انديشه شاملو
(احمد شاملو)
آنکه میگوید دوستت دارم
خنیاگر غمگینی است
که آوازش را ازدستداده است
ایکاش عشق را
زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
عشق را
ایکاش زبان سخن بود
آنکه میگوید دوستت دارم
دل اندوهگین شبی است
که مهتابش را میجوید
ایکاش عشق را
زبان سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره گریان
در تمنای من.
عشق را
ایکاش زبان سخن بود.
گفتگو
استاد ژیان پور: شاملو عمیقاً معتقد بود که عشق الزاماً زبان سخن ندارد.
"آنکس که میگوید دوستت دارم خنیاگر غمگینی است که آغازش را ازدستداده است" مفهوم خنیاگر غمگین و آغاز، اشاره به چیست؟
نازنین یارمند: فکر میکنم در رابطه با سالگرد خاموشی اسطوره تکرار نشدنی، نیما، پدر شعر نو و ادبیات ایران باشد.
استاد ژیان پور: به نظر من شاملو در شعرهایش به مضمون (در اینجا یعنی اشاره ضمنی) و منظور نمیپردازد برای او مفهوم مهمتر از مضمون است؛ بنابراین به نظر من اشارهای به نیما ندارد.
الهام اسلامی: برای شاملو این فرزانهی گرانمایه بهاندازهی سپیدی خیالش و تفکرش، فضای نقادی باز است. اگرچه اصالت تفکر و تخیل او بر مدار ضد معیار تبیین میشود که اقتضای تفکر پیشقراول و پیش تاز باشد اما او خود بهتر از هر شخص دیگری از نوآوری کلام در سایهی فرم غیر موزون و البته معنا و محتوای سرشار اندیشهاش آگاهی دارد. از این رهگذر رویکرد تحلیل تعلیق محورانه بر تفکر و تخیل او تاوانی است که شعر او ناگزیر به آن تن میدهد.
از دریچهی دریافت شخصی به نظر میرسد؛ برای آنکس که زبان آوازش، زبان سازش،"آغازش" را ازدستداده است، غمی کارگشا و عمیق به تولد "امیدی" حاصل گشته است... او که زبان را، وسیله را، "آغاز" را، ازدسترفته میداند نیک آگاه است که در بطن ضمیر هوشیاری، تفکر، ذات درک، اعتبار اصالت آن "دوست داشتن" بر کالبد روح او حک است... "دوست داشتن" شاهانه در اقتدار به حیاتش ادامه میدهد و راهوار است. او اگرچه آغازش، زبانش، قالش، صورت اعتباریاش، مرکب نقلوانتقال (حال خویش) را دور شده میپندارد... اصل حال (این جوشش ذاتی) اما به قدرت، به نیکویی، به حمیت باقی ست... بر مدار معیار زدایانهی حسن شهرت خاص شاعر...
استاد ژیان پور: به نظر من بسيار متفكرانه تحليل كرديد و فضاي گفتگوي نقادانه را بهدرستی ايجاد كرديد.
"در ديده بهجای خواب، آب است مرا"
اگرچه "او بهتر از هر شخص ديگري از نوآوري كلام در سايه فرم غير موزون و البته معنا و محتواي سرشار از اندیشهاش آگاهي دارد" اما اين آگاهي مبين رابطهای است كه در زبان مشترك و ناخودآگاه مشترك، معني مییابد، از اين منظر آگاهي او فراتر از نوآوري است كه معرف تشخص نگاه شاملو باشد و بهجای رويكرد تعليق محور بر انعطاف بيشتر به سمت انبساط در پرهيز از تفكر موضوع محور و پوزيتويستي است تا در آوازش، سازش و آغاز، محوريت با موضوع نباشد.
شاملو در اعتقاد به باورهاي خود ازآنجهت كه او را بهسوی رويكرد نظاماند حتي از نوع تعليق ببرد، عمیقاً مشكوك بود. آزاده آريايي لقب شایستهای براي او است.
شهین راکی: اگر جز این بود نمیتوانست شاملو باشد هر شکی برای او میتوانست نوید رسیدنهای بیشتری باشد. بااینهمه از حسها و درکهای عمیقی که داشت قاطع سخن میگفت و چه زیبا و ملموس هم گفته است... یادش گرامی.
استاد ژیان پور: گروه كانون نويسندگان خراسان افتخار آن را داشت تا در سالروز درگذشت شاعر آزاده، احمد شاملو، ياد او را كه يادآوري انديشه او است، يادآور كند.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
