متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

وابستگي فرهنگي

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

وابستگي فرهنگي

وابستگي فرهنگي

 

بهرام بني نجار: بدترين وابستگي از ميان وابستگی‌های نظامي، اقتصادي، سياسي و غيره وابستگي فرهنگي است و تا فرهنگ درست نشود رشد ايجاد نمی‌شود.

حميد ژيان پور: من عمیقاً معتقدم وابستگي فرهنگي اصطلاح نادرست و مغالطه آميز است. فرهنگ مشمول وابستگي و تهاجم نمی‌شود.

سميه يوسفي: فرهنگ مشمول دادوستد و تعامل می‌شود. پويا است و چه بخواهيم و چه نخواهيم تأثير می‌گذارد و تأثير می‌پذیرد.

حميد ژيان پور: تأثرات فرهنگي، دروني، عميق، دامنه‌دار، رشد يابنده و همگرا است. تعامل فرهنگي، بيروني، واگرا و مشمول مرور زمان است. پويايي فرهنگ به وجه دروني آن مربوط است. 

بهرام بني نجار: ابتدا بحث خودم را با تعريف کوتاهي از فرهنگ که به داشته‌های غیرمادی انسان‌ها گفته می‌شود که داشته‌های مادي تمدن نام دارد، شروع می‌کنم. نخست اين سؤال را در ذهن مخاطب ايجاد می‌کنم که آيا هجوم فرهنگي وجود دارد يا نه؟ بله. بدین‌صورت که برخلاف تعامل که هر کشوري هنر و ... خود را بدون آسيب به هويت و شخصيت مردم کشوري ديگر ارائه می‌دهد اما اينجا به چهره زيبايمان گل ديده و دويست و پنجاه ساعت با ايجاد شبکه فارسي برنامه ارائه می‌دهد و فلان فیلم‌ساز آمريکايي عملاً به تمدن و شخصيت ما توهين می‌کند، اینجا هجوم است. پس تهاجم فرهنگي هست اما این‌که ما بپذيريم يا نه بستگي به شخصيت ما که در چه جامعه‌ای شکل‌گرفته است دارد. وقتي چيزي در جامعه باب شد خودبه‌خود به‌صورت عادت‌های روزمره ما درآمده و وارد فرهنگ ما می‌شود.

سادات هاشمي: تعريف جالبي بود از فرهنگ با عنوان داشته‌های غیرمادی انسان‌ها. براي من فرهنگ، همان آداب‌ورسوم، باورها، هنر و حتي گاهي دين و مذهب معنا دارد که فرد در طي زندگی‌اش از جامعه و خانواده خودش می‌گیرد و ازنظر من فرهنگ قابل‌آموزش هست و می‌شود به ديگران مخصوصاً با آموزش منتقل کرد. وقتي صحبت از هجوم يا تهاجم فرهنگي می‌شود، به ذهن من، اجبار و زور تداعي شده، درحالی‌که ازنظر من فرهنگ، بيشتر شخصي است و فرد از جامعه‌ای که در آن حضور دارد، گرفته است، فرهنگ جنبه کاملاً فردي دارد، به همين دليل شخص با اختيار و ميل باطني خودش، به تغيير فرهنگ خودش دست می‌زند. جامعه‌های مختلف براي گسترش فرهنگ خودشان، تلاش می‌کنند تا با آموزش به طرق مختلف مثلاً پخش فيلم و سریال‌ها، روي جوامع ديگر تأثیر گذاشته و فرهنگ خود را به آن‌ها القاء کنند، اما ازنظر من اين تهاجم نيست. جوامع هر چه اصیل‌تر و متمدن‌تر باشند، البته متمدن به معناي تکامل‌یافته در هر چيزي، پذيرش کورکورانه و بی‌تفکر آن‌ها در مسائل فرهنگي کمتر می‌شود. اين ما هستيم که می‌توانیم تصميم بگيريم که در برابر تلاش جوامع ديگر براي گسترش و جهاني کردن فرهنگشان (خوب يا بد)، چطور تأثیر می‌پذیریم و اين تأثیر می‌تواند عاقلانه و در جهت رشد و تکامل باشد يا در جهت تخريب فرهنگمان.

حميد ژيان پور: براي مواجهه با درک عميق مفهوم فرهنگ، ضرورت دارد تا خاستگاه و سرچشمه ايجاد، جوشش و تبلور آن را بجوييم. شما خاستگاه، منبع و آبشخور فرهنگ را چگونه معرفي می‌کنید؟

در دوران دانشجويي خوب به خاطر دارم. در کلاس درس استاد فرهیخته‌ای، مجاز بوديم تا چاي يا قهوه بنوشيم. استاد نيز اسباب چاي و قهوه‌اش را به کلاس می‌آورد، سيگاري هم آتش می‌زد.

سادات هاشمي: ازنظر من، در هر مکان جغرافيايي که اجتماعي از انسان‌ها حضور دارند، فرهنگي نيز حکم‌فرماست، که اين فرهنگ درگذر زمان، براي آن اجتماع و از نسلي به نسل ديگر منتقل ‌شده است. اين فرهنگ تحت عوامل مختلفي شکل‌گرفته است، اما براي يک فرد به‌تنهایی، ابتدا بستر خانواده و سپس بستر جامعه و شرايط محيطي، فرهنگ‌ساز می‌باشد.

حميد ژيان پور: بنا براين تعريف، به نظر می‌رسد فرهنگ تعريف زيربنايي و ذاتي دارد و با حضور اجتماعي انسان آغاز می‌شود. در اين صورت خاستگاه تمايل به زندگي اجتماعي در انسان چيست؟

سادات هاشمي: ذاتي؟ به نظر من فرهنگ، اکتسابي است.

حميد ژيان پور: اگر فرهنگ، اکتسابي باشد به اين معني است که قبل از اکتساب، حداقل وجود عينيت يافته نداشته است در اين صورت به نظر می‌رسد، زندگي اجتماعي ذات انسان نيست.

سادات هاشمي: انسان در کل و از گذشته دور بر اساس يک سري عوامل، احساس نياز به زندگي اجتماعي داشت البته هم نيازهاي جسمي و هم عاطفي و... . انسان اوليه نيز به‌خوبی درک کرده بود که براي بقا نمی‌تواند به‌تنهایی زندگي کند.

حميد ژيان پور: خاستگاه نياز، ذاتي است يا جبر محيط است؟

سادات هاشمي: به نظرم اجتماعي زندگي کردن، ذات آدميست اما چگونه، با چه کيفيتي و... نه.

خاستگاه نياز، ذاتي است.

حميد ژيان پور: آيا نيازهاي ذاتي از ذات تمايل انسان به زندگي اجتماعي به وجود می‌آید يا تحميل جبر محيط براي برطرف کردن نياز به زندگي و تداوم زنده ماندن، انسان را متوجه نيازهاي ذاتي خود می‌کند؟

سادات هاشمي: هر چه فکر می‌کنم انگار هر دو مهم هستند.

حميد ژيان پور: سخن از اهميت نيست. در اهميت و ضرورت اهميت آن بحثي نيست.

سادات هاشمي: مهم به اين معنا که هر دو نقش دارند؟

حميد ژيان پور: خير. به اين معني که اهميت، محور کنکاش در موضوع موردبحث يعني تعريف ماهيت فرهنگ، نيست. باهم می‌اندیشیم.

 


موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسب‌ها: گفتمان

تاريخ : چهارشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۷ | 21:16 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد