زادروز محمود دولتآبادی
(مریم عبدالله پور)
با گل ممد کلیدر، او را شناختم.
کتابی حماسی_تراژیک و پر از نماد و دلالتهای کنایی با آمیزش رئالیسم و رمانتیسم که موجب دیده شدن عناصر حیات در سیر داستان است و شاید بهمانند جنگ و صلح تولستوی در ادبیات روس برای ادبیات ایران گرانسنگ باشد.
اهل روستاهای سبزوار بود. در اوایل جوانی تب بازیگری وجودش را فراگرفت و به عشق نمایش به مشهد کوچ کرد. در تئاتر گلشن شاهد هنرنمایی اصغر قفقازی شد و لذت تماشای خیمهشببازی زندهیاد استاد ماشاالله اسدی نژاد در کوهسنگی مشهد را همچنان در ذهن دارد.
شعلهی عشق بازیگری آنچنان از وجودش زبانه کشیده بود که او را به تهران کشاند و با هنرکده آزاد هنرپیشگی آناهیتا پیوند داد و در فعالیتهای صحنهای و تلویزیونی تئاتر آناهیتا مشارکت نمود. وی بیش از پهنهی هنر، نامآور پهنهی ادبیات است که ذهن خلاق او نهتنها در ادبیات بلکه در تئاتر با تشکیل سندیکای هنرمندان و تنظیم اساسنامهای زیر نظر زندهیاد استاد مصطفی اسکویی گام مؤثری در تاریخ هنر این مرزوبوم است.
فکر روشن او، موجبات سالها زندان و اسارت را برایش فراهم کرد و روحش را زخم زد؛ اما در پشت تمام این زخمها، دردها و حبسها دولت ادب و هنر را به نگین نامش که همانا محمود دولتآبادی است، مزین کرد. زادروزش مبارک.
نقد و تحلیل
ترکیب حماسه و تراژیک و یا رئال و رمانتیسم، منجر به ایجاد و درک دلالتهای زبان نماد و اسطوره و کنایه در داستان نمیشود. به نظر میرسد بازشناسایی عناصر حیات داستان در مؤلفههای زبانشناختی اثر قابلشناسایی است. ضمن اینکه اگر ترکیبی از رئالیسم و حماسه و رمانتیسم در داستان کلیدر در نظر بگیریم در این صورت تألیفی از انگاره و پندار را در ماهیت زبان داستان وارد کردهایم و شناخت عمیقتر مؤلفههای زبانشناختی داستان کلیدر را قربانی درک و دریافت پندار خویش از رئالیسم و یا رمانتیسم و تراژیک در داستان نمودهایم.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل متن
برچسبها: نقد و تحلیل متن
