعله خورشيد جانبخش جهانافروز پنهان است.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تک مضراب
برچسبها: تک مضراب
