متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

داستان‌نویسی

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

داستان‌نویسی

گفتگو

داستان‌نویسی

خانم اسدی

داستان‌نویسی در ایران در قرون گذشته و به اشکال افسانه، حکایت، روایت، قصه و مثل رایج بوده است. داستان‌های فارسی اغلب جنبه‌های نمادین و تمثیلی داشته و برای تعلیم و تبیین مسائل اخلاقی، فلسفی و عرفانی به کار گرفته می‌شدند. حکایات سیاست‌نامه، قابوس‌نامه و گلستان سعدی از این قبیل هستند. همچنین برخی داستان‌ها در کتاب‌های همچون بوستان سعدی و مثنوی مولوی به نظم سروده شده‌اند. ویس و رامین، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، وامق و عذرا، همای همایون و... داستان‌های عاشقانه‌ای هستند که به نظم درآمده‌اند. از دیگر نمونه‌های داستانی می‌توان به سمک عیار، داراب نامه، اسکندرنامه اشاره کرد.

اما این اشکال داستان‌نویسی هیچ‌کدام منطبق با معیارهای داستان‌نویسی نوین نبوده‌اند.

آشنایی با داستان به شیوه‌ی امروزی با ترجمه‌ی داستان‌های پرحادثه‌ی غربی در دنیای فارسی‌زبانان آغاز شد و ایرانیان با نوشتن رمان‌های تاریخی- اجتماعی مثل شمس و طغرا، ستارگان فریب‌خورده و... وارد دنیای رمان‌نویسی شدند و بعدازآن رمان واره‌های مسالک المحسنین، سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ و... اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را به‌نقد کشید.

درزمینه‌ی داستان کوتاه اما تاریخچه آن به حدود سال ۱۳۰۰ و داستان‌های جمال‌زاده می‌رسد که البته هنوز میان حکایت و داستان در نوسان هستند اما با ظهور هدایت به‌عنوان پیشوای داستان‌نویسی مدرن در ادبیات فارسی و پس از او بزرگ علوی، صادق چوبک، جواد مجابی، سیمین دانشور، جلال آل احمد و... رشد و بسط و تکامل یافت.

حمید ژیان پور

به نظر می‌رسد: آنچه در "گذشته به شکل افسانه، حکایت، روایت قصه و مثل رایج بوده است"، داستان‌سرایی است. من با این سخن بسیار موافقم که "خاستگاه داستان‌سرایی در ایران در ادبیات نمایشی و آیینی بوده است و به‌نوعی در فرهنگ شفاهی زیست داشته است".

داستان‌نویسی اما شیوه امروزی نوشتن داستان است که به ادبیات داستانی شهرت یافته است و خاستگاه آن تلاش برای فهم چیستی انسان فلسفی و تبیین چگونگی هستی انسان در معنا بخشی به چیستی او است.

آیهان آراز

هرچند بزرگان و مخصوصاً شعرای قدیم ما به چیستی و چرایی و فلسفه هستی انسان بسیار پرداخته‌اند اما داستان‌های شفاهی قدیمی کلاً حول محور خیر و شر و خوبی و بدی دور می‌زند.

نظر شخصی خودم که بارها در گفتگوها گفته‌ام این است که داستان‌سرایان ما نمی‌توانستند روی کاغذ آن را بارها نوشته و تفکر کنند و کلمات را پس‌وپیش و حتی گلچین کنند. برای همین است که داستان‌ها و قصه‌های شفاهی ساده بوده و بیشتر برای بیان همان چهره خیر و شر بیان‌شده است.

شاید نظر دوستان متفاوت باشد.

حمید ژیان پور

وقتی ما درباره سیر تحول تاریخی چیستی پدیده‌ها سخن می‌گویم و قصد داریم ماهیت و چیستی زبان پدیده را درزمینه‌ی زمان موردبررسی قرار بدهیم باید بتوانیم مسیر حضور تاریخی وجود پدیده را نشان بدهیم. ما نمی توانیم دراین‌باره یعنی فلسفیدن چیستی در هستی داستان‌سرایی، نشانه‌های تحول زمینه‌های تاریخی زبان شفاهی در زمان تاریخی را بیابیم؛ بنابراین به نظر می‌رسد زبان شفاهی فاقد تبیین نشانگان تحول درونی زبان تاریخی است و درحالی‌که در افواه، ساری است در نوشتن، باقی نیست.

مریم عیلخانی

قصه و افسانه، داستان‌نویسی نیستند. افسانه‌ها خالق ندارند، قصه نیز ساخته زبان عامیانه است. داستان محصول است. نتیجه خلاقیت، آگاهی و اندیشه نویسنده است.

حمید ژیان پور

قصه‌ها، حکایات، روایات، بیشتر شفاهی و افواهی هستند. ابتدا سرائیده شده‌اند. بعدها نوشته‌شده‌اند. داستان اما مانند فلسفه نگاشته می‌آید و تبیین می‌گردد. ما در داستان، روابط درونی اجزای ساختار منطقی ایده و عقیده را عمیقاً می‌توانیم بیابیم و در هستی‌شناسی معنای چیستی آن را تدقیق کنیم.

پانته‌آ گلپر

یکی از اساتید دانشمند گروه، زمانی در یک پست نوشته بودند جامعه‌ی امروز چونان نخست، بیشتر به نمایش نیازمند است تا به دیالکتیک مفهوم. بنده خودم هم بر این باورم و خوشحال می‌شوم در یک‌زمان مناسب تحلیل شمارا هم بخوانم.

حمید ژیان پور

"نمایش"، بخش عام، جامع، فراگیر و دمکراتیک بیان درونی اندیشه است که در احساس، نمایانده می‌شود. "دیالکتیک"، گفتمان انتزاعی، رشد یابنده است که در اندیشه بیان می‌شود. نمایش، گفتمان استعاری اندیشه است و "دیالکتیک"، گفتمان انتزاعی اندیشه است. در جهان سوم، نمایش راهی به‌سوی دمکراتیک کردن برون یافت احساس اندیشگی است.

پانته‌آ گلپر

دقیقاً. کاملاً نیکو‌ فرمودید و سپاس‌ها. پس نمایش به‌نوعی آورده یا بار اضافی و تجمع بالقوه گی فکر و اندیشه‌ی اجتماع را کاهش داده مسیری برای تحقق شعارها و اندیشه‌های فعلیت نیافته باز می‌کند. ازآن‌رو که گونه‌ای بازآفرینی در بطن خود دارد، حال که گاه دیالکتیک مفاهیم می‌تواند به انحراف یا تسلسل باطل گرایش پیدا کند و صرفاً اجتماع را به مسیر کج‌راهه با رویکرد نظری صرف سوق دهد.

حمید ژیان پور

نمایش، راهی به‌سوی دمکراتیک کردن عام و فراگیر برون یافت احساس اندیشگی است که منتهی به دمکراسی می‌شود.


موضوعات مرتبط: گفتمان
برچسب‌ها: گفتمان

تاريخ : شنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۲ | 22:43 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد