زندهیاد احمدعلی منتظری

مردی با پیشانی بلند که سیاق میدانست و در سینه گسترده خود، خاطرات "روزگاران سپریشده مردمان سالخورده" را نهفته بود، از میان ما رفت. صدای پای او در گوش جانمان طنین آغاز کلاس درس و شوق آموختن را زمزمه میکرد. مردی که سینهاش گنجینه علم و معرفت بود و به شوق تعلیم و تعلم چالاک و فرحناک چون چشمه میجوشید، آموزگار ما بود. او به ما آموخت تا با صبر و شکیبایی و متکی بر علم و دانش از بطن خطوط، متون قدیمی را از مفاهیم نهفته در آن بگشاییم و بر فهم عمیقتر آن تأمل نماییم. اسناد و تاریخ شفاهی محفل عاشقانه او بود. آن را بهخوبی میشناخت و در شناساندن جایگاه آن از طریق تربیت شاگردان متبحر، جهد بلیغ نمود. تربیتیافتگان مکتب او هر یک متخصصین و متبحرینی هستند که در توسعه، نشر و همافزایی دانش نهفته در متون اسناد و تاریخ افواه (شفاهی) وامدار او هستند. کار او روشنی و گرمی بود. او آتش در خرمنسوختگان عاشق زد.
زندهیاد احمدعلی منتظری در نقطه روشن ذهن و دل شاگردانش همیشه جاودان خواهد ماند. برای تربیتیافتگان او سخت است تا بپذیرند که معلم دیگر در میان آنان نیست درحالیکه شواهد برجایمانده از تعالیم و آموزههای گرانبهای او نشان میدهد که او چراغ راه را برای ادامه مسیر تحقیق و تدقیق در متون اسنادی و تاریخ افواهی (شفاهی) برافروخته است. این چراغ شمس هر روز روشنتر و گرمتر میدرخشد و نام احمدعلی منتظری را پرآوازه و پرافتخار، بر تارک تحقیقات اسنادی، به نیکویی نشان میدهد. آری
"سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند"
سلام و صلوات و تحيت بر روح پاك او كه در تعليم و تعلم عاشقانه و عارفانه و متواضعانه، مجاهدت كرد.
روحش قرين شادي و آرامش ابدي باد.
(حمید ژیان پور)
موضوعات مرتبط: تک مضراب
برچسبها: تک مضراب
