متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

انسان‌ها را به انسان بودنشان بخواهید

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

انسان‌ها را به انسان بودنشان بخواهید

انسان‌ها را به انسان بودنشان بخواهید

(مجله ژوان)

شما چقدر از پوشش و ظاهر انسان‌ها قضاوت می‌کنید؟ و حتی شاید آن‌ها را پس می‌زنید؟

انسان‌ها را به شعور و شخصیت و اصالت آن‌ها بشناسید نه به لباس ظاهری. انسان‌ها را به انسان بودنشان بخواهید.

انسان‌ها به میزان حقارتشان دروغ می‌گویند تا حقارتشان را جبران کنند! و به میزان فرهنگشان اعتماد می‌کنند!

هرچه فرهنگشان غنی‌تر باشد بیشتر به دیگران اعتماد می‌کنند.

به میزان هویتشان عاشق می‌شوند! هرچه هویتشان عمیق‌تر در عشقشان وفادارتر. به میزان کمبودهایشان آزارت می‌دهند و‌ به‌اندازه درکشان می‌فهمند... 


 

 نقد و تحلیل

استاد ژیان پور: من در تحلیل و نقد متون به ایرادگیری نمی‌اندیشم و آن را هدف خود نمی‌دانم. اساساً ماهیت تحلیل، مبتنی برسازه مفهومی گزاره متن است و درصورتی‌که در تحليل و نقد مبتني بر شواهد مستدل و منطقي روایی روابط درون ‌متن، باشد، آنچه ارائه خواهد شد، خارج از مفاهیم وابسته به درون ‌متن نخواهد بود؛ بنابراین به نظر می‌رسد ذهن منتقد به‌طور منسجم، منطقی و نظام‌مند به بازشناسایی ارتباط منطقی عناصر درون متن می‌پردازد و تحلیل را از تجزیه عناصر سازه متن آغاز می‌کند. تجزیه عناصر درونی متن، شواهد درونی از روایی و پایایی مفاهیم تشکیل‌دهنده سازه متن ارائه و میزان انسجام و پیوستگی درونی مفاهیم را آشکار می‌کند. روایی درونی، نشان می‌دهد کلمات تا چه اندازه مناسب و روا انتخاب‌شده است و معرف روابط منطقی مفاهیم متن است. مفاهیم منطقی، معرف پایایی درونی متن نيز است زیرا محتوا باید تا آن اندازه پایا باشد که درک افراد مختلف را دچار سوءبرداشت نکند. در متن فوق که به منبع آن با عنوان "مجله ژوان" اشاره‌شده است. به انسان و کنش او با محیط پرداخته و در مورد اصالتشان و شخصیت هر انسان در رفتار و کنش متقابل او با محیط مبتنی بر درک او از بن‌مایه مفاهیم غنی انسانی پرداخته است و رابطه مستقیم و مثبت میان مفاهیم غنی انسانی و کنش با محیط را نتیجه غنای شأن و شخصیت انسان دانسته است. این نوع نتیجه‌گیری مغالطه‌ای است که به جهت روش‌شناسی دچار ضعف جدی است زیرا میان مفاهیم غنی درونی و محیط بیرونی، رابطه جهت‌دار، مستقیم و مثبت، نشان‌دهنده سوء­گیری درنتیجه است که منجر به قضاوت شتاب‌زده و غیر عالمانه می‌شود.

این‌که انسان‌ها "هرچه فرهنگشان غنی‌تر باشد بیشتر به دیگران اعتماد می‌کنند." و یا "به میزان هویتشان عاشق می‌شوند! هرچه هویتشان عمیق‌تر در عشقشان وفادارتر" و همین‌طور "به میزان کمبودهایشان آزارت می‌دهند و‌ به‌اندازه درکشان می‌فهمند..."

در مورد کارکرد، مفاهیم غنی درونی در ارتباط با کنش آن با محیط حکم صادر می‌کند و به‌این‌ترتیب کیفیت کمیت ناپذیر (مفاهیم غنی درونی) را کمیت‌پذیر و توصیف‌پذیر می‌کند. نتیجه آن‌که انسان را موجودی وابسته و متأثر از محیط، ارزیابی و او را چندان عمیق و غنی نمی‌داند که قادر باشد ساختار را در تغییر وضعیت درک درونی خویش در مقابله با جبر محیط بکار بگیرد. در این صورت جبر محیط رفتار او را شکل داده و نوع متعالی‌تری از رفتار حیوان را در شرطی شدن با محیط نشان می‌دهد. با توجه به بریده متن، ممکن است تحلیل دقیق‌تر، شواهد منطقی‌تری را از روابط درونی مفاهیم متن نشان بدهد. بااین‌حال آنچه مورد تحلیل قرارگرفته است با توجه به محتوای ارائه‌شده، در روایی و پایایی مفاهیم، دچار ضعف جدی است.

ثریا تاج نیا: آدم‌ها هر چه از مرحله‌ی خودشیفتگی به مرحله‌ی خود­شکوفایی می‌رسند بیشتر عاشق می‌شوند. بیشتر به دیگران اعتماد می‌کنند. بیشتر سعی می‌کنند تکیه‌گاه باشند و بیشتر به تهذیب نفسشان اهمیت می‌دهند. خود­شکوفایی یک مرحله از زندگی انسان هست که بعد از مرحله‌ی خود درگیری، نصیب انسان می‌شود. خود­درگیری همان دنیای مادی و دادوستد گونه به زندگی نگاه کردن است. بعد از مدتی این نیاز و غریزه‌ی خود­درگیری که تمکین می‌شود، انسان به مرحله‌ی خودشکوفایی می‌رسد؛ که دنیایی متفاوت با دنیای قبلش است. بی‌هیچ تعلق‌خاطری عاشق آدم‌های اطرافش می‌شود. بی‌هیچ نگاه دادوستد گونه‌ای می‌بخشد. بی‌هیچ توقعی می‌بخشد و این حس زیباترین حس آدمی است که بعد از مرحله‌ی برطرف شدن نیازهای جسمانی نصیب انسان می‌شود. البته نباید توقع داشت که همه به مرحله‌ی خودشکوفایی برسند چون خیلی از ما در همان مرحله‌ی خود­درگیری متوقف می‌شویم.

استاد ژیان پور: در متن مورد تحليل، نگاه دادوستد وجود دارد.

آمنه ابراهیمی: متن ارسالی را تا این حد پیچیده نمی‌بینم. این متن را باید حاوی پیام‌هایی دید که در پس‌زمینه خود و بستر پدیداریش عناصری را به‌نوعی به چالش کشیده است. با توجه به این‌که بستر اجتماعی فرهنگی که موجب پدیداری چنین پیامی است یعنی روزگار امروز ما پر است از بی‌اخلاقی‌ها و نگرش‌های سطحی که زندگی‌ها و روابطی را از هم می‌گسلد؛ بنابراین در چنین شرایطی پیام‌های اخلاقی و روان‌شناسانه به‌نوعی رویکردهای انسانی و نگرش‌های عمیق‌تری را در خود جای می‌دهند. پیام متن ارسالی در هر سطر این است که انسانی‌تر و معنوی‌تر زندگی کنیم. افزون بر این‌ها فارغ از این‌که بیندیشیم هویت و فرهنگ و مفاهیمی ازاین‌دست چه گستره معنایی دارند می‌توانیم به پیام فرستنده تکیه کنیم که اتفاقاً اگر قضاوت هم می‌کند سویه قضاوتش به اخلاقیات و جنبه معنایی زندگی انسانی متمایل است. آنچه در قاموس هر انسان بر کره زمین پذیرفتنی است.

 


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن ، گفتمان
برچسب‌ها: گفتمان

تاريخ : پنجشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۷ | 16:40 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد