زنان عاشق آفریده شدهاند یا معشوق؟
حمید پور: به این میاندیشیدم: زنان عاشق آفریده شدهاند یا معشوق؟
سادات هاشمی: زنان معشوقانی عاشقاند که وجودشان را با عشق سرشتهاند و چون عشق را از آنان گرفتی، دیگر کسی بنام زن وجود نخواهد داشت.
حمید ژیان پور: یعنی عاشق معشوق بودن هستند؟
سادات هاشمی: هم عاشق و هم معشوق، عاشق معشوقاند و معشوق عاشق.
حمید ژیان پور: در این صورت زن تنها است. درحالیکه مفهوم عشق با تنهایی سازگار نیست.
شهین راکی: دنیا زنیست عاشق که تمامی ندارد.
حمید ژیان پور: عاشق معشوق و معشوق عاشق همهچیز را در آینه نگاه درون خویش میبیند و مییابد. ازاینرو از او شروع و به او ختم میشود. این یعنی تنهایی.
سادات هاشمی: آیا مرد تنها نیست؟ به نظر من انسانها همه در درون خود تنهایند، اما عشق چه در لباس عاشق و چه معشوق، بهتنهایی آدمها معنایی خاص میبخشد.
حمید پور: به نظر میرسد انسان تنها، قابلتصور نیست؛ زیرا تنهایی احدیت است و احدیت یعنی بینیازی. انسان بینیاز هرگز شعر نمیگوید. هرگز ملودی خلق نمیکند و هرگز عاشق نمیشود.
زنان عاشق آفریده شدهاند یا معشوق؟
سادات هاشمی: اما به نظر من هست، من اینطور احساس میکنم که همانطور که خدا خود عشق است، عشق را در انسان نیز سرشت و همینطور تنهایی را، فکر میکنم هر آنچه در وجود آفریدگار است در وجود ما نیز هست، اما در وجود خدا کامل است.
شهین راکی: انسان همواره تنهاست وقتی خواهان چیزی باشد، غم را تنها میخورد و لذت در وجود تنهایش نهادینه میشود. میشود با او همدردی کرد تاکمی سبکتر شود یا در شادیاش شرکت کرد تا شادیاش لذتبخشتر شود. ولی خدا انسان را در تنهایی خود آفرید.
سادات هاشمی: انسان چون تنهاست به دنبال عشق میرود، عشقی که در وجودش گذاشته شده است؛ بنابراین شعر میگوید و آواز میخواند و ...
حمید ژیان پور: آیا احساس تنهایی معرف تنهایی است؟ آیا احساس تنهایی نمیتواند معرف این باشد که انسان موجود تنهایی نیست و برای رسیدن به کمال محبوب تلاش میکند؟
سادات هاشمی: احساس، بهتنهایی معرف تنهایی نیست. چیزی فراتر از احساس است.
سهیلا ورودی: زن گاهی عاشق و گاهی معشوق است و میتوان گفت کاملکننده عشق است.
شهین راکی: انسان در جسم تنهاست با احساسهایش تنهاست. به نظر من انسان در برزخ است. چون تنهایی هم باعث رنج است برای او و هم گاهی باعث آرامش و خدا تنها وجودی است که میتواند یار کامل و خوبی برای او باشد و خدا یعنی اعتدال و داناییای که ما را از برزخ نجات میدهد.
حمید ژیان پور: من در مفهوم تنهایی انسان مشکوک هستم.
سادات هاشمی: انسان برای رسیدن به تعالی همواره در تلاش و رنج است، برای همه آنچه در خداوند کامل است و در وجود او ناقص، مثل عشق، مثل تنهایی و ...
حمیدژیان پور: من میاندیشم احساس تنهایی، معرف تنهایی انسان نیست. به نظر من احساس تنهایی معرف تلاش مضاعف انسان در انجام تکالیفی است که مسیر او را دررسیدن به عشق، طولانی میکند. انسان ازآنرو که انسان است مکلف است؛ اما عشق تکلیف نیست.
شهین راکی: عشق تکلیف نیست. موافقم. ولی انسان مکلف است.
حمید ژیان پور: من میاندیشم، تنهایی با عشق جمع نمیشود. عشق معرف تنهایی انسان نیست.
شهین راکی: خداوند بافکر و تخیل بار زیادی بر دوش انسان گذاشته و این انسان را هم مکلف کرده و هم عاشق و هر کس بهتنهایی این بار را بر دوش دارد. پس انسان تنهاست.
سادات هاشمی: عشق، تکلیف نیست، عشق در ذات آدمیست و بیعشق که انسان زنده نیست. عشق بهتنهایی، معنایی متفاوت میدهد، اما تنهایی انسان را برطرف نمیکند.
شهین راکی: موافقم. البته زنده نه به مفهوم نفس کشیدن.
حمید ژیان پور: بار امانت عشق بر دوش فردیت انسان نیست تا فرد در فردیت خود تنهایی را درک کند. عشق با فردیت یکجا جمع نمیشود. بار غم عشق بر دوش انسانیت است نه فردیت و انانیت. ازاینرو انسان به ماهو انسانیت (نه فردیت)، تنها نیست.
شهین راکی: شما فرمودید بار غم عشق و این غم نشان از تنهایی دارد.
خانم درنا: عاشق و معشوق اینجا بر مبنای علم کلام، عاشق، فعال، معشوق، مفعول، غلط معنی میشود والا عاشق و معشوق یکیاند. مثلاً من همانطور که عاشق توأم، قاعدتاً تو هم باید عاشق من باشی. معشوقی اگر هست برای هر دو است.
سادات هاشمی: پس چرا اینقدر عشق یکطرفه وجود دارد، نمیشود گفت اگر من عاشق تو هستم، تو هم عاشق من هستی.
استاد ژیان پور: آیا احساس بیپولی دلیل برداشتن پول است یا نداشتن پول؟ به نظر میرسد کسی که احساس بیپولی دارد به دنبال وضعیت قبل از بیپولی است (داشتن پول)؛ بنابراین احساس بیپولی احساسی است که منطبق بابی پولی نیست.
حمید ژیان پور: عشق با فردیت یکجا جمع نمیشود؛ زیرا فردیت ظرف است و عشق محتوا یا مظروف. جنس این دو یکی نیست. انسان عاشق انسانی است که تنها نیست. من میاندیشم و چون انسان به ماهو انسان عاشق است؛ بنابراین انسان تنها نیست.
خانم درنا: عشق فردیت نمیشناسد...
حمید ژیان پور: احساس تنهایی معرف تنهایی نیست. به نظر من احساس تنهایی معرف تلاش مضاعف انسان در انجام تکالیفی است که مسیر او را دررسیدن به عشق، طولانی میکند. انسان ازآنرو که انسان است مکلف است؛ اما عشق تکلیف نیست.
خانم درنا: دنیای عاشق (که معشوقی نیست، هر دو عاشقاند) همه جور واژن، مرد به زن، زن به زن و مرد به مرد و شاید آینده مرد یا زن به حیوانات مختلف دارد.
سادات هاشمی: عاشق تنهاست و باز معتقدم که عشق فقط بهتنهایی ما معنایی متفاوت میدهد، تنهایی همیشه هست، ظرف تنهایی هست و فقط داخل آن عشق ریخته میشود.
خانم درنا: عاشق ازنظر علم اخلاق کسی است که به علایق خودش فکر نکند. به علایق طرف مقابلش نگاه کند. مثلاً اگر یک (هرکدام میتواند باشد) نفرشان از دیگری بخواهد دور شود، بلافاصله باید دور بشود، والا او عاشق خودش است. از خود خارج شدن و او را دیدن و از وضعیتش مطلع باشد و برای او جان بدهد.
سادات هاشمی: احساس، تنها معرف تنهایی نیست.
حمید ژیان پور: ظرف فردیت و انانیت با عشق پر نمیشود؛ زیرا گنجایش محتوای اصیل عشق را ندارد.
سادات هاشمی: پر نمیشود، برای همین انسان تنهاست.
حمید ژیان پور: پاسخی کوبنده دادید. بسیار خوب. توجه کنید. عشق تکلیف نیست تا انسان مکلف به پر کردن ظرف انانیت خود باشد ازاینرو انسان از انانیت میگریزد و به نشانههای تنهایی و احساس آن بیاعتنایی میکند تا در مسیر عشق که یک جریان جاری است و نه تکلیف، قرار بگیرد.
روانشناسی انسانگرا امروزه درصدد آن است تا احساس تنهایی کسانی را که مدعی تنهایی هستند با استفاده از تمرکز بر غلبه فرد بر احساس تنهایی، درمان کند.
سادات هاشمی: شما از ظرف انانیت و گریز از آن صحبت میکنید ، پس تنهایی را قبول دارید یا نه؟
حمید ژیان پور: احساس تنهایی را قبول دارم و آن را نشانه تنهایی انسان نمیدانم. به مثال بیپولی توجه فرمایید.
سادات هاشمی: اما من تنهایی را فقط احساس نمیدانم.
حمید ژیان پور: شما بیپولی را عین بیپولی میدانید؟ اگر اینطور است که بیپولی عین بیپولی است به این معنی است که بیپولی مطلق وجود دارد و راهی برای جبران آن نیست. درحالیکه احساس بیپولی وجود دارد و این احساس علامت و نشانه است برای رسیدن به وضعیت قبل از احساس بیپولی؛ بنابراین احساس بیپولی نشانه بیپولی نیست.
شهین راکی: مرور کردم. فکر کنم اصل حرف شما این حرف است که محتوایی والا دارد ...
سادات هاشمی: بله استاد، احساس بیپولی، نشانه بیپولی نیست، چون هستند کسانی که باوجود داشتن پول، بازهم احساس بیپولی دارند، مانند انسانهایی که باوجود داشتن عشق، بازهم تنهایند. نمیدانم مثال مناسبی زدم یا نه که منظورم را برسانم.
حمید ژیان پور: این انسانها در اینکه احساس میکنند تنها هستند، تنهایند.
شهین راکی: ولی این هم یک کل است که جزئیاتی وسیع دارد توأم با رنج.
حمید ژیان پور: روانشناسی انسانگرا احساس تنهایی انسان را بهوسیله تصحیح احساس او در مورد احساس تنهایی خویش درمان میکند.
سادات هاشمی: اعتراف میکنم گیج شدم، یک استراحت برای تفکر بدهید دوستان.
حمید ژیان پور: گیج نشدید. حیران شدید. هدف من متحیر کردن شما است. خوشحالم اگر متحیر شدید.
سادات هاشمی: اجازه بدهید بیشتر فکر کنیم بعد دوباره صحبت کنیم، اگر موافقید
حمید ژیان پور: تفکر با تحیر آغاز میشود. شک کن تا شناخت پیدا کنی. در تحیر میمانیم تا بعدها....
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
