گفتگو
فاصله / زندگی
حمید ژیان پور
میاندیشم؛
زندگي، نیمنگاهی ميان دو فاصله است.
فاصلهای كه تو آن را درك کردهای
فاصلهای كه آن را درك نخواهي كرد...
سادات هاشمی
درک فاصله یعنی جدایی و عدم درک آن یعنی سوءتفاهم...
حمید ژیان پور
خير، من در مصداق سخن نگفتم.
سادات هاشمی
چرا فکر کردید من در مصداق سخن گفتم؟
حمید ژیان پور
در این صورت این خودش مفهوم است.
اما معنای موردنظر من مربوط به بیان دو فاصله است.
یکی فاصله رشد از کودکی تا کهنسالی است که شامل چهار مرحله است: از کودکی تا نوجوانی فاصلهای است که درک میکنیم و تجربیاتمان به مرحله نوجوانی تا جوانی میبریم و در مرحله سوم تجربیان را از مرحله دوم به جوانی تا میانسالی میبریم و در مرحله چهارم تجربیاتمان را از مرحله سوم به مرحله میانسالی تا کهنسالی میبریم. در تمام این مراحل ما با استفاده از فعلیت اراده تجربهمان، فاصله را درک میکنیم؛ زیرا کیفیت و چگونگی فعلیت تجربه موجب درک ما از زندگی میشود.
اما در فاصله دوم: ما متوجه فاصله خودمان با رؤیاهایمان میشویم و آنچه بعد از مرگ از ما باقی میماند بیرون از درک فعلیت اراده تجربه حسی ما است بنابراین به نظر میرسد ما آن را درک نخواهیم کرد.
سادات هاشمی
اما منظور من فاصله بین مرگ وزندگی بود.
فاصلهای که درک نمیکنیم، فرصت زندگی در این دنیاست که به سوءتفاهم میگذرد و درک غیرواقعی زندگی و به توهم زندگی کردن میگذرد.
حمید ژیان پور
تقریباً به مفهوم موردنظر من نزدیک است.
سادات هاشمی
اما برداشت من از توضیح شما این است که در طول زندگی ما، به مرحله درک میرسیم؛ یعنی فاصله را در ۴ مرحله زندگی درک کردیم.
حمید ژیان پور
همینطور هست.
البته ما نگاه کاملی نسبت به درک فعلیت اراده در زندگی نداریم بلکه نیمنگاهی محبوس در رؤیاهایمان ما را مبهم به جلو میراند.
ازاینرو است که ناکامی معنای درست زندگی است که ما آن را درست درک نکردهایم.
سادات هاشمی
قبول دارم. به مرگ که نزدیک میشویم، درک معنای ناکامی، آشکارتر است و تازه میفهمیم که درکی از زندگی نداشتیم و در توهم درک آن بودیم.
موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسبها: گفتمان
