در سادگي نوعي پيچيدگي وجود دارد
آقای نجفی: آدمهای ساده را دوست دارم. کسانی که بدیها را باور ندارند و به همه لبخند میزنند.
میتوان ساعتها، آنها را مانند تابلوی زیبایی تماشا کرد، آنها بوی ناب آدمیت میدهند.
استاد ژیان پور: كسي كه درك كرده است بدیها را باور نكند و به همه لبخند بزند، انسان سادهای نيست. اين انسان براي رسيدن بهسادگی قابلفهم، از پیچیدگیهای زيادي عبور كرده است.
آقای نجفی: ساده بودن در اصطلاح عامیانه را گفتم.
استاد ژیان پور: اصطلاحات عاميانه ریشهدار و عميق است. جناب مولوي عمیقترین اصطلاحات را از ميان مردم كوچه و بازار وام گرفت.
آقای نجفی: اصطلاحاتی در محاورهها و صحبتها هست مثل طرف فرزه، چموشه، تیزه یا ساده است.
استاد ژیان پور: دقیقاً همینطور است. شما بفرماييد پيامبران چگونه انسانهایی بودند؟
آقای نجفی: بیشتر از جنس مردم، صافوصادق و بیآلایش.
استاد ژیان پور: بنابراين در این صورت چه نيازي به پيامبر بود؟ مردم خود پيامبر خود بودند.
آقای نجفی: هدف پیامبران راهنمایی برای مردم بود و هرکدام دارای مأموریت خاص.
استاد ژیان پور: راهنما بهسوی صداقت و سادگي و راستي...؟ خب، مردم عوام كه اینگونه هستند.
آقای نجفی: و شاید هم نیستند.
استاد ژیان پور: نكته همینجا است.
باهم بينديشيم كه در سادگي نوعي پيچيدگي براي درك سادگي وجود دارد كه منتهي به نتيجه صداقت و راستي و غيره میشود.
آقای نجفی: مصداقی لطف بفرمایید.
استاد ژیان پور:
" نه هركه چهره برافروخت دلبري داند
نه هركه آينه سازد سكندري داند"
مصداق آن شخص پيامبر اكرم (ص) و يا شخصيت متعالي و نمونه انسان كامل حضرت علي (ع) است.
حضرت علي فرمودند من در سياست از معاويه ابن ابوسفيان جلوتر هستم اما مايل نيستم از آن استفاده كنم.
آقای نجفی: خب، بقیه پیامبران هم دارای شخصیتهای متعالی و برگزیده بودند، ضمن اینکه در دو شخصیت بالا ازلحاظ تعالی شکی نیست.
استاد ژیان پور: سخن بر سر شخصیتها نيست. سخن بر سر اين است كه سادگي آيا عين سادگي است؟ من معتقدم سادگي نتيجه پيچيدگي است.
آقای نجفی: من هم سادگی را در سادگی میبینم.
استاد ژیان پور: بنابراين در صداقت، راستي و صفات نيكو مقدار زيادي پيچيدگي وجود دارد كه توسط فردي كه متصف به اوصاف آن است درك شده است.
آقای نجفی: پیچیدگی برایم مثل کلاف میماند. باید دنبال ساده کردن آن باشم.
استاد ژیان پور: سادگي مساوي و نتيجه سادگي نيست. براي ساده كردن نياز به اسباب و لوازم شناخت داريد و شناخت امر سادهای نيست.
آقای نجفی: شناخت بله. ببینید بهعنوانمثال مطلبی را میفرستم، بعضی زود مقصود و هدفم را دریافت میکنند؛ اما شما همین مطلب را دارای زوایای مختلف میبینید؛ و حق هم همین هست. حالا اگر شما همین مطلب را به چالش بکشید ممکن است برای بعضی مثل خودم قابلفهم نباشد؛ و برای فهم مطلب احتیاج به باز شدن مطلب بهطور سادهتر برای خودم دارم.
استاد ژیان پور: براي ساده كردن میتوان از مثال و مصداق استفاده كرد؛ اما اين اولين مرحله رسيدن بهسادگی است. انسان علاقهمند كه در تحير و تأمل به سر میبرد به اين اولين مرحله بسنده نمیکند و مراحل بعد را براي طبقهبندی و مقايسه مفاهيم با يكديگر نيز طي میکند. وقتي كسي شمارا با توضيح و تبيین ساده با استفاده از مثال و مصداق به سطحي از فهم و درك مطلب نزديك میکند كه شما اقناع میشوید. در اين صورت او شمارا از فهم عمیقتر و حکیمانهتر موضوع كه میتواند دامنه فهم آن توسط شما گستردهتر و عمیقتر بشود بازداشته است. اين نوع علم را علم اقناعی میگویند. اين نوع علم، ابزاري براي كشف و شهود و تأمل و تفكر در اختيار انسان قرار نمیدهد.
آقای نجفی: بیشتر دنبال سادگی در فهم مطلب هستم.
استاد ژیان پور: تبيین ساده اولين مرحله فهم است كه بابیان مصداق و مثال ساده آغاز میشود و بيشتر متأسفانه در همين مرحله ختم میشود.
آقای نجفی: خب، شاید برداشت اشخاص نسبت به مطلب ارسالی شما در پیچیدگیهای آن باشد.
آقای نجفی: شاید انتظار خودم این باشد که با سادگی میتوانید دوستان را اقناع کنید.
استاد ژیان پور: من و اقناع. هرگز. حاشاوکلا. به خداوند پناه میبرم...
آقای نجفی: خب همین خداترسی نشانه خلوص شما در نوشتار است.
استاد ژیان پور: میبخشید سوءتفاهم نشود. من معتقدم اقناع كار شيطان است.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
