بلوغ انسان قبل یا بعد از عاشقی
گفتگو
حمید ژیان پور: انسان وقتی عاشق میشود، بالغ میشود...
سادات هاشمی: عشق واقعی، نشانه بلوغ است و آمادگی برای پذیرش دیگری و مهمتر آمادگی بخشیدن عشق وجودی خود به دیگری و از خود گذشتن برای دیگری و شریک شدن در همهچیز با او.
حمید ژیان پور: برخی معتقد هستند: انسان وقتی بالغ میشود، عاشق میشود...
سادات هاشمی: من هم همین اعتقاد را دارم.
حمید ژیان پور: در این صورت به نظر میرسد عشق بیان رابطهای برابر میان مرد و زن است.
سادات هاشمی: انسان به یکدرجهای از بلوغ فکری و احساسی و ... که میرسد، عاشق میشود، چون عاشق باید توانایی پذیرش ازخودگذشتگی را داشته باشد، بنابراین به یک بلوغی باید رسیده باشد. البته قبول دارم که این بلوغ بعد از عاشقی، حتماً کامل خواهد شد و به کمال خواهد رسید. منظورم از بلوغ، در حد کمال نبود.
حمید ژیان پور: اولین مرحله از بلوغ عاطفی اینگونه اتفاق میافتد. رابطه بین زن و مرد در متن اولین مرحله بلوغ عاطفی، منجر به آرامش یکدیگر نمیشود و معمولاً منجر به ایجاد تنش میگردد.
سادات هاشمی: من قبول دارم که شروع عاشقی با تنش است و بعد که بلوغ بهتدریج کامل میشود به آرامش ختم خواهد شد؛ اما به نظر من این بلوغ عاطفی باید از قبل شکلگرفته باشد تا امکان عبور از مرحله تنش، بهدرستی انجام بشود. یک سؤال برایم پیش آمد: شما بلوغ عاطفی را در مرحله عاشقی دیدید؟
حمید ژیان پور: نکته در اینجا است که در شروع عاشقی، علائمی از تنش دیده نمیشود و دریای آرام رابطه میان زن و مرد، در اولین مرحله بلوغ عاطفی بسیار باشکوه و زیبا جلوه میکند. درحالیکه جذر و مد گردش عواطفی که هنوز در اولین مرحله است، منجر به ایجاد طوفان تنش در دریای آرام رابطه میان زن و مرد میشود...
دریای آرام رابطه عاشقانه میان زن و مرد، از جذر و مد (بالا و پایین رفتن عواطف رو به رشد) متلاطم میشود. عواطف رو به رشد بهطور طبیعی منبع ناآرامی هر نوع رابطهای است...
سادات هاشمی: اتفاقاً من فکر میکنم در ابتدا با تنش و غوغا شروع میشود، چون ناشی از یک انقلاب عاطفی در درون افراد است؛ اما این تنش و غوغا، شیرین و جذاب است.
حمید ژیان پور: این در مرحله قبل از رابطه است که زن و مرد هریک بهتنهایی و در تجرد، رابطه مشترک را عمیقاً تجربه عینی نکردهاند، اتفاق میافتد. ازاینرو رفتن به سمت رابطه وسیله فرو کاستن از تنش است. عواطف رو به رشد در زن و مرد از یک مسیر عبور نمیکند. مردها عواطف را از مسیر سیاست و زنها عواطف را از مسیر هنر عبور میدهند... ازاینرو زنها میاندیشند که مردها چندان قابلاعتماد نیستند... درحالیکه مردها میاندیشند، زنها بسیار پیچیده و غیرقابلکشف هستند. ظرافت رابطه میان زن و مرد از تقابل میان سیاست و هنر به وجود میآید.
سادات هاشمی: بله و من میگویم منطق و عشق.
حمید ژیان پور: در اولین مرحله از بلوغ عاطفی رابطه زن و مرد، هر دو مبهوت رشد طبیعی سیاست و هنر میشوند. طوفان تنش در این اولین مرحله، با خودبینی مرد در سیاست و خودبینی زن در هنر آغاز میشود.
سادات هاشمی: برای همین. من معتقدم که اگر از قبل عاشقی، به درصدی از بلوغ عاطفی رسیده باشیم، گذر از این مرحله بهتر انجام میگیرد.
حمید ژیان پور: مردان باهوش و سیاستمند و همچنین زنان هنرمند، بیشتر و عمیقتر در خودبینی غرق میشوند. بلوغ عاطفی رشد طبیعی دارد و نمیتوان رشد آن را پیش از موعد تسریع کرد. زن و مرد بهطور طبیعی در تنش رابطه قرار خواهند گرفت. مهم درک ماهیت تنش است. راهکارهای حل تنش چیست و چگونه است؟
سادات هاشمی: بلوغ عاطفی از دید من، رسیدن به مرحلهای از شناخت درونی خود فرد است که بتواند قدرت پذیرش از خود گذشتن به خاطر دیگری و قدرت بخشیدن از خود به دیگری و برای او را داشته باشد.
حمید ژیان پور: رسیدن به این مرحله ("مرحلهای از شناخت درونی خود فرد که بتواند قدرت پذیرش از خود گذشتن به خاطر دیگری و قدرت بخشیدن از خود به دیگری و برای او را داشته باشد") بهطور طبیعی و در متن رابطه انجام میشود.
سادات هاشمی: یعنی بلوغ بعد از عاشق شدن.
حمیدژیان پور: بله. در این صورت چرا من معتقدم وقتی انسان عاشق میشود بالغ میشود؟
بیاندیشیم...
سادات هاشمی: اما من همچنان به بلوغ قبل از عاشقی همفکر میکنم، درحالیکه به ادامه و کامل شدن این بلوغ به بعد از عاشقی هم معتقدم.
شهین راکی: باید پیشزمینهای باشد. یعنی انسانی که به بلوغ فکری اول رسیده باشد با عشق و بلوغ آن راحت کنار خواهد آمد و آن موقع مرحله کمال در عشق، پیش میآید.
حمید ژیان پور: پیشزمینه در متن طبیعی رشد بهعنوان استعداد بالقوه درونی، وجود دارد.
شهین راکی: ممکن است برای همه وجود نداشته باشد.
حمید ژیان پور: پیشزمینه درونی رشد، منجر به حرکت طبیعی رشد میشود.
شهین راکی: بلوغ فکری خیلی مهم است.
حمید ژیان پور: سخن از استعداد بالقوه درونی است و ممکن نیست که در انسان به ماهو انسان، چنین استعدادی بهطور طبیعی وجود نداشته باشد.
شهین راکی: استعداد بالقوه است ولی ممکن است رشد و نمود خود را نکرده باشد.
حمید ژیان پور: استعداد منجر به رشد میشود. این یک رابطه درونی میان دو متغیر به نام استعداد درونی و محیط بیرونی است. هرکجا استعداد باشد، رشد نیز وجود دارد.
شهین راکی: چگونه است گاهی بچههایی که استعدادهای ذاتی بسیار بالا دارند، در عشقهایشان درمیمانند حالا عشق به هر چیزی. من به اینکه عشق انسان را به کمال میرساند موافقم ولی درصورتیکه انسان به بلوغ فکری رسیده باشد.
حمیدژیان پور: توجه بفرمایید. مردان باهوش و سیاستمند و همچنین زنان هنرمند، بیشتر و عمیقتر در خودبینی غرق میشوند.
شهین راکی: منظور من هم همین است.
سادات هاشمی: دقیقه، بالفعل درآوردن استعداد مهم است.
حمیدژیان پور: استعداد بهطور طبیعی مسیر بالفعل شدن را پیش میگیرد. بالفعل شدن مهم نیست جهت آن مهمتر است.
سادات هاشمی: آیا شما معتقد هستید که هر چیزی که ذاتی وجود انسان باشد، نیاز به ایجاد زمینه برای رشد و شکوفایی آن وجود ندارد؟
حمید ژیان پور: زمینه همیشه وجود دارد، زیرا ما محکوم به جبر محیط هستیم.
سادات هاشمی: با احترام، من قبول ندارم.
شهین راکی: ولی متأسفانه چه استعدادهای نابی که به بیراهه میرود و همینها هستند که با عاشق شدن بجای کمال به جنون کشیده میشوند، جنونی آشکار.
حمید ژیان پور: استعداد درونی، زمینه مناسب بیرونی را بهطور طبیعی انتخاب میکند؛ اما اینکه انتخاب درست و مناسب باشد نیازمند علم، تجربه، هدایت و راهنمایی است.
شهین راکی: بله. معلم خیلی مهم است.
حمید ژیان پور: زمینه یعنی محیط بیرونی که ما را بهطور طبیعی و الزاماً احاطه کرده است.
شهین راکی: منظور از محیط بیرونی چیست؟
حمید ژیان پور: محیطی که ما را احاطه کرده است. مثلاً چه انگیزهای منجر به مشارکت و حضور شما در گروه شده است. وجود محیط عینی گروه که انگیزه درونی شما را برای نوشتن برمیانگیزد.
شهین راکی: ولی این محیط همیشه برای همه مشابه هم وجود ندارد.
حمید ژیان پور: قبلاً عرض کردم، استعداد افراد، زمینه محیط بیرونی را مییابد.
"پری رو تاب مستوری ندارد
در ار بندی سر از روزن درآرد"
سادات هاشمی: زمینه بیرونی بکر است، به نظر من برای شکوفایی و رشد بایستی آمادهسازی شود و زمینه فراهم گردد.
حمید ژیان پور: آمادهسازی از درون انجام میشود زیرا وظیفه استعداد سازگاری درونی فرد با محیط بیرونی است. در روانشناسی تعریق هوش نیز، سازگاری محیط درونی فرد با محیط بیرونی است بهگونهای که منجر به رشد طبیعی فرد بشود.
شهین راکی: به نظر من اینجا استعداد همان بلوغ فکری است. بااستعداد نهفته و به بار ننشسته و یا به بیراهه رفته فرق میکند.
حمید ژیان پور: شما میوه استعداد را مینگرید. ریشه استعداد را نگاه کنید.
آقای پور انتظاری: استعداد انگیزه میخواهد. اگر عشق فرهاد به شیرین نبود او هیچگاه استعداد کندن کوه را پیدا نمیکرد. بسیاری از استعدادها چون انگیزه کم داشت یا تشویق نشد، از بین رفت.
شهین راکی: همان فرهاد هم به بلوغ فکری رسیده بود که از عشق آتشینش بهره جست. حتماً انسان باکمالی بوده است.
آقای پور انتظاری: کاملاً با نظر شما موافق هستم. همان کمال روحی باعث شد دست به چنان کار مهمی بزند.
شهین راکی: عشق یک موهبت الهی است که در درون انسان نهادینهشده و ما آن را بنا به نیازمان به جنس مخالف اطلاق میکنیم و گاهی فکر میکنم شدت و ارزش عشق در روح انسان بهقدری بالاست که چه خوب میشد از نیازهای جسمانی مجزا باشد.
آقای پور انتظاری: اما عشق باید خویشتن را در مظهری نمایان سازد. عشق مجرد مانند نان پختن بدون آرد است. عشق به وطن، عشق به هم نوع، عشق به فرزند و... حکم خمیرمایه را دارد که میتوان در تنور تن، آن را پخت.
شهین راکی: صد در صد خود را در مظهری نمایان میسازد. اگر اینگونه نباشد حتماً وجود ندارد و این دیگر برمیگردد بهاتفاق روزگار و بینش و سلیقهی فرد.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
