فیلسوف و نابغه
(آقای پور انتظاری)
بروس لی علاوه بر استادی کنگفو، استاد فلسفه در دانشگاه هم بود وی میگفت: کار فیلسوف آن است که مفاهیم ساده را آنقدر بپیچاند که خودش هم نفهمد. کار نابغه آن است که پیچهای آن فیلسوف را باز کند تا همه متوجه شوند موضوع چیست.
نقد و تحلیل
اجازه بدهید تا تعریف و دیدگاه آقای "لی" از فلسفه را تحلیل و پیرامون آن کمی تأمل کنیم. نخست این فرض را میپذیریم که آقای "لی" بر روی مفهوم فلسفه مبتنی بر دانش و مبانی نظری آن اظهارنظر کردهاند؛ بنابراین دیدگاه ایشان را مورد تأمل و بررسی قرار میدهیم. آقای "لی" معتقد است:
"کار فیلسوف آن است که مفاهیم ساده را آنقدر بپیچاند که خودش هم نفهمد، کار نابغه آن است که پیچهای آن فیلسوف را باز کند تا همه متوجه شوند موضوع چیست"
در این مورد پرسشهای من متوجه محتوای متن خواهد بود. براساس محتوای متن، نخستین پرسش این است که یک نابغه (مطابق با تعریف آقای لی) چگونه پیچیدگیهای فلسفه را با نبوغ خود بازگشایی میکند؟ به لحاظ روششناسی چه نوع روش و متدلوژی را برای مواجهه با پیچیدگی مفاهیم فلسفی به کار میگیرد؟ آیا فرآیند استفاده از متدولوژی، مبتنی بر درک پیچیدگی و مواجهه علمی مبتنی بر مبانی فلسفی است یا مبتنی بر مبانی نبوغ فردی است؟ اگر مبتني بر نبوغ فردی است چگونه میتواند بهعنوان روش علمی روایی و پایایی داشته باشد؟ روایی و پایایی روشهای نبوغ فردی در علم چگونه تأیید میشود؟ درصورتیکه به نظر میرسد هیچ روش و متدولوژی فردی در بررسی و واکاوی مفاهیم علمی برای حل و ساده کردن، وجاهت علمی ندارد چگونه نوابغ قادر هستند تا پیچیدگیهای مفاهیم فلسفی و نه ریاضی و یا هر چیز دیگری را رمزگشایی کنند، جز با روشهای پیچیده فلسفی؟ در این صورت آیا نوابغ خود فیلسوفانی نیستند که به درک شکوه و عظمت پیچیدگی، نائل شدهاند و در دریای مفاهیم پیچیده فلسفی شنا کردهاند و گستره آن را عمیق و باشکوه یافتهاند؟ اینکه نوابغ تصویری کلی از دریای عظيم و عمیق فلسفه آنگونه که برای درک ساده ما قابلفهم باشد ارائه كنند، به معنی درک عظمت شکوه پیچیدگی و عمق دریای فلسفه است؟
نوابغ در رمزگشایی پیچیدگیها اهتمام دارند اما آیا فهم عظمت پیچیدگی، در فهم ساده آن است؟ اگر اینگونه است همه علم مدیون نوابغ و نبوغ آنان است درحالیکه علم بهوسیله روش مرحله به مرحله پژوهشهای آزمایشگاهی و میدانی در بازآزمایی متغیرهای مورد بررسی با احتمال در نظرگرفتن خطا در اندازهگیری کمی و نیز استفاده از روشهای پژوهش کیفی در تحلیل محتوای متون، توسعهیافته است؛ بنابراین مبتنی بر دیدگاه آقای "لی" و طرفدارانشان، پرسش اصلی این است که آیا روش نوابغ در رمزگشایی پیچیدگیها، علمی و قابلاعتماد است؟ آیا فلاسفه که در معنی لغوی آن یعنی دوستدار دانش، با پیچیده کردن و اضافه کردن بیفایده محتوای دانش، دشمن دانش هستند و نوابغ نجاتبخش آن؟
کمی بیاندیشیم...
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسبها: نقد و تحلیل متن
