افتادهام این روزها...
(ثریا تاج نیا)
افتادهام این روزها...
نه روی زمین...
از چشمهای تو...
خوبشدنی نیست...
این زخم کهنهی ناباور...
نقد و تحلیل
توضیحی کوتاه در تحلیل مفهوم زمان در این شعر ارائه میشود که به ابهام مطرحشده درباره آن (با آوردن نوعی قید زمان، هنگام وقوع رخداد، این روزها معرفی میشود ولی در ادامه مطلب به کهنگی زخم اشاره میشود که نشان از دیرزمان بودن دارد) پاسخ داده شود و معتقدم ابهام طرحشده هوشمندانه است و شایسته است پاسخ تحلیلی و منطقی ارائه شود.
در پاسخ ابهام طرحشده در مورد کلمه "این روزها" قید زمان حال و عدم تناسب آن با مفهوم معنایی کلمه "زخم کهنه" چند نکته قابلتوجه و تأمل است.
1- شاعر کلمات را به استخدام نمیگیرد و آن را مهندسی نمیکند. چیدمان هندسی کلمات منجر به درک فاخر مفاهیم در شعر نمیشود؛ بنابراین کلام موزون و آهنگین ممکن است الزاماً شعر نباشد. ازاینرو به نظر میرسد شعر وابسته به ماهیت مفهوم کلمه است و بهترین نوع چیدمان کلمات، در نظم باطنی آن است که از ضمیر شاعر میجوشد و چنان پاک و زلال است که در اصالت، معرف ماهیت آن است. شعر اگر از بستر ضمیر شاعر نجوشد، شعر نیست.
"خون چو میجوشد منش از شعر رنگی میدهم
تا نه خونآلود گردد جامه خون آلاییی "
2- در شعر اصیل و فاخر، نظم منطقی کلمات قابلمشاهده است و شاعر و یا منتقد باید قادر باشد از روایی و اعتبار نظم منطقی کلمات دفاع کند.
3- در بیان باطنی، نظم منطقی در سه جزء قابلتشخیص است.
الف) روایی صوری
ب) روایی محتوایی
ج) روایی سازه.
مفهوم روایی بر روا و مناسب بودن مفاهیم مستتر در شعر تأکید میکند. روایی منجر به اعتبار و پایایی شعر میشود. ایراد مطرحشده به شعر موردنظر، متوجه بخش روایی صوری یا ظاهری شعر است و دو بخش روایی محتوایی و روایی سازه مورد ابهام نیست.
به نظر من شعر موردبحث، در سه جز صوری، محتوایی و سازه دارای روایی است. همچنین ابهام مطرحشده هوشمندانه است و شایسته است تا با توجه به اصالت شعر در تحلیل دو بخش روایی محتوایی و سازه پاسخ روشنگرانه و منطقی به ابهام طرحشده داده شود. من سعی خواهم کرد با استفاده از روش تحلیل گفتمان، مختصر اشارهای به پاسخ ابهام طرحشده بنمایم.
در مورد کلمه "این روزها" قید زمان حال و عدم تناسب آن با مفهوم معنایی کلمه "زخم کهنه" با استفاده از روایی محتوایی و روایی سازه، روایی صوری شعر قابلاثبات است.
به لحاظ روایی محتوایی، کلیت محتوای شعر یکپارچه و منسجم است. دو کلمه کلیدی "زمین" و "چشم" در میانه و وسط شعر قرارگرفته است و مفهوم یکدیگر را کامل میکنند. زمین گرد است و چشم مدور است. زمین قدمت دارد و چشم قداست دارد. زمین پاک است و چشم خاستگاه نجابت و پاکی است. زمین بستر آسمان است و چشم رو به آسمان دارد. کلمه "این روزها" از بستر زمین به سمت چشم، حرکت طولی دارد و در خانه چشم جای میگیرد. "این روزها" اشاره به آرزوهای شاعر دارد که در روز و روشنایی امیدبخش، درحالیکه حرکت امیدوارانه است. رواق منظر چشم، آشیانه آرزوها است.
"رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست."
كلمه "این زخم کهنه" همهی بار معنایی شعر را در مواجهه منطقی میان آرزوهای شاعر (کلمه این روزها) و ارتباط آن با "زمین و چشم"، در محتوا، بهدرستی و مناسب (روا) در خود جایداده است. ازاینرو شعر دارای روایی محتوایی است. "این روزها" همین روزهایی که وصفالحال است (اشاره به روزهای پیش رو و زمان حال) در زخم کهنهای به قدمت زمین و نجابت و پاکی چشم، بذر امید را میرویاند؛ زیرا با استفاده از اضافه وصفی، کلمه "ناباورانه" در انتهای شعر، مفهوم "این روزها" که متعلق به زمان حال است را به مفهوم "زخم کهنه" پیوند میزند.
روایی سازه و بنمایه ساخت درونی شعر در ارتباط با ماهیت مفاهیم مرتبط با کلمات "زخم کهنه" و "این روزها" بهروشنی قابلدرک است. شعر روایی سازه دارد؛ زیرا قابلیت آن را دارد تا در تحلیلی چندجانبه بهوسیله واکاوی عناصر مفهومی، ارتباط طولی (تسلسلی) میان مفهوم زمان حال در کلمه "این روزها" و زمان گذشتهی دور را در کلمه "زخم کهنه" ایجاد کند.
محور ارتباط، کلمه "ناباورانه" است که به زخم کهنه اضافهشده است و ماهیت خود را در توصیف زمان حال دقیقتر توضیح میدهد.
بنابراین محتوای شعر قابلیت آن را دارد تا ابهام موردنظر را منطقاً پاسخ دهد.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل شعر
برچسبها: نقد و تحلیل شعر
